1

مراحل عرفان در دین زرتشت چگونه است؟ موبد نیکنام گرامی


پرسش :

مراحل عرفان در دین زرتشت چگونه است؟ موبد نیکنام گرامی


پاسخ :
  شناخت خداوند، پرورش و پویایی ویژگی های نیک رفتاری و«نزدیك شدن به اهورامزدا»،(:دانایی وآگاهی بیکران هستی مند)برترین آماج(:هدفِ) سفارش شده اَشوزرتشت در زندگی مَرتو(:انسان) است. آموزگار وپیام آور ایرانی باور داردكه اگر مرتوگان(:بشر) رفتار خود را به شش فروزه یی كه ازخداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد، گذری به هفتمین گام نیز خواهد داشت و به جایی خواهد رسید كه سعدی نیز به آن اشاره کرده است: « رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تاچه حد است، مقام آدمیت»    نخستین گام: «وَهومن» یا منش نیك است، این واژه در گویش پارسی به بهمن دگرگون(:تبدیل) شده است. نیك اندیشی یكی از فروزه های دانایی وآگاهی(خداوند) است كه مرتو نیز بایستی در نخستین گام آن رادر خود پرورش دهد. گام دوم: گزینش «اَشَه وَهیشْتَه» یا بهترین اشویی (:راستی ودرستی) است كه در گویش پارسی به اردیبهشت دگرگون شده است. اشویی هنجار یگانه(:مطلق) وتوانایی نظم بخشیدن است، این فروزه نیز درمرتو كوششی برای هماهنگی در رفتار بر پایه اشویی، به چِمار پیوستن به راستی در اندیشه، گفتار وکردار است. گام سوم:«خْشَترَه وَئیریَه» كه در گویش پارسی به شهریور تبدیل شده است توانایی مینوی و پادشاهی بر خود است، توانایی گذشت و مهربانی، توانایی وارسی(:كنترل)رفتار ناهنجار ،  توانایی پشتیبانی از راستی و کارزار(:مبارزه)با دروغ، توانایی: رسیدن به آزادی و آزاد منشی است گام چهارم: فروزة «مهرورزی» است كه در گات ها به گونه«سپنتَه آرَمئی تی» بیان شده و در پارسی به سپندارمذ یا اسپند تبدیل شده است. در بینش اشوزرتشت رابطه بین مرتو وخدا(:دانایی وآگاهی) در راستای دوستی و مهر است نه از روی ترس و بیداد، بنابراین شایسته است تا هرکس فروزه«مهرورزی» را در خود افزایش دهد، خویشتن داری، گذشت، فروتنی، مهربانی، بخشندگی و دهشمندی از پرتوهای این فروزه هستند. گام پنجم:به ریخت(:شکل)«هَه اوروَتات» آمده  آمده  ودر گویش پارسی به گونه خورداد بیان شده است، در این گام  رسایی وكمال در مرتو پدیدار خواهد شد و او را اندک اندک  به موتوی  آرمانی نزدیك خواهد كرد. درگام های رازوری(:عرفان) زرتشتی،  رسایی با  جاودانگی «امرداد» كه ششمین گام  است، به هم  پیوسته می باشند. آشکار است که  اگر مرتو  به رسایی برسد، «بی مرگی» مینوی نه مادی نیز فراخواهد رسید. «اَمِرَه تات»  كه در پارسی به ریخت  امرداد آمده، به چِمار جاودانگی است،   هر مرتو بر پایه هنجاری كه در سرشت او پیش بینی شده است به گونه یی دیگر و به گونه ای همچند(:طور نسبی) جاودانه خواهد شد. هفتمین گام: در راه  رازوری  و شناخت اهورا، «سرَئوشَه»  است این واژه در فارسی به گونه «سروش» بیان شده است، نور حقیقت و ندای اهورایی است كه چون مشعلی، نهادمرتو  و دیده دل رازور(:عارف) را روشن خواهد كرد، در این گام مرتو به جایگاه«سپنتامن»(:منش سپند وبرتر) دست خواهد یافت.    بنابراین در كنارِكار وكوشش،  وكوشش،  مرتو توانایی دارد تا گام های هفت گانه رازوری  را نیز  سپری کند، فروزه هایی چون پاكی و راستی، توانایی سازنده و مهرورزی پویا خواهد شد تا رسایی و پایندگی در نهاد او فزونی یابد.  
2

در باور زرتشتی اعتقاد به دو گوهر همزاد و متضاد كه هر یك بسته به موقعیت در اندیشه آدمی به شكل خوب یا بد بروز می كند وجود دارد جناب نیکنام پس هیچ عمل یا فکری مطلقا بد یا خوب نیست بنابراین چرا در آیین زرتشتی دروغ کلا ناپسند شمرده شده و مثلا دروغ مصلحت آمیز، جایز نمی باشد؟


پرسش :

در باور زرتشتی اعتقاد به دو گوهر همزاد و متضاد كه هر یك بسته به موقعیت در اندیشه آدمی به شكل خوب یا بد بروز می كند وجود دارد جناب نیکنام پس هیچ عمل یا فکری مطلقا بد یا خوب نیست بنابراین چرا در آیین زرتشتی دروغ کلا ناپسند شمرده شده و مثلا دروغ مصلحت آمیز، جایز نمی باشد؟


پاسخ :
  سرچشمه دروغ، برخورد دو گوهر همزاد است که در اندیشه مَرتو(:انسان) بی دانش ونادان به وجود می آید. که انگره مینو نام دارد و در گویش پارسی به اهریمن دگرگون شده است. اندیشه اهریمنی که زاده شده کژاندیشان است، خودبه خود در هستی پدیدار نشده است بلکه مرتوی نادان ونابخرد سبب پیدایش آن بوده و "بدی" نام دارد. این بدی پیش از این درساختار هستی نبوده بلکه مرتوی کژاندیش آن را پدید آورده است.   مرتوی دانا، آگاه ونیک اندیش، از آمیختگی دو گوهر همزاد دراندیشه خویش، نیکی وراستی را پویا می سازد که سپنته مینو(:منش سازنده) نام دارد. چون بینش اشوزرتشت تنها بر هنجاراستی(:اَشا) استواراست کسی که خود را پیرو چنین آیینی می داند، هیچگاه به دنبال دروغ که آزار دهنده و آسیب رسان است نخواهد رفت. در راستای هنجار راستی درهستی، زرتشتیان از دروغ مصلحت آمیز نیز پرهیز می کنند زیرا  شایستگی(:مصلحت) مَرتو (:انسان) در برقراری و گسترش راستی و همراه شدن با اَشا است وآن مصلحتی که پایه آن بر دروغ استوار باشد را نمی پسندند.
3

موبد نیکنام، قـانـون اَشـا را كـه زرتشت به آن اشاره كرده با چه چیزی در ادیان دیگر برابر می دانید؟


پرسش :

موبد نیکنام، قـانـون اَشـا را كـه زرتشت به آن اشاره كرده با چه چیزی در ادیان دیگر برابر می دانید؟


پاسخ :
  بیگمـان هـر دیـن و آیینی، جهـان بینی ویژه خود را دارد و برپایه آن پیروانی را از روزگار باستان گردهم آورده است. جهان بینی های دین ها وفرهنگ ها بدان شوه(:دلیل) گوناگون است كه با فرهنگ، باورها، استوره وتمدن های مرتوها(:مردم) در روزگار پیامبر وبا سرزمین هایی جداگانه فراهم شده وبا آن ویژه ها هماهنگ است.   دراین راستا هر یك از پیام آوران، عارفان(:رازوران) وحکیمان(:فلاسفه)، به هنجار(:نظم وقانون) در زندگی اشاره كرده اند. که برخی به ریخت(:شکل) دستور(:احکام) نیز به یادگار مانده است.    نگرش دین زرتشت به جهان هستی، پیروی و پیوستن به هنجاری درست وپایدار است که «اَشا» نام دارد. در بینش پیام آور وآموزگار ایرانی، خداوند جان و خرد، جهان را براساس هنجاری آفریده كه بر تمام هستی پایدار است.   هیچ پدیده یی از اتم تاكهكشان وجود ندارد كه بر پایه این هنجار هماهنگ استوار نباشد. در جهان بینی اشوزرتشت مرتوگان(:بشر) نیز بایستی خود را با هنجار هستی(:اشا)، همگام و همراه سازد. باور کند که در این هنجار جایگاه ویژه و ارزشمندی دارد که اگر آن را دریابد، هویت انسانی هنجارمند را خواهد داشت. راستی ودرستی، مهر و فروتنی، گذشت وفداکاری همراه با فروزه های نیك مرتوگانی را در خویش پرورش دهد. تا "اشو" به چم(:معنی) پیرو راستی گردد. به همه چنین مرتوهایی "اشوان" به چم راستکاران گفته می شود.   بیگمان این رویکرد فلسفی در دین های دیگر به ریختی(:شکلی) که آموزگار ایرانی به نام "اشا" به آن اشاره داشته، نیامده است.
4

جناب نیکنام، آیا دردین زرتشت، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا گسترش این دین شده است؟  آیا گرویدن به این دین برای همه امکان پذیر است؟  از کسی که بخواهد به این دین در آید چه برخوردی خواهد شد؟


پرسش :

جناب نیکنام، آیا دردین زرتشت، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا گسترش این دین شده است؟  آیا گرویدن به این دین برای همه امکان پذیر است؟  از کسی که بخواهد به این دین در آید چه برخوردی خواهد شد؟


پاسخ :
سراسِراندیشه و بینش زرتشت برای گسترش آیین راستی و خرد ومبارزه با اندیشه های پنداری ونادرست است. واین رویکرد یکی از سفارش های رستگاری بخشِ نخستین دینِ یکتانگری در جهان است.   زرتشت باور دارد که هرمَرتو(:انسان) که به دین راستی وخرد باورمند شده است، خویشکاری(:وظیفه) دارد تا در برانداختن کژاندیشی و فراخواندن(:دعوت) دیگران به آیین خردمندی کوشش کنند.   اشوزرتشت در یکی از بندهای گات ها می فرماید: «بهترین نیکی به دانشمندی برسد، که پیام راستین مرا، پیامی که از روی آیین راستی به رسایی و جاودانی، به کمال بی زوال می رساند، به مردم برساند وبفهماند، برای چنین کسی شهریاری خدای دانا در پرتوِ منشِ نیک گسترش پیدا خواهد کرد».   پذیرش این دین برای همه شدنی است، آشکار است که نه با زور(:اجبار) بلکه با گزینش از روی آزادی و با خواسته هرکس که در راستای خردمندی باشد. زیرا درهاتِ دیگری از«گات ها»زرتشت می فرماید:«بهترین گفته ها رابه گوش بشنوید، با اندیشهای ژرف به آن پیام بنگرید، سپس هرمرد و زن از شما، راه زندگی و دین خویش را با اختیاربرگزیند»   چگونه می توان باور به پیام زرتشت را درخود پرورش داد وچه برخوردی خواهد شد،؟ پیش از این در همین درگاه جستاری به نام "زرتشتی بودنی است، شدنی نیست" بیان شده است.
5

 

با سلام، آقای موبد نیکنام. اگر هدف زندگی همه ما مصداق این مصراع است: «مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است»...پس چه نیازی به داشتن یک دین مشخص داریم، همین که بر اساس فطرت پاک عمل کنیم کافی نیست و خداوند از ما قبول نمی کند؟


پرسش :

 

با سلام، آقای موبد نیکنام. اگر هدف زندگی همه ما مصداق این مصراع است: «مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است»...پس چه نیازی به داشتن یک دین مشخص داریم، همین که بر اساس فطرت پاک عمل کنیم کافی نیست و خداوند از ما قبول نمی کند؟


پاسخ :
  بیگمان همین است که شما نیز اشاره کرده اید ولی بسیاری ازمرتوها(:مردم) هنوز این برداشت نیک را درباره جایگاه خداوند ندارند. آنها در کعبه و بتخانه مقصودشان«تو» نیست وخواستارنزدیک شدن به پرورگار یکتا نیستند.   آنان از برخی باورها، اندیشه و نگرشِ روزگارانِ گذشته یاد می کنند که روزگاری به ریخت(:شکل) دین پایه ریزی شده و پیروان خود را به کارهایی شگفت انگیز وگاهی خرافی فراخوانده اند. پیروان دین های دیگر را نمی پذیرند. دستور مبارزه، برخورد نادرست وگاهی کشتار پیروان دین های دیگر را کرداری شایسته می دانند بنابراین آنها سبب پس ماندگی مرتوگان(:بشر) شده اند، پندارگرایی، برداشت نادرست از دین، و جنگ و ستیز بین مرتوگان را پیش آورده اند.   آنچنان که حافظ نیز به روزگار خود چنین شیوه ای را باور داشته و چنین گفته است: «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه... چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند».
6

جناب نیکنام، آیا زرتشت ادعا می کند دین کاملی است؟ اگر این ادعا را دارد دلیلش چیست؟


پرسش :

جناب نیکنام، آیا زرتشت ادعا می کند دین کاملی است؟ اگر این ادعا را دارد دلیلش چیست؟


