زرتشتیان به منجی آخر زمان باور دارند، اگر بپذيريم كه شهربانو نیز يكی از بزرگان زرتشتی است. پس فرزندان او نيز از بزرگان زرتشتی بوده اند، اين فرزندان از امامان شيعيان هستند، جناب نیکنام آيا می توان برخی از آنان را سوشيانت دانست؟

پرسش: 

 زرتشتیان به منجی آخر زمان  باور دارند، اگر بپذيريم كه شهربانو نیز يكی از بزرگان زرتشتی است. پس فرزندان او نيز از بزرگان زرتشتی بوده اند، اين فرزندان از امامان شيعيان هستند، جناب نیکنام آيا می توان برخی از آنان را سوشيانت دانست؟

پاسخ: 

برخی از تاریخ نگاران به روایت هایی اشاره می کنند که یزدگرد سوم ساسانی (آخرین پادشاه این دوره)  دخترانی داشته است،  یکی از آنان«شهر بانو» بوده که اعراب او را به اسیری برده اند و کنیزِ یکی از امامان شده است. دختران دیگر او نیز پس از حمله اعراب فرار کرده اند(شاید از تیسفون) و تا سرانجام (پس از پیمودن مسافت نزدیک به دوهزار کیلومتر) به کویر پیرامون شهر یزد وارد شده اند، آنان هریک در دامنه کوهی از استان یزد ناپدید شده و اکنون پیرانگاه(:زیارتگاه) هایی همانند پیر بی بی شهربانو در شهر ری تهران، از آنها نیز در یزد به یادگار مانده است؛

 

این روایت ها بیشتر به استوره شباهت دارد و بیگمان در زمانی ویژه، به دلیل سیاسی و رهایی از بیداد دشمنان بیان شده است زیرا یزدگرد سوم به هنگام شکست حکومت ساسانی، تنها بیست وچهار سال داشته و نمی تواند چند دختر بزرگسال از خود داشته باشد که هریک جداگانه به سرگذشت بالا دچار شده باشند. در نوشته ارزشمند(:معتبر) تاریخی نیز چنین گزارشی مشاهده نشده است.

 

در بینش زرتشت(سرودهای گات ها) «سوشیانت» به چمار(:معنی) سود رسان سپندینه (:مقدس) است و به تمام کسانی گفته می شود که در گذر تاریخ زندگی مرتوگان(:بشر)، سود رسان نامدار بوده اند و سرگذشت زندگی مرتوگان را در هر زمان، به ویژه در باورها و پرهیز از اندیشه های خرافی، به سوی خردورزی، پیشرفت، نوسازی و آبادی تغییر داده اند.

 

در این بینش که برای سوشیانت ها وجود دارد از نخستین و آخرین آنها یادی نشده است. موبدان زمان ساسانی که بسیاری از باورهای نیک زرتشت را برای درک بیشتر بازنگری(:تفسیر) کرده اند، درازنا(:عمر) جهان را به دوازده هزار سال بخش کرده بودند که در هر سه هزار سال، یکی از سوشیانت ها به جهان خواهند آمد و آخرین آن را «شابهرام ورجاوند» گفته اند که در پیرامون کوه دماوند پدیدار خواهد شد. که این نیز یک باور استوره مانند درباور آن روزگار بوده است  که بینش زرتشت آن را اینگونه بیان نکرده و نمی پذیرد.