درود آقای نيكنام پرسش من درباره گوی بالدار و فروهر هست . برخی از زرتشتيان گوی بالدار را به نام «فروهر» به آيين زرتشتی نسبت می دهند، آيا شما هم اين باور را می پذیرید ؟

پرسش: 

درود آقای نيكنام  پرسش من درباره گوی بالدار و فروهر هست . برخی از زرتشتيان گوی بالدار را به نام «فروهر» به آيين زرتشتی نسبت می دهند، آيا شما هم اين باور را می پذیرید ؟

پاسخ: 

 

در باور ترادادی(:سنتی) زرتشتیان، مَرتو (:انسان) از ۴ بخش تشکیل شده  و هویت یافته است. ۲بخش آن مادی است «تن و جان» و دو بخش دیگر مینوی است که « روان و فروهر» نام دارد.

 

 فروهر در اوستا به گونۀ «فروشی» آمده است،  فروزه ونیروی اهورایی است که از آغاز زاده شدن در نهاد هر فرد به امانت گذاشته می شود. همانند(روح القدَُس) که در برخی دین ها از آن یاد می شود.  آشکار است که این فروزه دارای ریخت(:شکل) و نگاره ای نیست.

 

 در باور همگانی ایرانیان، از واژه فروهر دیگری نیز یاد می شود، با نگاره ای ویژه که در برخی از سنگ نگاره ها مانند تخت جمشید و بیستون نیز خودنمایی می کند این نگاره که شما آن را گوی بالدار نامیده اید، نماد و نشانی است که به روزگار پادشاهان هخامنشی، به ریخت(:شکل) آرم و نشان ملی کشور ایران در آمده است.

 

 چگونگی به ریخت آمدن آن شاید برگرفته از باور های گوناگون مردم آن روزگار باشد،. دین زرتشت، آیین مهر و زروان هریک نشانی از خود در این نگاره دارند.

 

این فرتور را گاهی تاریخنگاران یونانی نمادی از اهورامزدا، خدای مزدیسنان نامیده اند که اشتباه است زیرا اهورامزدا، دانایی وآگاهی بیکران در هستی است و به گفته فردوسی «که او برتر از نام و از جایگاه» است. شاید از آنجا که سنگ نگاره هایی که در این نگاره در بالای آن است در زیرش پادشاهان یادی از اهورامزدا کرده اند، یونانیان به اشتباه چنین پنداشته اند که شاید نمادی از خداوند ایرانیان باشد.