پاسخ :
  زرتشت در سروده هایش، هیچگونه  هماوردخواهی(:ادعایی)، در هیچ موردی نکرده است. او بامرتوها(:مردم) سخن می گوید و باور دارد که همه با آزادی واختیار، در هر زمان و هرجایگاهی که باشند، پروانه(:اجازه) دارند به ارزش های مرتوگانی(:انسانی) برسند. هرکس شایستگی دارد با داشتن رفتار وکردار نیک وسخنی شیوا و درست، که برگرفته از اندیشه نیک وخرد رسا است. زندگی خویش را سپری کند واین شیوه برای رسیدن به جایگاه باشکوه مرتوگانی بسنده است.   رسایی(:‌کامل بودن) یک دین به چَِمار(:معنی) چیست؟ بزرگمهرمی گوید: «همه چیز را همگان دانند و همگان تاکنون از مادر نزاده اند». اگر بپذیریم که جهان در روزگاری به دین و فلسفه ای رسا برای زندگی مرتوگان(:بشر) دست یافته است، ازآن پس به هیچ نسک(:کتاب)، آموزشگاه، دانشگاه، پژوهش و دانشمندی نیاز نخواهیم داشت تا برآن شوند تا راهکاری تازه وگویا برای زندگی مرتوگان پدید آورند و او را به سوی رسایی (:تکامل) وپیشرفت رهنمون باشند.   زرتشت با پدیدارساختن آموزه هایی که بنیان آن راستی، برابری، آزادی وخردمندی است، به خرد هر مَرتو(:انسان) پروانه می دهد که در هر مکان با یاری از دانش زمان، رسا بودن زندگی خویش ودیگران را اندک اندک آزمایش کند نه اینکه چشم بسته، با پندار به اینکه کدام دین وسخنانی بالاتر وکامل تر است! به آن روی آورد.
7

آقای کورش نیکنام درود، خالق انگره مینو - اهریمن - کیست؟ و انگره مینو درمقابل چه کسی قراردارد؟


پرسش :

آقای کورش نیکنام درود، خالق انگره مینو - اهریمن - کیست؟ و انگره مینو درمقابل چه کسی قراردارد؟


پاسخ :
  درود برشما، «اَنگره مینو» که در گویش پارسی به آن «اهریمن» گفته شده است به چِمار (:معنی)  منش ویران ساز و کژاندیشی است که درپی برخورد دو نیروی «همزاد و ناهمگون» در نهاد مَرتو(:انسان) پدیدار می شود. بنابراین پدیدآورنده(:خالق) اهریمن، خداوند نیست بلکه این پدیده ویران ساز، تراوش یافته ذهن موتوگانی است که از دانایی بهره ندارند و از احساس ناپاک و پندارهای نادرست بهره می گیرند.   آنکه از دانایی بهره گرفته باشد، به جای انگره مینو که اندیشه تباه کننده است. منش پاک و سازنده «سپنتا مینو» را درنهاد و باور خود پدیدار خواهد ساخت.   بنابراین آفریدگار(:خالق) نیک اندیشی و بد اندیشی، هردو مرتو(:انسان) است یکی نیک اندیش را ودیگری بد اندیشی را گزینش کرده است. فروزه اهریمنی در برابر سپنتامینو قرار گرفته است، اهریمن نه در برابر اهورامزدا جای دارد و نه روبروی  کسی دیگرایستاده است. «اهورامزدا» (:دانایی وآگاهی‌ بیکران هستی بخش) است. آفریدگار همه نیکی ها در هستی می باشد چون از فروزه "دانایی" به جز نیکی تراوش نخواهد شد،   از این سرچشمه«دوگوهر همزاد و ناهمگون» که هردو نیروی مورد نیاز فرآیند هستی می باشند پدیدار شده است، «مثبت و منفی»، »کشش و رانش»، »تز و آنتی تز»، «کنش و واکنش»، «گرمی و سردی»، «سیاهی و سپیدی»، نمونه هایی از این دو فروزه می باشند که هیچکدام بد آفریده نشده اند.
8

 

 با توجه به پاسخ هایتان، دکتر نیکنام چگونه می توان خداوند را خالق مطلق دانست؟ اگر به گفته شما خالق بداندیشی در انسان خداوند نیست بلکه «انگره مینو» بخش منفی و غیر سازنده اندیشه انسان است و خالق آن انسان بد اندیش است. در این صورت خالق مطلق بودن خداوند نقض نمی شود؟ شاید مفهوم  مطلق بودن خداوند در فلسفه دین زرتشتی با مفهوم آن در ادیان ابراهیمی تفاوت دارد، لطفا توضیح دهید.


پرسش :

 

 با توجه به پاسخ هایتان، دکتر نیکنام چگونه می توان خداوند را خالق مطلق دانست؟ اگر به گفته شما خالق بداندیشی در انسان خداوند نیست بلکه «انگره مینو» بخش منفی و غیر سازنده اندیشه انسان است و خالق آن انسان بد اندیش است. در این صورت خالق مطلق بودن خداوند نقض نمی شود؟ شاید مفهوم  مطلق بودن خداوند در فلسفه دین زرتشتی با مفهوم آن در ادیان ابراهیمی تفاوت دارد، لطفا توضیح دهید.


پاسخ :
دوست گرامی، مَرتو(:انسان) در گذر زمان با اندیشه و خردِ خویش که به گفته فردوسی:  «نخستین فطرت پسین شمار / تویی خویشتن را به بازی مدار». آماج(:هدف) آفرینش راپی گیری و دنبال کرده است.   در فلسفه زرتشت، مرتوگان(:بشر) پیوسته یار، هماهنگ وهمراه خداوند بوده است. بنابراین شیوه زندگی را از دَد منشی (:وحشی گری) وشکار جاندران آغاز کرده و آنچنان دنبال کرده واکنون به دانش و هنری دست یافته است که من و شما در اندک زمان کوتاهی بتوانیم در هرسوی جهان، به سادگی با یکدیگر گفتگو کرده ودیدار داشته باشیم انگار که در کنارهم زندگی می کنیم.  چنانچه همه اینها را خداوند آفریده است! پس چرا از ملیون ها سال پیش مرتوگان به اینترنت خدا آفریده دسترسی پیدا نکردند؟ زیرا مَرتوی نوآور(:مخترع)، پیدا کننده (:کاشف)، نوآفرین (:مبتکر)به یاری دانش وآگاهی(اهورامزدا) پدید آورنده و آفریننده بسیاری از پدیده ها، هنر ها، زیبایی ها و رویدادهای مورد نیاز خود بوده که با بهره گیری از خرد و دانش همگانی در زمان خود روی داده است.   آفریننده یکتا (:خالق مطلق) بودن در اندیشه ایرانی به چِمار(:معنی) پدیدار شدن هستی تنهابا اراده یک سرچشمه با فروزگی(:صفت) دانایی و خرد است که در بینش زرتشت «اهورامزدا» نام گرفته است. آشکار است در کنار چنین خدایی ( فروغ دانایی، آگاهی وخرد) که پروردگاریکتا نام دارد. خدایانی دیگر، بت ها، فرشتگان، حواریون، جن و پری جایگاهی نداشته اند. آری، مرتوگان با خرد خود می تواند کارهای خوب و بدی را انجام دهد که از اندیشه نیک یا بد او سرچشمه داشته و خداوند در پدیدار شدن آن کاره ای نبوده است. برخی از این اندیشه هاو کارهای نیک  مرتوگان، اهورایی است و پاره ای نیز از اندیشه اهریمنی می باشد که از پندار نادرست مرتو(:انسان) سرچشمه گرفته که ویران کننده است. مرتو درهرگام و هرگاهی دارای آزادی است که نیک اندیشی را برگزیند و آفریینده کارهای نیک باشد و یا به نیروهای اهریمنی نهاد و سرشت خود بها داده وآن را برتر شمارد، آنگاه است که با گفتار وکردار بد خود، به زندگی دیگران و جهان هستی آسیب خواهد رسانید.
9

درود آقای نیکنام، آیا گزاره «اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک» سخن خود زرتشت است، زیرا من آن را در گاتاها به همین صورت ندیدم؟


پرسش :

درود آقای نیکنام، آیا گزاره «اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک» سخن خود زرتشت است، زیرا من آن را در گاتاها به همین صورت ندیدم؟


پاسخ :
درود برشما، اندیشه نیک که در سرودهای زرتشت، گات ها به ریخت (شکل)، « وهومَنَنَگها»، «وَنگهِه اوش مَنَنگهو» «وهومَنَه» آمده در بسیاری از بندها یادآوری شده است. گفتار نیک به ریخت« اوخذاییش»، «وهو وَچَنگها»، «وَچَه هی چا»آمده وکردارنیک نیز به ریخت « شکیَه اوتنا» آمده که در جای جای پیام زرتشت اشاره شده است، در برخی ازبند ها: (بند۳ ازهات ۳۰) و (بند۳ از هات ۵۱) و (بند ۲۱ از هات ۵۱) هر سه واژه اندیشه، گفتار و کردار نیک باهم به کار گرفته وستایش شده است.
10

استادنیکنام من باور قوی به دین زرتشت آوردم و گات ها چندین بار خواندم و با شگفتی دانش اشو زرتشت را پذیرفتم ولی در گات ها نیز سخنان تبلیغ راستی و پیکار با دروغ زده شد که انگار با این دین نیزمانند دیگر دین ها باید برای درستی اندیشه ام با دیگران ستیز داشته باشم!  چنین است؟ 


پرسش :

استادنیکنام من باور قوی به دین زرتشت آوردم و گات ها چندین بار خواندم و با شگفتی دانش اشو زرتشت را پذیرفتم ولی در گات ها نیز سخنان تبلیغ راستی و پیکار با دروغ زده شد که انگار با این دین نیزمانند دیگر دین ها باید برای درستی اندیشه ام با دیگران ستیز داشته باشم!  چنین است؟ 


پاسخ :
خیر، زرتشت در سرودهایش سفارش می کند که شایسته است هرکس به دانایی روی آورد و آیین راستی را که برپایه خردمندی است خواستار شود چون با این شیوه زندگی خوب وبا آسایش همراه با روانی آرام خواهد داشت. اودر سرودهایی اشاره به کسانی دارد که در آن روزگار پای بند به پندارهای خرافی ونادرست بوده اند و تلاش او رهایی اینگونه مردم از کارهای ناشایست است که دروند (:پیرودروغ) نام گرفته اند. هیچگاه به راستکاران پروانه نداده است تا با شمشیر وجنگ افزار دروغکاران را نابود کنیم بلکه با اندیشه راستین و سخن خوش بایستی تلاش کرد تا کژاندیشان ونابکاران را به راه راستی فراخواند زیرا بهتر خواهد بود جهانی سرشار از مرتوگان (: انسان) فرهیخته، سازنده ونیکوکار داشته باشیم.
11

درود بر نیکنام گرامی،  چرا اهورامزدا نیکی و بدی را آفرید؟ چرا تنها نیکی را نیافرید؟ اگر راه یکی است و راستی چرا باید بدی هم باشد. تا دوستداران اشا گمراه شوند؟


پرسش :

درود بر نیکنام گرامی،  چرا اهورامزدا نیکی و بدی را آفرید؟ چرا تنها نیکی را نیافرید؟ اگر راه یکی است و راستی چرا باید بدی هم باشد. تا دوستداران اشا گمراه شوند؟


پاسخ :
درود، اهوامزدا با نیکی در سراسرهستی پایدار است و هیچگاه زاینده بدی ها نیست! به چم(: معنی) واژه اهورامزدا بنگریم:  « دانایی وآگاهی بیکران هستی مند» اشوزرتشت نخستین بار به این پدیده پی برده است که سرآغاز وسرانجام هستی است. دانشی بیکران که هیچگاه پایانی نخواهد داشت. هرگاه مرتوگان (: انسان) با دانایی به سراغ چنین خدایی (اهورامزدا) برود وازاو یاری بخواهد، چنانچه برپایه هنجار راستی (: اشا) ومنش نیک (: وهومن) باشد،  فرآورده آن نیکی، مهربانی، شادی، سازندگی، تازگی، خوشبختی، بهروزی وپیشرفت خواهد بود ولی هرگاه براندیشان با کارهای نادرست خویش که برگرفته از نادانی، حسادت، خودپسندی، کینه وخشم باشد از اهورامزدا (دانش بیکران) یاری بجویند. بدی هایی پدیدار خواهد شد که با جنگ وبیداد، یورش وکشتار، خرافه وپندار،  واستفاده جنگ افزار همراه خواهد بود.  بدین روی آفریننده بدی ها، انسان بداندیش وناآگاه است که اگربر روی زمین نباشد هیچگاه بدی پیش نخواهد آمد. برای اینکه دانشی درست پایدار گردد وبدی درهازمان (: جامعه) نباشد. دست به کارشویم تا دانایی راگسترش دهیم. از مزدا (: دانایی وآگاهی بیکران) یاری بجوییم.  
12

استاد نیکنام فرمودید که بهشت پیش از انسان وجود نداشته  است در حالی که در تورات دلیل بیرون راندن آدم از بهشت، حوا بوده است.

نظرتان چیست؟


پرسش :

استاد نیکنام فرمودید که بهشت پیش از انسان وجود نداشته  است در حالی که در تورات دلیل بیرون راندن آدم از بهشت، حوا بوده است.

