آقای نیکنام چنانکه اشاره کردید، زرتشت معجزه ای نداشته و بعدها به او نسبت داده اند پس خندیدن او در هنگام تولد یا درمان کردن پای اسب گشتاسپ و کاشتن درخت سرو در کاشمرحقیقت ندارند.

پرسش: 

 

آقای نیکنام چنانکه اشاره کردید، زرتشت معجزه ای نداشته و بعدها به او نسبت داده اند پس خندیدن او در هنگام تولد یا درمان کردن پای اسب گشتاسپ و کاشتن درخت سرو در کاشمرحقیقت ندارند.

پاسخ: 

 

   زرتشت معجزه ای نداشته است. این آموزگار، پیام آور، حکیم(:فیلسوف) و رهایی بخش(:سوشیانت)برای بازگو کردن پیام خود که پیوستن مرتوگان(:بشر) به راستی، بهره گیری ازخرد در زندگی و مبارزه با دروغ و کژاندیشی بوده با چنین خویشکاری(:وظیفه)نیازی به کارهای شگفت انگیز(:معجزه آور) نداشته است.

 

گروهی سده ها پس از زرتشت برآن شدند تا رویدادهایی نادرست ولی شگفت آور را نیز به زرتشت نسبت دهند ونام آن را معجزه بدانند تا از کاروان معجزه پردازی دنبال نباشند. از آغاز زاده شدن او، دوران کودکی و نام آوری او به چند معجزه اشاره شده است.

 این رویداد ها در نوشته های پهلوی آمده ولی در بینش زرتشت وسرودهایش(:گات ها) جایگاهی ندارد. چه کسی می داند نوزادی که زاده می شود،  سی سال پس از آن چه کاره خواهد شد؟ آنهم در روزگاری نزدیک به چهار هزار سال پیش که هیچگونه ابزار کنونی برای آگهی رسانی درکار نبوده است.

شاید پای اسب گشتاسب را درمان کرده باشد چون زرتشت در روایت های پهلوی نزدیک به ده سال با پژوهش پیرامون گیاهان دارویی پرداخته واثر آن را بر روی جانوران ومرتو(:انسان) دریافته است ولی این کار چه نسبتی به معجزه پیامبری دارد؟

کاشتن درخت سرو نیزاز کارهای شگفت آور ومعجزه نیست، آشکار است که هرکس در زندگی نهالی کاشته که پس از سده ها به درختی تنومند شده است. گزارش کاشتن سرو در کاشمر را شاهنامه فردوسی به زرتشت نسبت داده شده ولی این رویداد را معجزه ندانسته است.

به هر روی پیام آوری زرتشت، نیازی به کارهایی فراتر از اندیشه ودانش مرتوگانی نداشته است.