- صفحه اصلی
- دوره نمایندگی
- گفتمان
- فرهنگ ایران
- نوشتارها
- نیایش های اوستایی
- نهاد های زرتشتی
- درباره ما
- پایگاه های مرتبط
- خبرها
درود هیربد نیکنام گرامی، علت ورود اندیشه های خرافی به دین زرتشتی درزمان ساسانی چه بود چگونه در دوره های بعد از بین رفت؟ آیاخردمندان زرتشتی دریافتند، یا برخی مسلمانان ادعا می کنند تحت تاثیردین آنها بوده است؟
پرسش:
درود هیربد نیکنام گرامی، علت ورود اندیشه های خرافی به دین زرتشتی درزمان ساسانی چه بود چگونه در دوره های بعد از بین رفت؟ آیاخردمندان زرتشتی دریافتند، یا برخی مسلمانان ادعا می کنند تحت تاثیردین آنها بوده است؟
پاسخ:
درود برشما، خرافات و پندارهای نادرست از آغاز در زندگی همه مرتوگان(:مردم جهان، بشر) و از جمله ایرانیان وجود داشته است.
ملت های بادیه نشین و عقب افتاده که از تمدن و دانش کمتری برخوردار بوده اند؛ با بت پرستی، قربانی کردن و مراسم گوناگون شگفت انگیز ازخرافات بیشتری بهره می گرفته اند.
آنچه از نیاکان خردمند ایرانی ما به یادگار مانده خوشبختانه هیچگاه بت پرست نبوده اند، آنان به دلیل زندگی در سرزمینی پهناور و با نژاد های گوناگونِ تیره ها(:اقوام) ، از فرهنگ و باورهای بیشماری آمیخته شده اند که برخی از چنین باورهایی در همان زمان کاربرد داشته است ولی شایدبه روزگار کنونی خرافات نامیده شوند.
موبدان ساسانی تلاش کردند که بسیاری از سرودهای کهن اوستایی را کوتاه تر کرده تاپیروان ترادادی(:سنتی) دین زرتشت بتوانند در زمانی کمتر آنها را بسرایند. بدین روی نسک کوتاه تری به نام «خرده اوستا » به وجود آمد. در برابر باورهای تازه وارد ملت های دیگر نیز سرودها و آیین هایی در نظر گرفتند تا ایرانیان در کیش نیاکان خود همچنان پای بند باشند، آنان متن اوستایی« پَتِت»(پشیمانی) را به خرده اوستا افزودند، انگیزه آن توبه کردن و یادآوری به گناهان بود که برخی از پیشوایان دینی ملت های تازه وارد( مانند مسیحیان) انجام می دادند.
پیروان اندیشه زرتشت چون تازه شدن بر پایه دانایی را یکی از بنیادهای دینی خود می دانند، بایستی در هر گام از زندگی خویش، باورهای خرافی وکهنه را که از خرد و دانش زمان بی بهره است، از خود دور گردانند.
هیچ تیره(:قوم) تازه واردی نمی تواند ادعا وثابت کند که زندگی وباورهای ایرانیان را درست کرده باشد زیرا یکی ازویژگی های فرهنگی و باورهای دینی ایرانیان، واژه اوستایی «فَرشوکِرِتی » در پیام زرتشت است که چمار(:معنی) آن، تازه شدن با دانش پیوسته در گذر زمان است بنابراین هرچند این کشور چندین بار بایورش تیره های گرسنه، بی فرهنگ و تازی روبرو بوده است ولی چون به فرهنگی وارسته وپیشرو آراسته بوده است. پیوسته باورهای نیک را به آنان نیز پیشکش کرده است.