نظرتان چیست؟


پاسخ :
 درود برشما، ازبینش زرتشت چنین برداشت می شود که بهشت از واژه « وَهیشتِم مَنو» اوستایی برگرفته شده است. همان که در بین عرب ها« جَنَت» نامیده می شود. « وَه» همانند بِه،  به چم (: معنی) نیک و خوب است. وَهتَر: بهتر- وَهیشتِم: بهترین است و « مَنو» به چم منش واندیشه می باشد. وهیشتم منو (: بهشت) بهترین فروزه ای خواهد بود که هر کس به آن اندیشه دارد و فراهم شدن آن را پیوسته برای روان خود آرزومی کند، چنین جایگاهی به ریخت (: شکل) مادی نیست بلکه مینوی است. بیگمان روان هرکس درزندگی این جهان نیاز به شادی وآرامش دارد که با کارهای نیک او پدیدار خواهد شد. بنابراین بهشت اندیشه ایرانی رامَرتوگان (: انسان) با اندیشه وکردار خویش فراهم می کند. نه اینکه چشم به راه رسیدن به چنین جایگاهی پس از درگذشتن باشد. به همین روی آزرده شدن روان بداندیش نیزبرگرفته ازکردارِ بداوخواهد بود که با اراده وخواسته خویش به آن خواهد رسید. آن ویژگی را اوستا « دروجو دِمانِه» نامیده  که به چم جایگاه دروغکاران است. 
13

موبد نیکنام اهورامزدا در پیام زرتشت چگونه خدایی است؟


پرسش :

موبد نیکنام اهورامزدا در پیام زرتشت چگونه خدایی است؟


پاسخ :
اهورامزدا را تاکنون پژوهشگران « دانای بزرگِ هستی بخش» برگردان کرده اند. به باور، برداشت ودل آگاهی من از بینش اشوزرتشت در گات ها، « اهورامزدا» چم (:معنی) ژرف تر وارزشمند تر از این برگردان را دارد که در نسک (:کتاب) هایی به آن اشاره شده است. چنین اندیشیده ام که: دانا «اسم فاعل» است به چم کننده کار، کسی که می داند. بزرگ نیز فروزه (:صفت) چیزهای مادی است. کوه بزرگ، سنگ بزرگ، ماشین بزرگ. اهورا نیز به چم «هستی بخش» گفته شده است. این برگردان نیز «اسم فاعل» است، کسی که هستی را بخشیده است. با این برگردان از واژه «اهورامزدا»، پروردگار اندیشه زرتشت نیز همانند خدای برخی ادیان، موجودی خواهد بود که در جایی مانند آسمان جای گرفته، سخاوتمندی کرده که هستی را به ما بخشیده است. او بزرگ و قدرتمند وگاهی خشمگین وانتقام گیر خواهد بود. بنابراین شایسته است همه بنده وبرده چنین موجودی باشند. ولی در بینش زرتشت، هیچگاه به چنین خدایی با این ویژگی ها اشاره نشده است. اشوزرتشت هنگامی که در سرودهایش «گات ها» ازاهورامزدا سخن به میان می آورد، انگار از گونه یی انرژی وفروزه یاد می کند که سرآغاز وسرانجام هستی است. سراسر هستی را فراگرفته و با آن آمیخته شده است. این خدا ویژگی موجودی که کننده کار« اسم فاعل» باشد را درپیام او ندارد. به باور من واژگان «مزدا» و«اهورا» که اشوزرتشت جداگانه وگاهی باهم در سرودهایش از آن یاد می کند. هریک برگردان ویژه ونیکوتری دارد. خدای اندیشه پیام آور وآموزگار ایرانی، زرتشت؛ بسیار بالاتر از یک موجود ناشناخته است که کارهای سترگ وناممکن را از او خواستار باشیم وهرگاه چشم به راه معجزه وکار شگفت انگیزی از او داشته باشیم. سرنوشت نیک وبد را برایمان بنیان گذاشته باشد، پس از این جهان نیز پاداش وکیفر را برای کارهای نیک وگناهان ماآماده کرده باشد.  اهورامزدا «اسم فاعل» وکننده کار نیست، اگر چنین باشد! چنین خدایی را چه کسی آفریده است؟ چگونه درهستی پدیدار شده است؟ چنین خدایی پیش از «هستی» وجود داشته وفرآیند هستی یکی از کارهای اوست؟ یا نخست هستی به ریخت آمده (: شکل گرفته) وپس از آن خداوند در آن پدیدار شده است؟. در برداشت من از بینش اشوزرتشت: مزدا به چم « دانایی وآگاهی» است وفروزه یی که می توان به آن پیوست کرد، بزرگی نیست بلکه « بیکرانی» است. بیکران (:آنچه پایان نمی پذیرد). دانش بیکرانی که سرآغاز پیدایش هستی بوده است وبا هنجاری درست (: اشا) وبه یاری خرد مرتوها (:انسان) که پیوسته یار وهمکار این «مزدا» بوده اند. آنچه از ملیون ها سال پیش تاکنون درزندگی پدیدار شده، کشف شده، آفریده واختراع شده تا همگان درگذر زمان بهآگاهی رسیده اند. همه به یاری « دانش وآگاهی بیکران» (: مزدا) بوده است. «اهورا» نیز در برداشتی که از بینش زرتشت داشته ام «اسم فاعل» نیست. نیکوترین برگردان واژه اهورا (: هستی مند) خواهد بود نه « هستی بخش» « هستی مند» آنچه خود دارای هستی بوده وبا هستی آمیخته شده است، اهورا اِشغِ پرشور هستی است. همانند واژگان اندیشمند، دانشمند وهنرمند است که دارای اندیشه، دانش وهنر می باشد. بنابراین واژه اهورامزدا را می توان: «دانایی وآگاهی بیکران هستی مند» نامید. دانش بیکرانی که هرگاه بخواهیم از او یاد کنیم، به اوپناه ببریم یا به او نزدیک شویم؛ بایستی دانش را در خویش افزون سازیم. ازخرد بهره بگیریم تا به دانایی دست یابیم. آنگاه به راز هستی وچیستی پدیده های ناشناخته پی خواهیم برد. آنچه تاکنون نشناخته، ندیده، درک نکرده ونشنیده ایم؛ با ابزار دانایی وخرد همگانی، اندک اندک آشکار شود تا بدین سان با خداوند هستی همراه وهماهنگ شده باشیم. دانش وآگاهی بیکران (:مزدا) در هرهنگام ودر همه جا یاور وپشتیبان ما خواهد بود چنانچه آن را دریابیم، به کارگیریم، ستایش کرده وخشنودگردانیم. با این نگرش به اهورامزدا در بینش زرتشت؛ پندارگرایی، خرافه پرستی، نادانی واندیشه پوچ در زندگی مرتوگان (:بشر) جایگاهی نخواهد داشت وبیگمان (:اهورامزدا) که دانایی وآگاهی بیکران همگانی درهستی است،  بهروزی وآرامش را پیوسته به دانایان پیشکش خواهد کرد.  
14

موبد نیکنام ارجمند، چگونه می توان ثابت کرد كه گات ها كتاب آسمانى است و زرتشت از سوى خدا آمده است ؟


پرسش :

موبد نیکنام ارجمند، چگونه می توان ثابت کرد كه گات ها كتاب آسمانى است و زرتشت از سوى خدا آمده است ؟


پاسخ :
    نخست اینکه «گات ها» (سرودهای زرتشت» نسک(:کتاب) آسمانی نیست، به این چمار(:معنی) که گفته ها، بینش و پیام زرتشت که در این نسک جای دارند از سوی آسمان به زمین نرسیده است.    خداوند یکتای ایرانیان(:اهورامزدا) که نخستین بار زرتشت به آن اشاره کرده است، خدایی نیست که در آسمان باشد و از آنجا دستوراتش را به زرتشت رسانده باشد. و آنگاه او به مرتوگان(:بشر)رسانده باشد. اهورامزدا (دانایی وآگاهی بیکران هستی مند) فروزه پایداری است که بایستی در همه جا وجود داشته باشد. آنجا که خرد خودنمایی می کند، آنجا که هستی پویا می گردد و هرگاه که توانایی از دانایی سرچشمه گرفته است. خداوند جان و خرد نیز آنجاست.  بنابراین اهورامزدا فروزه ایست که جانِ جهان را پوشش داده است. به همین انگیزه «گات ها»  نسک دینی زرتشتیان است.    دوم اینکه زرتشت در سرودهایش خود را پیام رسان بی اراده نمی داند که پیام را از خداوند دریافت کرده سپس به مرتوها(:مردم) رسانده باشد. او خود را گاهی «سوشیانت» می داند به چمار کسی که سود رساننده و رهایی بخش است. گاهی «مانترن» نام دارد، کسی که سخنانش اندیشه برانگیز است و گاهی «زوتار» است، کسی که با آواز خوش سرودهای نغزش را در آیین ها می سراید. گفتنی است که در هات 29 از«یسنا» که دومین سرود« گات ها» می باشد،  برگزیده شدن اشوزرتشت به سِمَتِ پیام آوری بر مردم جهان و گسترش آیین یكتاپرستی از سوی اهورامزدا(آگاهی ودانایی در هستی) اشاره شده است.   
15

موبد نیکنام، در این جهان آشفته  چه کسی و یا چه معیاری برای اندیشه نیک وجود دارد؟ از کجا بدانیم که اندیشه ای نیک است؟


پرسش :

موبد نیکنام، در این جهان آشفته  چه کسی و یا چه معیاری برای اندیشه نیک وجود دارد؟ از کجا بدانیم که اندیشه ای نیک است؟


پاسخ :
  بیگمان چنانچه آشفتگی در این جهان وجود داشته باشد؛ از نابخردی، نادانی،  بی دانشی و احساس برگرفته از تعصب ما انسان ها فراهم شده است.   چگونگی دانستن اندیشه نیک، گام برداشتن همگان در زندگی با انگیزه دانش اندوزی، با آماج وهدف سود بخشی و آسایش، رسیدن به تازگی وآبادی وسرانجام خشنود ساختن « گه اوش اوروان» (:روان هستی) است.   این تلاش و همت به هر ریختی (:شکلی) در هرزمانی و مکانی شدنی است. ناگفته پیداست نیک اندیش و درست کردار که در راستای اندیشه نیک کارها را دنبال می کند، نیازی ندارد تا به هازمان (:جامعه) دروغین نگرشی داشته باشد. 
16

 آقای نیکنام، با در نظر گرفتن اين مطلب كه دين زرتشت را دين تحريف شد ه ای می دانيم چگونه به سنديت پاسخ هايتان می توان اطمينان داشت؟


پرسش :

 آقای نیکنام، با در نظر گرفتن اين مطلب كه دين زرتشت را دين تحريف شد ه ای می دانيم چگونه به سنديت پاسخ هايتان می توان اطمينان داشت؟


پاسخ :
 چگونه است که کسی به خود پروانه می دهد  دین و باور دیگری را تحریف شده بداند! باکدام انگیزه و شوه(:دلیل) دینی را گونه گون(:تحریف) شده است؟   اگر چنین باشد این پروانه را به دیگران نیز بدهیم تا برای هر دین و مکتبی باور خویش را بیان کنند، چون تاریخ ادیان بسیار پیچیده و قابل بررسی و نقد است. به ویژه پیامبرانی که در زادگاهشان افراد باسواد کمتری زندگی می کردند تا گفته های پیامبرشان را ثبت کنند وبه همین روی چندین سال پس از زندگی پیامبر، نسک (:کتاب) دینی در دسترس نداشته اند. یا ادیانی که با فرهنگ کشتار و غارت دارایی دیگران کارشان راآغاز کرده و بر سر رسیدن به پیشوایی و رهبری ازگرفتن جان یکدیگر نیز کوتاهی نمی کرده اند.    پس بهتر است به دنبال چگونگی ها نباشیم به آنچه اکنون به نام فرهنگ دینی داریم، اندیشه کنیم.  به آنچه می گوییم باور داشته باشیم و آنچه را باور داریم در پیام پیامبران جستجو کنیم.   سند ما نسک«گات ها»، سرودها وپیام اندیشه بر انگیز(:مانتره) زرتشت است که به دور از هرگونه خرافه پرستی، شیوه پیمودن راه راستی و رستگاری را به مَرتو(انسان) نشان داده است.  در کنار آن به سنت ها و آیین هایی که برگرفته از تیره(:اقوام) ایرانی در گذر چند هزار سال است و نمونه های حماسی و آیینی آن در بخش های اوستا آمده پای بند بوده و افتخار می کنیم. به همین روی پاسخگوی فلسفه برگزاری هر سنت، آیین و جشنی نیز می باشیم که از دیرباز تا اکنون آن را پاسداری کرده ایم. 
17

موبد نیکنام گرامی آیا به گفته زرتشت، اهورامزدا آفریننده نیکی و بدی است یا اینکه اهورامزدا تنها آفریننده نیکی هاست؟


پرسش :

موبد نیکنام گرامی آیا به گفته زرتشت، اهورامزدا آفریننده نیکی و بدی است یا اینکه اهورامزدا تنها آفریننده نیکی هاست؟


پاسخ :
شایسته نیست بیندیشیم که بدی در آفرینش وجود داشته باشد، زیرادر بینش زرتشت«اهورامزدا»، به چم "دانایی وآگاهی بیکران هستی مند" است.   برپایه چنین باوری، آفرینش در راستای دانایی ودانش آغاز شده وبه پیش می رود بنابراین در راستای فروزه دانش و خرد که در هستی پویا وپایدار است، بدی ها خودبه خود پیش نخواهند آمد بلکه بدی ها تنها در هازمان(:جامعه) مرتوگان(:انسان ها، بشر) وبه خواسته آنان آشکار می گردند.   ناگفته پیداست مرتوگانی وجود دارند که با کژاندیشی خود، آفریننده بدی ها وکاستی ها شده، نه تنها زندگی مرتوهای دیگر را نیز تباه می کنند بلکه به ساختار زندگی گیاهان و جانوران نیز آسیب می رسانند. زیستگاه خویش وآنان را ویران و آلوده می‌سازند.   آشکار است که اگر بتوان همه مرتوگان«انسان ها» را چند روزی از پهنه زمین به کهکشان دیگری کوچ دهیم!(منتقل کنیم)‌؛ زندگی بودنی ها(:موجودات) روی زمین بدونِ بودن مرتوها(:انسان)، هیچ گونه بدی در آن پیش نخواهد آمد. گفتنی است دراین هنگام  نیز زلزله، آتشفشان، سیلاب، گردوخاک، خشکسالی، یخبندان ودیگر پدیده ها همچنان در زاستار(:طبیعت) روی خواهد داد که هیچکدام "بد" نیستند  و مرتویی بر زمین نیست که اندیشه کند خداوند آفریننده اینگونه بدی ها بوده است.
18

جناب نیکنام چرا خورشید، آتش و روشنایی اساس دین زیبای زرتشت است؟


پرسش :

جناب نیکنام چرا خورشید، آتش و روشنایی اساس دین زیبای زرتشت است؟


پاسخ :
در فرهنگ کهن این سرزمین، روشنایی و فروغ از جلوه های «اهورامزدا» است، تاریکی نیز زاینده ناپاکی و بیداد است.به همانند این باور در ادیان دیگر نیز آمده است چنانکه در قرآن نیز داریم: «اللهُ نورالسَماوات واَلاَرض» (خداوند نور زمین وآسمان است)؛   به انگیزه آنکه روشنایی چنین ویژگی هایی را دارد، زرتشتیان روشنایی را پرستش سو(:قبله) خویش قرار داده اند و به سوی هر گونه فروغی مانند: نورآتش، فروغ شمع وچراغ، روشنایی خورشید وماه... خدای خویش «اهورامزدا» را نیایش می کنند.   مزدیسنان رنگ هایی را نیزبرای پوشش تن خود در زندگی به کار می برند که تیره نباشد بلکه روشنی بخش باشد. زیرا باور دارند که استفاده از رنگ تیره، غم افزا و سوگ آور خواهد بود.
19

موبد نیکنام گرامی آیا کردار ناپسند برگرفته از انگره مینو هماهنگ با خواست خداوند است؟


پرسش :

موبد نیکنام گرامی آیا کردار ناپسند برگرفته از انگره مینو هماهنگ با خواست خداوند است؟


پاسخ :
خیر؛  زرتشت در بینش خود «اهورامزدا» را سرچشمه خردو دانایی، دانش برتر آگاهانه، و هستی برپایه دانایی بیان کرده است. خدای اندیشه مزدیسنان در جایگاهی پایدار نشده که هرگاه خواسته وبرنامه ای ویران ساز وآزاردهنده برای مرتوگان(:بشر) پیشنهاد داشته باشد.   آشکار است هنگامی که خداوند اندیشه زرتشت چنین جایگاهی را داشته باشد. هرگونه کردار ناشایستی که از مرتوی(:انسان) ناآگاه، نابخرد وکژاندیش روی دهد و از«انگره مینو»(منش ویران کننده) او برگرفته شده باشد. کرداری خواهد بود که با اشا(:هنجار درست و راست هستی) ناهمگون است. بنابراین با خواست خداوند، اهورامزدا(:‌دانایی وآگاهی بیکران هستی مند) وسرچشمه خرد رسا هماهنگی نخواهد داشت.
20

آقای موبد نیکنام، باور زرتشت ومزدیسنان در مورد موسیقی چیست؟


پرسش :

آقای موبد نیکنام، باور زرتشت ومزدیسنان در مورد موسیقی چیست؟


پاسخ :
سروده های زرتشت، گات ها نام دارد که آهنگین بوده و به باور پژوهشگران، نخستین ادبیات شعر گونه جهان دانسته شده است. آشکار است که چنین سرودهایی از آغاز با آهنگ ویژه ای خوانده می شده است.   شادمان زیستن و فراهم آوردن شادی وسرور برای روان خویش و دیگران، از سفارش های بینش زرتشت است و شاد کردن دیگران به گونه ای نیایش بوده است چنانکه در سنگ نگاره های دوران هخامنشی نیز مشاهده می شود که آمده:    بزرگ است اهورامزدا؛ که آسمان را آفرید، که زمین را آفرید، که مردم را آفرید،  و « شادی » را برای مردم آفرید؛   بنابراین خنیاگری(:موسیقی) جدا از زندگی زرتشتیان و نیاکان ما نبوده است. نگاره(:عکس) دف، دوتار ونی که از پنج هزار سال پیش به یادگارمانده، همچنین نام آورانی خنیاگر وخوشنواز در دوران ساسانی همچون باربد و نکیسا، سخن از ارزش موسیقی و بهره مندی آن در ایران باستان را دارد.
21

درود موبد نیکنام، می خواستم بدانم چرا دین ها آنقدر با یکدیگر تفاوت دارند، مگر خداوند یکی نیست؟


پرسش :

درود موبد نیکنام، می خواستم بدانم چرا دین ها آنقدر با یکدیگر تفاوت دارند، مگر خداوند یکی نیست؟


پاسخ :
درود برشما، این پرسش را بایستی از خداوند پرسید که چرا با ابتکار فرستادن پیامبران به زبان های گوناگون وبرای هرتیره(:قومی) دین های گوناگون پدیدار شده است. با آنچه ما از اوستا برداشت می کنیم.  دین باواژه (دَاِنه - daena) نخستین بار در پیام زرتشت آمده و کاربرد این واژه، وجدان بیدار و آگاه، یا بینش درست درونی بوده است. با چنین ویژگی در پیام زرتشت، کسی دین دار است که وجدان درست و آگاه داشته باشد. به گونه ای ساده تر مرتو(:انسان) در کنار احساس گوناگون خود؛ بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و دریافت پوستی(:لامسه) که همگی آن ها را یکسان در نهاد خویش دارند. "بینش درونی" نیز دارند که "دَاِنه" یا دین نامیده می شود.   با این نگرش کسی دین دار است که با بینش درونی و وجدان همیشه آگاه خویش، بهترین جلوه های هستی را برای خود ودیگران گزینش کند. هرکس به پیشنهاد وسفارش آموزگار باستانی ایران، زرتشت: خوشبختی خود را در خوشبختی دیگران دریافت خواهد کرد.    مرتو در دین داری، تنها به هویت ارزشمند مرتوگانی(:بشری) اندیشه خواهد داشت تا جایگاه خویش را در ذره های هستی به دست آورد. حافظ در این باره به نیکی می فرماید: کمتر از ذره نیی، پست مَشو عشق بوَرز تا به سرچشمه خورشید رسی رقص کنان دامن دوست به دست آر و زدشمن بگسل مرد یزدان شو وفارغ گذر از اهرمنان.    بنابراین چنانچه  واژه "دین" در نزد خداوند جهانی دگرگون نشده باشد. لابد به فرمایش قرآن هر پیامبری برای زبان همان قوم فرستاده شده است(:وَما اَرسَلنا مِن رَسولا اِلا به لِسانه ای قَوماً). وشاید برداشت ما مرتوها(:انسان) ها درست نبوده وحقیقت را ندیده ایم، با ابزار دین به جان هم افتاده و کشتارهای تاریخی را برای برتری جویی از خود به یادگار گذاشته ایم و همچنان شمشیر در دست، دین داری را فریاد می زنیم .   گفتنی است که این تازگی ندارد چون حافظ سده ها پیش گفته است: جنگ هفتاد و دوملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.
22

شما می گویید اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک آیا در جایی گفته شده که چه چیزی نیک است و یا تعریفی از کار نیک شده است؟ چون کاری ممکن است در نزد من نیک باشد ولی در نزد دیگری نیک نباشد. سپاس موبد نیکنام


پرسش :

شما می گویید اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک آیا در جایی گفته شده که چه چیزی نیک است و یا تعریفی از کار نیک شده است؟ چون کاری ممکن است در نزد من نیک باشد ولی در نزد دیگری نیک نباشد. سپاس موبد نیکنام


پاسخ :
پاسخ روشن است، از زمانی که انسان با فرهنگ هم زیستی، همکاری، آباد سازی، نوزایی وسازندگی آشنا شده است، زندگی را بر پایه شادزیوی، بهروزی و خوشبخت کردن دیگران برگزیده است. چون در هر زمان از خرد خویش بهره گرفته و تلاش کرده تا مرتو(:انسان) بودن خویش را درکنار هنجار هستی(:اشا) به بیانی دیگر: ابر و باد و مه و خورشید و فلک ثابت کند.    آشکار است که مرتوگان(:بشر) با نیک اندیشی به شهرنشینی(:تمدن) روی آورده است. بنابراین با نگرش به بینشی که زرتشت پیرامون سپنته مینو(:منش پاک و سازنده) سخن گفته است که هرگاه می توان با گفتار و کردار نیک خود، هویت نیک ودرست مرتوگانی را از خود آشکار ساخت؛ در چنین هویتی، اندیشه و رفتاری ارزش خواهد داشت که بر بنیاد اشا(:راستی ودرستی) استوار شده باشد.    در این بینش، کاری نیک است که برای همه نیک و خوش آیند و برای همه سود داشته باشد، سبب آبادی، تازگی، شادی و خرسندی در جهان گردد. آنانکه این شیوه را گزینش کنند،اشوان(:پیروان راه اشا) نام دارند. نیکوکار، سازنده، شادی آفرین، خوش بیان، نام آور و نیک پیشه خواهند بود.   گفتنی است در کنار آنان همیشه کسانی نیز زندگی کرده اند که با گزینش کژاندیشی، شیوه دروغ و نادرستی را پیشه داشته اند، با پیروی از دروغ در اندیشه و گفتار و کردار خویش؛ خشم، غارت، جنگ، ویرانی، بیداد وستم را برای دیگران به یادگار گذاشته اند. بنابراین کسی که از خرد بهره بگیرد نیروی تمیز دادن(:تشخیص) خوب از بد را نیزخواهد داشت. آنان پیوسته به ندای بینش درونی(:وجدان) آگاه وبیدار خویش که در اوستا "دَاِنه" به چم(:معنی) دین است، می نگرند. 
23

موبد نیکنام درود. دو پرسش دارم ١- اهورامزدا كيست و چه ویژگی هایی دارد؟ ٢- زرتشت به دنيای پس از مرگ نیزباور داشته واگر داشته آن را چگونه ترسيم كرده است.


پرسش :

موبد نیکنام درود. دو پرسش دارم ١- اهورامزدا كيست و چه ویژگی هایی دارد؟ ٢- زرتشت به دنيای پس از مرگ نیزباور داشته واگر داشته آن را چگونه ترسيم كرده است.


پاسخ :
اهورامزدا در بینش زرتشت؛ ویژگی، پدیده و فروزه ای(:صفتی) است که برای نخستین بار آموزگار ایرانی به آفریدگار وپرورنده هستی داده است.   واژه «اهو» به چم (:معنی) هستی و اهورا(:دارای هستی، هستی مند) است. «مزدا» نیز به چم دانش و دانایی بیکران است. پیام زرتشت اشاره می کند که دانش بی پایان وآگاهی بیکران است که این هستی را آغاز کرده و ذره ذره های آن را به ریخت(:شکل) در آورده است. چنین خدایی یک موجود نیست که در آسمان ها جای داشته باشد و با آفریدن مرتو(:انسان) در واپسین هنگام، آفرینش را به سرانجام رسانده واکنون به تماشای کردار او می پردازد تا گناه وثواب او برای جهانی دیگر ثبت کند.. بلکه دانش بیکران و هستی مند(:مزدا) اشغ و شور جنبشی است که در همه هستی روان است. دراین بینش، مرتو‌نیز بنده وبرده دانش واگاهی در هستی نیست بلکه یار و همراه اهورامزداست.   ۲-  زرتشت به روان (:روح) در کالبد مرتو(:انسان) باور دارد که این روان با هرکردار نیک وسودرسانی که خوشبختی دیگران را نیز فراهم سازد، شاد و خرسند خواهد شد و بهشت را در این جهان برای خویش فراهم خواهد ساخت. یا وارونه(:برعکس) با کارهایی ناشایست که از او سرزند، روانش آزرده شده و در رنج به سر خواهد برد.   آشکار است که پس از مرگ  نیزروان مرتو با همان ویژگی که در این جهان داشته است، تا روزگاری دیرپا همچنان ادامه خواهد داشت. به بیانی دیگر، در باور زرتشتیان پس از دوره زندگی تنی و مادی این گیتی، مرگ و نیستی پیش نمی آید بلکه «درگذشت» روی خواهد داد، تن وبدن از آن پس نخواهد بود. آغازی خواهد شد برای پویایی روان درگذشته در بخش مینوی، به همین روی است که پیروان زرتشت پس از درگذشتن کسی، سوگواری نخواهند کرد، زیرا درگذشت هر کسی از جهان مادی، رهسپار شدن روانش به دوره مینوی است. آشکار است که دوره پایانی و باشکوه هویت یک مرتو پس از آزاد شدن روان خواهد بود. که دنباله فرآیند نیک هستی است. 
24

درود استاد نیکنام، آیا بهدینان به سرنوشت  نیزباور دارند؟ اشو زرتشت در گاتاها اشاره ای به این نکته کرده است؟ سپاس


پرسش :

درود استاد نیکنام، آیا بهدینان به سرنوشت  نیزباور دارند؟ اشو زرتشت در گاتاها اشاره ای به این نکته کرده است؟ سپاس


پاسخ :
خیر، دربینش زرتشت همه رویدادها برپایه خردمندی ودر پرتو دانش پیش خواهد آمد. هیچکس ناچار(:مجبور) نیست تا به آنچه پیش رویش قرار می گیرد تن دردهد و آن را به پای سرنوشت بگذارد.   سرنوشتِ مَرتًو (:انسان) را چه کسی گزینش کرده است؟ چرا باور کنیم خداوند آنرا برای هرکس جداگانه پیش بینی کرده است. مگرخداوند، دادگر(:عادل) نیست. پس بایستی سرنوشت همه را یکسان برگزیده وپیش بینی کرده باشد!   اینکه می گویند: "سرنوشت هر‌کس به هنگام زاده شدن بر پیشانی او نوشته شده" و می گویند: "گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه/ به آب زمزم وکوثر سپید نتوان کرد"؛ در بینش زرتشت جایگاهی ندارد.   در پیام زرتشت به جای باور به سرنوشت، از «بخت»(:شانس و اقبال) یاد شده است که هرگاه ودر هر رویدادی ممکن است پیش روی کسی نمایان شود. گزینش هرگونه بختی در هر هنگام، با آزادی و اختیار است. مَرتویی که بخت یار باشد(خوش شانس) و با دانش و آگاهی بهترین بخت پیش روی خویش را گزینش کند، در زندگی کامیاب خواهد شد. 
25

درود مهربان نیکنام. شما فرمودید که به پیامبر ما وحی نشده و الهام شده است. خواهشمندم تفاوت دقیق میان این دو را برایم آشکار سازید. سپاس بی پایان


پرسش :

درود مهربان نیکنام. شما فرمودید که به پیامبر ما وحی نشده و الهام شده است. خواهشمندم تفاوت دقیق میان این دو را برایم آشکار سازید. سپاس بی پایان


پاسخ :
  درود مهربان نیکنام. شما فرمودید که به پیامبر ما وحی نشده و الهام شده است. خواهشمندم تفاوت دقیق میان این دو را برایم آشکار سازید. سپاس بی پایان     پاسخ : درود. ازآنچه درگزینه "وحی" برای پیامبران برداشت می شود این است که فرشته ویا فرشتگانی که پیوسته نزدیک خداوند به سر می برده اند، پیام هایی را درزمان هایی مناسب که شان نزول گوناگون نیز داشته است، از خداوند آسمانی دریافت می کرده اند وآن را به گوش پیامبر یافرستاده خداوند (:رسول) بازگو می کرده اند. آنگاه پیامبر نیز همان گفته وپیام دریافت شده از خدا را به مرتوها(:مردم) می رسانده است. آشکار است که پیامبر هیچگونه دخالتی در کم وزیاد کردن پیام خداوندی نداشته است زیرا نمی توان گفته خدا را به گونه ای دیگر بیان کرد.    با نگرش به بینش زرتشت که برای«اهورامزدا» نام وجایگاهی درهستی بیان نکرده است. جایگاه او را درآسمان نمی داند که برعرش تکیه زده باشد وفرشتگانی پیرامون اوباشند. بلکه اهورامزدا در سروده های زرتشت، یک فروزه(:صفت) است. «اهو» به چمار(:معنی) هستی، هستی دار وهستی مند و«مزدا» به چمار دانایی وآگاهی بیکران است(:دانایی وآگاهی بیکران هستی مند) بنابراین زرتشت از آگاهی ودانایی در هستی، به فراگیری دانش پرداخته و به آگاهی رسیده است.   به جای فرشته، ندای درونی وبینش مینوی (:سروش) به یاری زرتشت آمده وهرگاه پرسشی برایش پیش آمده با پژوهش درهستی، در پرتو دل آگاهی(:الهام) به رازهای گوناگون هستی پی برده وهریک را درسرودهایش(:گات ها) برای خواستاران دانایی، بیان کرده است.   گفتنی است زرتشت در سرودهایش سفارش می کند که هرکس با آزادی می تواند سخنان او را بپذیرد وبرای بهروزی ورستگاری از آن بهره بگیرد. یا چنانچه باور و اندیشه دیگری دارد، بدان روی آورد. به هر روی دربینش زرتشت وفرهنگ ایران باستان، "فرشته" جایگاهی نداشته وبرای آموزگار وپیام  آور ایرانی نیز گزینه "وحی" پیش نیامده است.
26

در اینکه زرتشت دین سازندگی، تلاش و کوشش است، شکی نیست. همچنین درنیک بودن ذات این دین که به گفته بسیاری ازپژوهشگران غیرایرانی بهترین دین تاریخ است. آگاهیم؛ ولی آقای نیکنام، همه می دانیم که دین علاوه براین ویژگی های مثبت، سازو کاری است برای بسیاری از سودجویانی که ازدست رنج دیگران بهره می گیرند. چه هدف آغازین دین سوء استفاده از مردم باشد، چه نباشد. امروز دنیا یعنی مردم در حال دین زدگی می باشند. پیشنهاد می کنم دین ایرانیان باستان راباکمی دگرگونی های فلسفی، به عنوان یک جهان بینی جدید(مثل جهان بینی وتئوری مارکس) به مردم امروز ارائه کنید. دیگر دوران دین و مبلغ دینی، شیخ، ملا، موبد وکشیش وخاخام به پایان رسیده است.


پرسش :

در اینکه زرتشت دین سازندگی، تلاش و کوشش است، شکی نیست. همچنین درنیک بودن ذات این دین که به گفته بسیاری ازپژوهشگران غیرایرانی بهترین دین تاریخ است. آگاهیم؛ ولی آقای نیکنام، همه می دانیم که دین علاوه براین ویژگی های مثبت، سازو کاری است برای بسیاری از سودجویانی که ازدست رنج دیگران بهره می گیرند. چه هدف آغازین دین سوء استفاده از مردم باشد، چه نباشد. امروز دنیا یعنی مردم در حال دین زدگی می باشند. پیشنهاد می کنم دین ایرانیان باستان راباکمی دگرگونی های فلسفی، به عنوان یک جهان بینی جدید(مثل جهان بینی وتئوری مارکس) به مردم امروز ارائه کنید. دیگر دوران دین و مبلغ دینی، شیخ، ملا، موبد وکشیش وخاخام به پایان رسیده است.


پاسخ :
خوشترآن باشد که راز دلبران، گفته آید درحدیث دیگران.  بانگرش به درک وآگاهی جوانان در دوران کنونی وپیچیدگی فلسفه برخی ازادیان بانگرش به تعصب زیاد پیروان آن، بیگمان باور وسخن شما، همان است که دیرزمانی است آغاز گشته وبیگمان با شتاب بیشتری پیش روی خواهیم داشت.   به آنچه باید اشاره کرداین است که هیچگاه بینش زرتشت وپیام او که باآزادی درگزینش ویژگی های؛ راستی، شادی، نوگرایی، سازندگی، خردورزی، برابری، مبارزه باخرافات ومانند اینهاست. به دنبال سود جویی و به رنج آوردن ملت ها نبوده وهیچگاه با یاری شمشیر، به کشورگشایی نپرداخته است بلکه اندیشه وباوردیگران راارج گذاشته است.   چنانچه با منش ونگرش زرتشت در سرودهایش بنگریم. این آموزگار ایرانی، همگان رابه زندگی شاد وآرام فرامی خواند. به دنیایی سراسر نیکی وسازندگی اشاره دارد که برپایه راستی وخوشبخت ساختن دیگران باشد. پندارهای خرافی رانادرست دانسته وباور به شیوه های شگفت انگیز ونجات دهنده ندارد.   جایگاه موبد درفرهنگ ایرانیانِ همزمان با «زرتشت»، که باید او را آموزگار بینش راستی در ایران دانست، از واژه «مَگو پَت»دراوستا آمده که به چَمار(معنی) دانا می باشد. به همین روی شایسته نیست تا موبدی که خود را با ویژگی دانایی آراسته می گرداند، درپی سود جویی برآید، خویش را همانند برخی پیشوایان دینی، رابطه بین مَرتًو (:انسان)  وخدا بداند تا دین را ابزاری سازد برای رسیدن به هدفی مادی که در این جهان پاداش او گردد، بدین روی، نیازی نیست که منش زرتشت به فلسفه تازه ای همانند راهکار "مارکس" به فرآیند دیگری نگرش داشته باشد بلکه شایسته است به بینشِ درست او در سرودهایش(:گات ها) امده، بیشتر بیندیشیم و آن را در راستای بهزیستی زندگی به کار گیریم.
27

درود دکتر نیکنام، دوگانگی انگره مینو و سپنته مینو، باعث محدود شدن قدرت اهوره مزدا و متعاقب آن قدرت فلسفی بهدینی شده است . همچنین وجود ایزدان مختلف، فروشی ها و عقاید آیین های قبل از ظهور اشو زرتشت سیمای این دین را بسیار باستانی و کهنه کرده است. با توجه به وضعیت فعلی سیاسی- اجتماعی و دوری روزافزون جوانان از هردین و هر ساختار مشابه با دین، آیا زمان انقلابی فلسفی و همراه با اصلاحات در این دین نیک نرسیده؟ آیا نباید سوشیانتی بیاید و دین بهی را از تباهی نجات دهد؟ چه کسی این چنین تعهدی را می پذیرد؟ آیااین وظیفه شما موبدان نیست؟ دین بهی هویت ما ایرانیان است، هرچند کسی مانند من به این دین نباشد.


پرسش :

درود دکتر نیکنام، دوگانگی انگره مینو و سپنته مینو، باعث محدود شدن قدرت اهوره مزدا و متعاقب آن قدرت فلسفی بهدینی شده است . همچنین وجود ایزدان مختلف، فروشی ها و عقاید آیین های قبل از ظهور اشو زرتشت سیمای این دین را بسیار باستانی و کهنه کرده است. با توجه به وضعیت فعلی سیاسی- اجتماعی و دوری روزافزون جوانان از هردین و هر ساختار مشابه با دین، آیا زمان انقلابی فلسفی و همراه با اصلاحات در این دین نیک نرسیده؟ آیا نباید سوشیانتی بیاید و دین بهی را از تباهی نجات دهد؟ چه کسی این چنین تعهدی را می پذیرد؟ آیااین وظیفه شما موبدان نیست؟ دین بهی هویت ما ایرانیان است، هرچند کسی مانند من به این دین نباشد.


پاسخ :
درود برشما، ویژگی های فلسفی دین زرتشت نه تنها توانایی اهورامزدا راکاهش نداده است بلکه هریک سبب درک بیشتر آموزش های فرهنگ باستانی ایران نیز شده است. اگر به چند وچون این ویژگی ها به ژرفی بنگریم وهریک ازآن ها را بیشتر پژوهش کرده وبه کار گیریم، خودمان سوشیانت هایی می شویم که به دیگران نیز نیکوترین ها را سفارش خواهیم کرد.   آنچه باید بپذیریم اینکه هرآموزشی به ویژه دینی و فلسفی درگذر زمان دستخوش دگرگونی هایی خواهد شد وبیگمان چهره آموزه های درست در پیام زرتشت نیز هربار با فرهنگ و باورهای مرتو(:مردم)روزگاران گذشته به ریخت(:شکل) های دیگری جلوه گر شده است، به ریختی که اکنون اگربه همه نوشته های اوستایی وپهلوی از نگاه آموزه های زرتشتی بنگریم به ناهمگونی ها یی برمی خوریم که برخی از آنها نه تنها بینش زرتشت نیست، بلکه با اندیشه راستین زرتشت، دگرگون(:مخالفت)دارد.   چند نمونه که گاهی دست آویز بداندیشان درباره آیین و کیش زرتشت بوده، چنین است: ازدواج با محارم - برخورد با جسد مردگان - جداکردن  زنان به هنگام عادت ماهیانه - آتش پرستی -دوگانه پرستی و...  که همگی یا برداشت اشتباه از واژگان اوستایی است یا از آیین های بسیار کهن نیاکان بوده که زرتشت با آنها مبارزه کرده است.   چنانچه به فلسفه وجودی وجایگاه اهورامزدا که چَمار(:معنی) « دانایی وآگاهی بیکران هستی مند» است، بنگریم.  از آن پس خدایمان را تنها در آسمان جستجو نخواهیم کرد بلکه در ذره ذره های هستی خواهیم دید. اگرتاثیر دونیروی«سپنتامینو وانگره مینو» رابر اندیشه، گفتار و کردار خویش دریابیم، آنگاه به پدیدار شدن بدی ها از سوی مرتوها پی خواهیم برد نه اینکه خداوند را آفریدگار بدی ها بدانیم! اگر به چمار واژه«داِنه»(:دین) دراوستا بنگریم که «وجدان بیدار وآگاه» است، در می یابیم که دین دار کسی خواهد بود که بینش درونی او آگاهانه و گزینش او برپایه خردمندی است و... به همین روی چنانچه تمام گزینه های فلسفی در پیام زرتشت راکنکاش کنیم. چشم به راه سوشیانت نخواهیم بود.   آشکار است که پیشنهاد شما نیز مفید می باشد وموبدانی بینشور نیازاست تا دست به پالودگی فرهنگ وسنت های بیگانه داشته باشند که برای  نیاکان ایرانی ما روزگاری ارزش داشته ولی باگذر زمان وپیشرفت دانش کاربرد امروزی نخواهند داشت.
28

درود دکتر نیکنام، دوگانگی انگره مینو و سپنته مینو، باعث محدود شدن قدرت اهوره مزدا و متعاقب آن قدرت فلسفی بهدینی شده است . همچنین وجود ایزدان مختلف، فروشی ها و عقاید آیین های قبل از ظهور اشو زرتشت سیمای این دین را بسیار باستانی و کهنه کرده است. با توجه به وضعیت فعلی سیاسی- اجتماعی و دوری روزافزون جوانان از هردین و هر ساختار مشابه با دین، آیا زمان انقلابی فلسفی و همراه با اصلاحات در این دین نیک نرسیده؟ آیا نباید سوشیانتی بیاید و دین بهی را از تباهی نجات دهد؟ چه کسی این چنین تعهدی را می پذیرد؟ آیااین وظیفه شما موبدان نیست؟ دین بهی هویت ما ایرانیان است، هرچند کسی مانند من به این دین نباشد.


پرسش :

درود دکتر نیکنام، دوگانگی انگره مینو و سپنته مینو، باعث محدود شدن قدرت اهوره مزدا و متعاقب آن قدرت فلسفی بهدینی شده است . همچنین وجود ایزدان مختلف، فروشی ها و عقاید آیین های قبل از ظهور اشو زرتشت سیمای این دین را بسیار باستانی و کهنه کرده است. با توجه به وضعیت فعلی سیاسی- اجتماعی و دوری روزافزون جوانان از هردین و هر ساختار مشابه با دین، آیا زمان انقلابی فلسفی و همراه با اصلاحات در این دین نیک نرسیده؟ آیا نباید سوشیانتی بیاید و دین بهی را از تباهی نجات دهد؟ چه کسی این چنین تعهدی را می پذیرد؟ آیااین وظیفه شما موبدان نیست؟ دین بهی هویت ما ایرانیان است، هرچند کسی مانند من به این دین نباشد.


پاسخ :
درود برشما، ویژگی های فلسفی دین زرتشت نه تنها توانایی اهورامزدا راکاهش نداده است بلکه هریک سبب درک بیشتر آموزش های فرهنگ باستانی ایران نیز شده است. اگر به چند وچون این ویژگی ها به ژرفی بنگریم وهریک ازآن ها را بیشتر پژوهش کرده وبه کار گیریم، خودمان سوشیانت هایی می شویم که به دیگران نیز نیکوترین ها را سفارش خواهیم کرد.   آنچه باید بپذیریم اینکه هرآموزشی به ویژه دینی و فلسفی درگذر زمان دستخوش دگرگونی هایی خواهد شد وبیگمان چهره آموزه های درست در پیام زرتشت نیز هربار با فرهنگ و باورهای مرتو(:مردم)روزگاران گذشته به ریخت(:شکل) های دیگری جلوه گر شده است، به ریختی که اکنون اگربه همه نوشته های اوستایی وپهلوی از نگاه آموزه های زرتشتی بنگریم به ناهمگونی ها یی برمی خوریم که برخی از آنها نه تنها بینش زرتشت نیست، بلکه با اندیشه راستین زرتشت، دگرگون(:مخالفت)دارد.   چند نمونه که گاهی دست آویز بداندیشان درباره آیین و کیش زرتشت بوده، چنین است: ازدواج با محارم - برخورد با جسد مردگان - جداکردن  زنان به هنگام عادت ماهیانه - آتش پرستی -دوگانه پرستی و...  که همگی یا برداشت اشتباه از واژگان اوستایی است یا از آیین های بسیار کهن نیاکان بوده که زرتشت با آنها مبارزه کرده است.   چنانچه به فلسفه وجودی وجایگاه اهورامزدا که چَمار(:معنی) « دانایی وآگاهی بیکران هستی مند» است، بنگریم.  از آن پس خدایمان را تنها در آسمان جستجو نخواهیم کرد بلکه در ذره ذره های هستی خواهیم دید. اگرتاثیر دونیروی«سپنتامینو وانگره مینو» رابر اندیشه، گفتار و کردار خویش دریابیم، آنگاه به پدیدار شدن بدی ها از سوی مرتوها پی خواهیم برد نه اینکه خداوند را آفریدگار بدی ها بدانیم! اگر به چمار واژه«داِنه»(:دین) دراوستا بنگریم که «وجدان بیدار وآگاه» است، در می یابیم که دین دار کسی خواهد بود که بینش درونی او آگاهانه و گزینش او برپایه خردمندی است و... به همین روی چنانچه تمام گزینه های فلسفی در پیام زرتشت راکنکاش کنیم. چشم به راه سوشیانت نخواهیم بود.   آشکار است که پیشنهاد شما نیز مفید می باشد وموبدانی بینشور نیازاست تا دست به پالودگی فرهنگ وسنت های بیگانه داشته باشند که برای  نیاکان ایرانی ما روزگاری ارزش داشته ولی باگذر زمان وپیشرفت دانش کاربرد امروزی نخواهند داشت.
29

روزگار خوش آقای نیکنام، یک جمله از زرتشت هست که می گوید: خوشبخت کسی است که خواهان خوشبختی دیگران باشد؛ اکنون پرسش من این است که ممکن است کسی خوشبختی را در کارهای ناپسند ببیند، مثلا دزدی کردن، دروغ گفتن، مسخره کردن، مال کسی را خوردن و ... ، ما باید برای اینکه خوشبخت شویم به او در این کارها کمک کنیم؟


پرسش :

روزگار خوش آقای نیکنام، یک جمله از زرتشت هست که می گوید: خوشبخت کسی است که خواهان خوشبختی دیگران باشد؛ اکنون پرسش من این است که ممکن است کسی خوشبختی را در کارهای ناپسند ببیند، مثلا دزدی کردن، دروغ گفتن، مسخره کردن، مال کسی را خوردن و ... ، ما باید برای اینکه خوشبخت شویم به او در این کارها کمک کنیم؟


پاسخ :
به این بند به ژرفی بنگرید: خوشبختی از آن کسی است که "خواهان خوشبختی دیگران باشد"، نه هربدکاری را یاری رساند.   مرتو(:انسان) از دیدگاه اشوزرتشت نماد خردمندی، دانایی و راستی است. دراین بینش کارهایی شایسته است که به سود همه باشد و سبب بالندگی، سازندگی و پیشرفت هازمان مرتوگانی(:بشری) گردد.    اینک باید بیندیشیم که هرج و مرج، نابسامانی، جنگ و گریز، کشتار دیگران، دروغ ودزدی از رفتارهای هنجارگونه مرتوگان است ویا ناهنجاری هازمانی را برای همگان در پی خواهد داشت.    بیگمان از دیرباز مرتوی خردمند وآگاه،  شایستگی ها را در برابر ناشایست ها شناخته ودر زندگی به کار بسته است. بنابراین بر کسی پوشیده نخواهد بود آنکه از خرد رسا بهره داشته باشد، پیوسته  هنجار راستی را پذیرا خواهد بود که بازتاب آن خوشی وآرامش را برای دیگری فراهم خواهد ساخت نه چپاول، کشتار، دروغ وناسزا برای دیگران که جز ناآرامی، خونریزی، خشم وبیداد را به یادگار خواهد گذاشت.
30

درود آقای موبد نیکنام،  آیا گزاره «اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک» سخن خود زرتشت است، زیرا من آن را در گاتاها به همین صورت ندیدم؟


پرسش :

درود آقای موبد نیکنام،  آیا گزاره «اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک» سخن خود زرتشت است، زیرا من آن را در گاتاها به همین صورت ندیدم؟


پاسخ :
  درود برشما، اندیشه نیک که در سرودهای زرتشت، گات ها به ریخت(:شکل)، « وهومَنَنَگها»، «وَنگهِه اوش مَنَنگهو» «وهومَنَه» آمده در بسیاری از بندها یادآوری شده است.   گفتار نیک به ریخت«اوخذاییش»، «وهو وَچَنگها»، «وَچَه هی چا»آمده وکردارنیک نیز به ریخت «شکیَه اوتنا» آمده که در جای جای پیام اشوزرتشت به آن اشاره شده است.   در برخی ازبند ها: (بند۳ ازهات ۳۰) و (بند۳ از هات ۵۱) و (بند ۲۱ از هات ۵۱) هر سه واژه اندیشه، گفتار و کردار نیک باهم به کار گرفته وستایش شده است.
31

درود موبد نیکنام،  یکی از ۹ باور و اصول در دین زرتشت، باور به جهان مینوی هست، آیا جهان مینوی با این جهان فرق دارد؟ امشاسپندان و اورمزد که در جهان مینوی هستند، یعنی کجا؟


پرسش :

درود موبد نیکنام،  یکی از ۹ باور و اصول در دین زرتشت، باور به جهان مینوی هست، آیا جهان مینوی با این جهان فرق دارد؟ امشاسپندان و اورمزد که در جهان مینوی هستند، یعنی کجا؟


پاسخ :
  درود برشما، پایه های بنیادی دین زرتشت بر هفت گام استوار شده است. ۱- جایگاه اهورامزدا (یگانه بودن دانایی وآگاهی بیکرانِ هستی مند). ۲- باور به آموزگاری و پیام آوری اشوزرتشت. ۳- پیوستن به اشا(هنجار راستی درهستی). ۴- پیروی از هومَت، هوخت، هووَرشت (اندیشه، گفتار وکردارنیک). ۵- آزادی گزینش (برپایه خردمندی). ۶- پاداش کارنیک وپادافراه کردار زشت (دریافتِ شادی ورنج درپی کردارخویش). ۷- جاودانگی روان(شادی ورنج دیرپا برای روان).    جهان مینوی که شما اشاره کرده اید بیگمان برای روان خواهد بود. وبسیاری از پیام آوران، رازوران (عارفان) واندیشمندان به آن اشاره کرده اند ولی: کَس نامَد ازآن جهان که تا پرسَم ازاوی  احوالِ مسافرانِ عالَم، چون شد! باور ندارم که اورمزد وامشاسپندان تنها درجهان مینوی هستند!. اورمزد، کوتاه شده واژه «اهورامزدا» است که چَم (:معنی) آن، دانایی و آگاهی هستی مند است. امشاسپندان نیز فروزه (:صفت) های برگرفته از اهورامزدا می باشند که انسان نیز می تواند آنها را در نهاد خویش پرورش دهد، بیگمان چنانچه دانش وآگاهی و فروزه های اهورایی فراگیر شود مرتوگان(:بشر) درجهان با آسودگی و آرامش زندگی خواهند داشت.
32

استاد نیکنام فرمودید که بهشت پیش از انسان وجود نداشته است در حالی که در تورات دلیل بیرون راندن آدم از بهشت، حوا بوده است.

نظرتان چیست؟


پرسش :

استاد نیکنام فرمودید که بهشت پیش از انسان وجود نداشته است در حالی که در تورات دلیل بیرون راندن آدم از بهشت، حوا بوده است.

نظرتان چیست؟


پاسخ :
  از بینش زرتشت چنین برداشت می شود که بهشت از واژه «وَهیشتِم مَنو» اوستایی برگرفته شده است. همان که در فرهنگ وباور عرب ها«جَنَت» نامیده شده است. «وَه» همانند بِه،  به چم (:معنی) نیک و خوب است. وَهتَر(:بهتر)- وَهیشتِم(:بهترین) است و «مَنو» به چم منش واندیشه می باشد. بنابراین به_ بهتر_ بهشت. وهیشتم منو(:بهشت) بهترین فروزه ای خواهد بود که هر کس به آن اندیشه دارد و فراهم شدن آن را پیوسته برای روان خود آرمان دارد.    چنین جایگاهی به ریخت(:شکل) مادی نیست بلکه مینوی است. بیگمان روان هرکس درزندگی این جهان نیاز به شادی وآرامش دارد که با کارهای نیک او پدیدار خواهد شد. بنابراین بهشت در اندیشه ایران باستان را مَرتوگان (:انسان) با اندیشه وکردار خویش فراهم می کند. نه اینکه چشم به راه رسیدن به چنین جایگاهی پس از درگذشتن از این جهان باشد که خداوند برایش تدارک دیده است.   به همین روی آزرده شدن روان کسی که درزندگی این جهانی بداندیش باشد، برگرفته ازکردارِ بد اوخواهد بود که با اراده وخواسته خویش به آن خواهد رسید. آن ویژگی را اوستا «دروجو دِمانِه» نامیده  که به چم جایگاه دروغکاران است. آنچه در آغاز تورات و در سفر پیدایش برای آفرینش مرتوها(:انسان) آمده است در ادبیات اوستایی وبینش زرتشت نیامده است.
33

من پاسخ های شما راخواندم موبد نیکنام. می توان گفت زرتشت همانند یک فیلسوف است مثل ارسطو، سقراط، افلاطون و...  عیسی و موسی و محمد. چیزهای که این افراد به آن سفارش کرده اند همه درنگرش یک انسان دانا وجود دارد مانند مهربانی و کمک و حق دیگران را نخوردن و.. . چرا باید انسان خودش را درگیر دین بکند؟ من خودم دین ندارم ولی تا جایی که می توانم سعی بر آن دارم که گناهی مرتکب نشوم، پرسش من این است چرا باید دین داشته باشیم؟


پرسش :

من پاسخ های شما راخواندم موبد نیکنام. می توان گفت زرتشت همانند یک فیلسوف است مثل ارسطو، سقراط، افلاطون و...  عیسی و موسی و محمد. چیزهای که این افراد به آن سفارش کرده اند همه درنگرش یک انسان دانا وجود دارد مانند مهربانی و کمک و حق دیگران را نخوردن و.. . چرا باید انسان خودش را درگیر دین بکند؟ من خودم دین ندارم ولی تا جایی که می توانم سعی بر آن دارم که گناهی مرتکب نشوم، پرسش من این است چرا باید دین داشته باشیم؟


پاسخ :
  درود برشما، دانش های گوناگون اندک اندک در گذر دوران تا به امروز فراهم گشته است و به ریخت(:شکل) داد(:قانون) در بخش های گوناگون زندگی درآمده است تا هرکس درچارچوب اینگونه دادهای برگرفته از دانش، به آرامش وآسایش دست یابد.   بخشی از این دادگری برپایه دانش را همگان در هر شهر ودیاری از بامداد تا شامگاه تماشا می کنیم وچاره ای جز پیروی ازآن را نداریم. آشکار است که بیدادی از دانش وآگاهی، سبب آسیب رساندن به خود و دیگران خواهد شد.   سرعت وسبقت غیرمجاز در رانندگی، عبور از چراغ قرمز وخیابان یک سویه، آلوده کردن آب وهوا وخاک در زیستگاه، پیروی از نکته های بهداشتی درزندگی، استفاده ناآگاهانه از الکتریسته  استفاده نادرست از ابزار ودستگاه های گوناگون، بهره گیری درست از آب و سوخت، استفاده از چه گونه گوشت و گیاه در خوراک جداکردن زباله ها برای بازگشت به چرخه مواد. ومانند اینها از هنجارهای هازمانی(:اجتماعی) مرتوگان(:بشر) در جهان شده است.    با همین نگرش دربخش اندیشه نیز اندیشمندان وپیام آوران هر بخش از گیتی همانند آموزگارانی بوده اند که راه بهزیستی را با رفتاری درست وپسندیده به دیگران سفارش کرده اند. بنابراین چنانچه کسی از همه سفارش های دانش پایه در زندگی خود بهره بگیرد وهمراه با آن از راهکارهای درست زیستی وسفارش شده دین راستین نیز پیروی کند، زندگی آرام وشادی پیش رو خواهد داشت.   به باور من گفته وپیام اندیشمندان وپیام آوران راستین همانند نسخه یک پزشک آگاه و دلسوز است که بر سربرگی نوشته شده وشما به داروخانه خواهید داد و امیدوار خواهید بود که از بیماری خویش با آنچه در نسخه آمده درمان خواهید شد،  چون به کارشناس آن روی آورده اید.  شما می فرمایید به "دین" نیازی نیست! همانند اینکه بگوییم به پزشک نیازی نیست و هرکس توانایی دارد بدون پزشک به داروخانه رفته وبرای خویش از هرگونه دارویی که مایل است گزینش کرده وسفارش دهد. این راهکارنیز شیوه ای است که به تازگی گروهی برای خود پیش بینی کرده اند امیدواریم آنان شناخت خوبی از داروهای جسمی وروانی برای خود در بی دینی داشته باشند. 
34

موبد نیکنام، پیروان هر دین به پیامبرانی غیر از پیامبر خودشان نیز باور دارند.  یهودیان علاوه برحضرت موسی به ابراهیم خلیل الله نیز معتقدند. مسیحیان علاوه بر حضرت عیسی به حضرت موسی و ابراهیم خلیل الله معتقدند. ما مسلمان ها هم علاوه بر حضرت محمد به پیامبرانی چون ابراهیم و عیسی و موسی و ... معتقدیم. آیا زرتشتیان  تنهابه اشو زرتشت باوردارند یا پیامبران دیگری را نیزقبول دارند؟ چند تن از این بزرگان را نام ببرید.


پرسش :

موبد نیکنام، پیروان هر دین به پیامبرانی غیر از پیامبر خودشان نیز باور دارند.  یهودیان علاوه برحضرت موسی به ابراهیم خلیل الله نیز معتقدند. مسیحیان علاوه بر حضرت عیسی به حضرت موسی و ابراهیم خلیل الله معتقدند. ما مسلمان ها هم علاوه بر حضرت محمد به پیامبرانی چون ابراهیم و عیسی و موسی و ... معتقدیم. آیا زرتشتیان  تنهابه اشو زرتشت باوردارند یا پیامبران دیگری را نیزقبول دارند؟ چند تن از این بزرگان را نام ببرید.


پاسخ :
  موبد نیکنام، پیروان هر دین به پیامبرانی غیر از پیامبر خودشان نیز باور دارند.  یهودیان علاوه برحضرت موسی به ابراهیم خلیل الله نیز معتقدند. مسیحیان علاوه بر حضرت عیسی به حضرت موسی و ابراهیم خلیل الله معتقدند. ما مسلمان ها هم علاوه بر حضرت محمد به پیامبرانی چون ابراهیم و عیسی و موسی و ... معت هیچگاه نمی توان بینش زرتشت و فلسفه او را با ادیان ابراهیمی سنجش(:مقایسه) کرد، چون دیدگاه و جهان بینی زرتشت با آنان در بسیاری از گزینه ها دگرگون(:متفاوت) بوده و هم خوانی ندارد.   خدای اندیشه زرتشت اهورامزدانام دارد به چم(:معنی) دانایی وآگاهی بیکران هستی مند، موجودی نیست که در ورای(:عرش) آسمان ها جای گرفته باشد و کار مرتوگان(:بشر)را از بالا تماشا وبررسی کند، اگر اراده کرد آنان را ببخشد وچنانچه خشمگین شد، مَرتو(:انسان) را به کیفر (:مجازات) برساند.   بهشت و دوزخ نیز برای مرتو جایگاهی از پیش آماده شده نیست تا هرکس پس ازمرگ به یکی از آن دو جای خوش آیند یا زجرآور راهنمایی شود. بنابراین در بینش زرتشت، مرتو برده(:بنده) چنین خدایی نیست که بی چون و چرا از دستورات او پیروی کند.   اگر به سرودهای زرتشت(:گاتاها) به ژرفی بنگریم تنها راه بهزیستی و رستگاری مرتوگان را خواهیم یافت. زرتشت در پیامش نه تنها خود را پیام رسان و پیامبر(:رسول) نخوانده است. بلکه از پیامبران دیگری نیز نام نبرده است،  سرودهای زرتشت از سود رسان هایی سپند(مقدس) به نام « سوشیانت ها» یاد کرده است که گاهگاهی در زندگی مرتوگان پدیدار شده ودر هرهنگام چشم به جهان گشوده و مرتوگان رااز پندارهای نادرست رهایی بخشیده و به تازه شدن  زندگی فرامی خوانند.   «دانشمندان با دانش خود»، «اندیشمندان با اندیشه خود» (:فیلسوف با فلسفه خویش) و «رازوَران(:عارفان) با پارسایی و رازوری(:عرفان) خود» نمونه هایی از سوشیانت ها در روزگار خود بوده اند که بهره بسیاری به دیگران رسانده اند و همچنان درهرگوشه ازگیتی آشکار خواهند شد تا گسترش دهنده راستی باشند، با دروغ مبارزه کنند و تازگی و پیشرفت را به زندگی مردم ارمغان آورند. این چنین کسان از دانایانی بوده که زرتشت به آنان باور دارد وگسترش دهنده آیین راستی درجهانند از هر تیره، باهر گویش و از هرملتی که باشند.
35

موبد نیکنام اهورامزدا در پیام زرتشت چگونه خدایی است؟


پرسش :

موبد نیکنام اهورامزدا در پیام زرتشت چگونه خدایی است؟


پاسخ :
اهورامزدا را تاکنون پژوهشگران « دانای بزرگِ هستی بخش» برگردان کرده اند. به باور، برداشت ودل آگاهی من از بینش اشوزرتشت در گات ها، « اهورامزدا» چم (:معنی) ژرف تر وارزشمند تر از این برگردان را دارد که در نسک (:کتاب) هایی به آن اشاره شده است. چنین اندیشیده ام که: دانا «اسم فاعل» است به چم کننده کار، کسی که می داند. بزرگ نیز فروزه (:صفت) چیزهای مادی است. کوه بزرگ، سنگ بزرگ، ماشین بزرگ. اهورا نیز به چم «هستی بخش» گفته شده است. این برگردان نیز «اسم فاعل» است، کسی که هستی را بخشیده است. با این برگردان از واژه «اهورامزدا»، پروردگار اندیشه زرتشت نیز همانند خدای برخی ادیان، موجودی خواهد بود که در جایی مانند آسمان جای گرفته، سخاوتمندی کرده که هستی را به ما بخشیده است. او بزرگ و قدرتمند وگاهی خشمگین وانتقام گیر خواهد بود. بنابراین شایسته است همه بنده وبرده چنین موجودی باشند. ولی در بینش زرتشت، هیچگاه به چنین خدایی با این ویژگی ها اشاره نشده است. اشوزرتشت هنگامی که در سرودهایش «گات ها» ازاهورامزدا سخن به میان می آورد، انگار از گونه یی انرژی وفروزه یاد می کند که سرآغاز وسرانجام هستی است. سراسر هستی را فراگرفته و با آن آمیخته شده است. این خدا ویژگی موجودی که کننده کار« اسم فاعل» باشد را درپیام او ندارد. به باور من واژگان «مزدا» و«اهورا» که اشوزرتشت جداگانه وگاهی باهم در سرودهایش از آن یاد می کند. هریک برگردان ویژه ونیکوتری دارد. خدای اندیشه پیام آور وآموزگار ایرانی، زرتشت؛ بسیار بالاتر از یک موجود ناشناخته است که کارهای سترگ وناممکن را از او خواستار باشیم وهرگاه چشم به راه معجزه وکار شگفت انگیزی از او داشته باشیم. سرنوشت نیک وبد را برایمان بنیان گذاشته باشد، پس از این جهان نیز پاداش وکیفر را برای کارهای نیک وگناهان ماآماده کرده باشد.  اهورامزدا «اسم فاعل» وکننده کار نیست، اگر چنین باشد! چنین خدایی را چه کسی آفریده است؟ چگونه درهستی پدیدار شده است؟ چنین خدایی پیش از «هستی» وجود داشته وفرآیند هستی یکی از کارهای اوست؟ یا نخست هستی به ریخت آمده (: شکل گرفته) وپس از آن خداوند در آن پدیدار شده است؟. در برداشت من از بینش اشوزرتشت: مزدا به چم « دانایی وآگاهی» است وفروزه یی که می توان به آن پیوست کرد، بزرگی نیست بلکه « بیکرانی» است. بیکران (:آنچه پایان نمی پذیرد). دانش بیکرانی که سرآغاز پیدایش هستی بوده است وبا هنجاری درست (: اشا) وبه یاری خرد مرتوها (:انسان) که پیوسته یار وهمکار این «مزدا» بوده اند. آنچه از ملیون ها سال پیش تاکنون درزندگی پدیدار شده، کشف شده، آفریده واختراع شده تا همگان درگذر زمان بهآگاهی رسیده اند. همه به یاری « دانش وآگاهی بیکران» (: مزدا) بوده است. «اهورا» نیز در برداشتی که از بینش زرتشت داشته ام «اسم فاعل» نیست. نیکوترین برگردان واژه اهورا (: هستی مند) خواهد بود نه « هستی بخش» « هستی مند» آنچه خود دارای هستی بوده وبا هستی آمیخته شده است، اهورا اِشغِ پرشور هستی است. همانند واژگان اندیشمند، دانشمند وهنرمند است که دارای اندیشه، دانش وهنر می باشد. بنابراین واژه اهورامزدا را می توان: «دانایی وآگاهی بیکران هستی مند» نامید. دانش بیکرانی که هرگاه بخواهیم از او یاد کنیم، به اوپناه ببریم یا به او نزدیک شویم؛ بایستی دانش را در خویش افزون سازیم. ازخرد بهره بگیریم تا به دانایی دست یابیم. آنگاه به راز هستی وچیستی پدیده های ناشناخته پی خواهیم برد. آنچه تاکنون نشناخته، ندیده، درک نکرده ونشنیده ایم؛ با ابزار دانایی وخرد همگانی، اندک اندک آشکار شود تا بدین سان با خداوند هستی همراه وهماهنگ شده باشیم. دانش وآگاهی بیکران (:مزدا) در هرهنگام ودر همه جا یاور وپشتیبان ما خواهد بود چنانچه آن را دریابیم، به کارگیریم، ستایش کرده وخشنودگردانیم. با این نگرش به اهورامزدا در بینش زرتشت؛ پندارگرایی، خرافه پرستی، نادانی واندیشه پوچ در زندگی مرتوگان (:بشر) جایگاهی نخواهد داشت وبیگمان (:اهورامزدا) که دانایی وآگاهی بیکران همگانی درهستی است،  بهروزی وآرامش را پیوسته به دانایان پیشکش خواهد کرد.      
36

استاد فرمودید که بهشت پیش از انسان وجود نداشته  است در حالی که در تورات دلیل بیرون راندن آدم از بهشت، حوا بوده است.
نظرتان چیست؟


پرسش :

استاد فرمودید که بهشت پیش از انسان وجود نداشته  است در حالی که در تورات دلیل بیرون راندن آدم از بهشت، حوا بوده است.
نظرتان چیست؟


پاسخ :
درود برشما، ازبینش زرتشت چنین برداشت می شود که بهشت از واژه « وَهیشتِم مَنو» اوستایی برگرفته شده است. همان که در بین عرب ها« جَنَت» نامیده می شود. « وَه» همانند بِه،  به چم (: معنی) نیک و خوب است. وَهتَر: بهتر- وَهیشتِم: بهترین است و « مَنو» به چم منش واندیشه می باشد. وهیشتم منو (: بهشت) بهترین فروزه ای خواهد بود که هر کس به آن اندیشه دارد و فراهم شدن آن را پیوسته برای روان خود آرزومی کند، چنین جایگاهی به ریخت (: شکل) مادی نیست بلکه مینوی است. بیگمان روان هرکس درزندگی این جهان نیاز به شادی وآرامش دارد که با کارهای نیک او پدیدار خواهد شد. بنابراین بهشت اندیشه ایرانی رامَرتوگان (: انسان) با اندیشه وکردار خویش فراهم می کند. نه اینکه چشم به راه رسیدن به چنین جایگاهی پس از درگذشتن باشد. به همین روی آزرده شدن روان بداندیش نیزبرگرفته ازکردارِ بداوخواهد بود که با اراده وخواسته خویش به آن خواهد رسید. آن ویژگی را اوستا « دروجو دِمانِه» نامیده  که به چم جایگاه دروغکاران است. 
37

درود بر نیکنام گرامی،  چرا اهورامزدا نیکی و بدی را آفرید؟ چرا تنها نیکی را نیافرید؟ اگر راه یکی است و راستی چرا باید بدی هم باشد. تا دوستداران اشا گمراه شوند؟ 


پرسش :

درود بر نیکنام گرامی،  چرا اهورامزدا نیکی و بدی را آفرید؟ چرا تنها نیکی را نیافرید؟ اگر راه یکی است و راستی چرا باید بدی هم باشد. تا دوستداران اشا گمراه شوند؟ 


پاسخ :
درود، اهوامزدا با نیکی در سراسرهستی پایدار است و هیچگاه زاینده بدی ها نیست! به چم(: معنی) واژه اهورامزدا بنگریم:  « دانایی وآگاهی بیکران هستی مند» اشوزرتشت نخستین بار به این پدیده پی برده است که سرآغاز وسرانجام هستی است. دانشی بیکران که هیچگاه پایانی نخواهد داشت. هرگاه مرتوگان (: انسان) با دانایی به سراغ چنین خدایی (اهورامزدا) برود وازاو یاری بخواهد، چنانچه برپایه هنجار راستی (: اشا) ومنش نیک (: وهومن) باشد،  فرآورده آن نیکی، مهربانی، شادی، سازندگی، تازگی، خوشبختی، بهروزی وپیشرفت خواهد بود ولی هرگاه براندیشان با کارهای نادرست خویش که برگرفته از نادانی، حسادت، خودپسندی، کینه وخشم باشد از اهورامزدا (دانش بیکران) یاری بجویند. بدی هایی پدیدار خواهد شد که با جنگ وبیداد، یورش وکشتار، خرافه وپندار،  واستفاده جنگ افزار همراه خواهد بود.  بدین روی آفریننده بدی ها، انسان بداندیش وناآگاه است که اگربر روی زمین نباشد هیچگاه بدی پیش نخواهد آمد. برای اینکه دانشی درست پایدار گردد وبدی درهازمان (: جامعه) نباشد. دست به کارشویم تا دانایی راگسترش دهیم. از مزدا (: دانایی وآگاهی بیکران) یاری بجوییم.   
38

درود آیا گزاره «اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک» سخن خود زرتشت است، زیرا من آن را در گاتاها به همین صورت ندیدم؟


پرسش :

درود آیا گزاره «اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک» سخن خود زرتشت است، زیرا من آن را در گاتاها به همین صورت ندیدم؟


پاسخ :
درود برشما، اندیشه نیک که در سرودهای زرتشت، گات ها به ریخت (شکل)، « وهومَنَنَگها»، «وَنگهِه اوش مَنَنگهو» «وهومَنَه» آمده در بسیاری از بندها یادآوری شده است. گفتار نیک به ریخت« اوخذاییش»، «وهو وَچَنگها»، «وَچَه هی چا»آمده وکردارنیک نیز به ریخت « شکیَه اوتنا» آمده که در جای جای پیام زرتشت اشاره شده است، در برخی ازبند ها: (بند۳ ازهات ۳۰) و (بند۳ از هات ۵۱) و (بند ۲۱ از هات ۵۱) هر سه واژه اندیشه، گفتار و کردار نیک باهم به کار گرفته وستایش شده است.
39

درود، یکی از ۹ باور و اصول در دین ررتشت، باور به جهان مینوی هست، آیا جهان مینوی با این جهان فرق دارد؟ امشاسپندان و اورمزد که در جهان مینوی هستند، یعنی کجا؟ 


پرسش :

درود، یکی از ۹ باور و اصول در دین ررتشت، باور به جهان مینوی هست، آیا جهان مینوی با این جهان فرق دارد؟ امشاسپندان و اورمزد که در جهان مینوی هستند، یعنی کجا؟ 


پاسخ :
درود برشما، پایه های بنیادی دین زرتشت بر هفت گام استوار شده است. ۱- جایگاه اهورامزدا (یگانه بودن دانایی وآگاهی بیکرانِ هستی مند). ۲- باور به آموزگاری و پیام آوری اشوزرتشت. ۳- پیوستن به اشا(هنجار راستی درهستی). ۴- پیروی از هومَت، هوخت، هووَرشت (اندیشه، گفتاروکردارنیک). ۵- آزادی گزینش (برپایه خردمندی). ۶- پاداش کارنیک وپادافراه کردارزشت (دریافتِ شادی ورنج درپی کردارخویش). ۷- جاودانگی روان(شادی ورنج دیرپا برای روان). جهان مینوی که شما اشاره کرده اید بیگمان برای روان خواهد بود. وبسیاری از پیام آوران، رازوران (عارفان) واندیشمندان به آن اشاره کرده اند ولی، کَس نامَد ازآن جهان که تا پرسَم ازاوی / احوالِ مسافرانِ عالَم، چون شد!. باور ندارم که اورمزد وامشاسپندان تنها درجهان مینوی هستند!. اورمزد، کوتاه شده واژه «اهورامزدا» است که چَم (:معنی) آن، دانایی و آگاهی هستی مند است. امشاسپندان نیز فروزه (:صفت) های برگرفته از اهورامزدا می باشند که انسان نیز می تواند آنها را در نهاد خویش پرورش دهد، بیگمان در این جهان پدیدار خواهند شد. 
40

با سلام می خواستم بدانم چرا دین ها با هم تفاوت دارند؟ مگرخدا یکی نیست؟

 

 


پرسش :

با سلام می خواستم بدانم چرا دین ها با هم تفاوت دارند؟ مگرخدا یکی نیست؟

 

 


پاسخ :
درود برشما، آشکار است که اندیشه مَرتوگان (انسان) از روزگارانِ باستان درپی پذیرش پدیده و فروزه یی به نام خداوند بوده است. از آنجا که هریک در بخشی از جهان وسرزمین خویش از فرهنگِ ویژه ای برخوردار بوده اند، نام و جایگاهی گوناگون نیز به خدای اندیشه خویش داده اند. درپی رویدادهای زاستاری (:طبیعی)  مانند زلزله، آتشفشان وآفت ها که هرگاه برای مرتوگان پیش آمده آنان باوربه خدایان خشمگین نیز داشته اند که سبب خشم و ویرانی بوده اند بنابراین برایشان فدیه می دادند و قربانی می کردند. این شیوه در بین بسیاری از مرتوگان در روزگاران باستانی گسترش داشته است چون آنان از دانش کافی بهره مند نبوده اند. درسرزمین پهناور ایران باستان، واز آنچه در استوره ها، حماسه ها، ادبیات اوستایی وشاهنامه به یادگار مانده است. چنین برداشت می شود که نخست خورشید مورد ستایش بوده، پس از آن نورخورشید که «مهر» نام گرفته است ستایش شده است وآیین مهر پرستیفراگیرشده است و به ریخت (شکل) میتراییسم به اروپا نیز راه یافته است. «اردویسور اَناهیتا» (:آب بالنده پاک) نیز موردستایش بوده است.  از زمان هوشنگ که «آتش» مهار شده ودر زندگی مرتوگان آشکار گشته است، آتشکده ها برپا شده که این پدیده زندگی ساز نیز پرستاری (:پرستش) گردد تا همچنان در خانه ها نیز پایدار بماند، (سرودهایی درستایش خورشید، مهر، آب و آتش از آن دوران همچنان در اوستا به یادگار مانده است). باور پس از آن «اَهوره» درایران و در«اَسوره» در هندوستان بوده است. پدیده ای که  به باور مَرتوگانِ آن زمان، هستی را به ریخت آورده اند. (هستی آفرین، هستی بخش) برگردان این واژگان بوده است. زرتشت پس از این روزگاربا دل آگاهی به اندیشه یی تازه دست می یابد وآن را آشکار می سازد، نخست اینکه در می یابد هیچ پدیده ای به نام خداوند نباید باخشم وبی داد، سبب آزار به مرتوگان و آسیب به زندگی آنان باشد. سپس می اندیشد که خورشید، مهر، اناهیتا، آتش ومانند اینها در زندگی ارزش دارند ولی خداوند هستی چیز دیگری باید باشد! زرتشت واژه «مَزدا» (: دانایی و آگاهی بیکران) را برای مرتوگان آشکار می سازد، از آن پس مرتوگان درایران وجهان در می یابند که هستی برپایه دانش وآگاهی به ریخت آمده است.  با این نگرش، اهورامزدا، (دانایی وآگاهی هستی مند)  ویژگی خدای ایرانی است که جایگاه ویژه خود را داشته ویگانه است. همه چیز برهنجار راستی استواراست، اهورامزدا (دانش وآگاهی) توانایی پیشرفت، سازندگی وبهروزی درزندگی مرتوگان دارد وهمان باید پیروی و پرستش شود. دراین منش و بااین فلسفه همه چیز برجای خود پدیدار شده و زندگی درهستی به ریخت آمده است. همه رویدادها در فرآیندِ هستی برپایه نیکی است و خداوند بدی را پیش نخواهد آورد بلکه مَرتو (انسان) چنانچه اراده کند پدید آورنده بدی خواهد بود. درشیوه مزدایی زندگی برپایه دانش و خرد پیش خواهدرفت وتازه خواهد شد. مَرتو(انسان) یاور، همراه وهمکار اهورامزدا درسازندگی و پیشرفت زندگی است. اوبنده وبرده خداوند (دانش وآگاهی) نیست  که از خدای خویش ترس وهراس داشته باشد بلکه باید بادانش اندوزی وآموزش به دیگران گسترش دهنده دانایی باشد زیرا«مزدا» فروزه اهورایی است وتوانایی درپذیرش دانایی است چنانکه فردوسی نامدار نیز می فرماید: توانا بود هرکه دانا بود \ زدانش دل پیر برنا بود. در این راستا خداوندان پس از اهورامزدا نیز که به مرتوگان در فرهنگ وگویش گوناگون دیگر بیان شده چنانچه با این ویژگی باشند آشکار است که خداوندِهستی یگانه خواهد بود تنهابا نام های گوناگونی بیان است.  

صفحه‌ها

دوست عزيز اگر پاسخ پرسش خود را نيافتيد آن را برای ما ارسال كنيد

CAPTCHA
کد امنیت را وارد کنید
6 + 4 =
Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.