121

درود، اگربه زرتشت وَحی نشده است. حضرت زرتشت چگونه اسرار خلقت مانند وجود بهشت و جهنم و روز رستاخيز و چيزهای گوناگون ديگر رادريافته است و چگونه می توان آن را قبول کرد؟


پرسش :

درود، اگربه زرتشت وَحی نشده است. حضرت زرتشت چگونه اسرار خلقت مانند وجود بهشت و جهنم و روز رستاخيز و چيزهای گوناگون ديگر رادريافته است و چگونه می توان آن را قبول کرد؟


پاسخ :
فروزه «وحی» برای زرتشت در کار نبوده بلکه چنانکه پیش از این نیز اشاره شده است برخلاف پدیده وحی برای پیامبران ابراهیمی؛ زرتشت با «الهام»، (دل آگاهی و پیغام سروش) به راز هستی پی برده است و در سروده های خود آنها رابیان کرده است. در پذیرفتن وگزینش گفته هایش کسی را ناگزیر (مجبور) نکرده بلکه به هرکس توانش (: اختیار) داده تا خود نیز به ژرفی اندیشه کنند سپس با خردمندی بهترین گفته ها را پذیرا باشند. بهشت و جهنمی که زرتشت به آن باور داشته و بیان کرده است جنبه مادی ندارد. خداونداز پیش آن را نساخته تا آماده برای پذیرش انسان پس از مرگ باشد که لذت های مادی را به نیکوکاران در بهشت پیشکش (: هدیه) کند. دربرابرآن سوختن و شکنجه (: عذاب) را برای گناهکاران در دوزخ داشته باشد، بلکه بهشت و دوزخ اندیشه زرتشت حالتی مینوی است که شادی روان و یا افسرگی آن را در این جهان در پی داشته و ادامه آن برای روان پس از درگذشت نیز ادامه خواهد داشت و چنین حالت هایی را هرکس می تواند با کردار نیک برای خود فراهم سازد نه اینکه از سوی موبد یا پیشوای دینی او اندوخته گردد.اینگونه رویکردها نیازی به فهمیدن از راه « وحی» نبوده است، بدین ترتیب هرکس خواستار باشد آن را گزینش خواهد کرد و گرنه زرتشت از نپذیرفتن آن آشفته و خشمگین نخواهد شد تا اشتباه  دیگران را به جایگاهی بالا تر از خود گزارش دهد.
122

درود بر شما، در مورد شرو خوبی فرمودید، خداوند سراسر خوبی است و کارهای بد توسط انسان صورت می گیرد و خداوند در آن سهمی ندارد. پس"این تمایل به شر یا اندیشه بد" را که در انسان گذاشته؟ آیا خودش این را خلق نموده؟ یا به دلیل پدیدار شدن در این دنیا مثل روشنایی و تاریکی می باشد، جایی که خوبی نباشد شر می آید؟ یا شاید درست این باشد که خود انسان این اندیشه بد را آفریده  است که اگر اینگونه باشد، گاتها چرا می گوید؟ : آن هنگام که آن دو در اندیشه ها در آغاز گیتی ظاهر شدند که در همه چیز با هم ضد بودند آن یکی خوبی و آن یکی بد بودند، یعنی انسان نقشی در خلق شدن اندیشه بد و خوب نداشته است.


پرسش :

درود بر شما، در مورد شرو خوبی فرمودید، خداوند سراسر خوبی است و کارهای بد توسط انسان صورت می گیرد و خداوند در آن سهمی ندارد. پس"این تمایل به شر یا اندیشه بد" را که در انسان گذاشته؟ آیا خودش این را خلق نموده؟ یا به دلیل پدیدار شدن در این دنیا مثل روشنایی و تاریکی می باشد، جایی که خوبی نباشد شر می آید؟ یا شاید درست این باشد که خود انسان این اندیشه بد را آفریده  است که اگر اینگونه باشد، گاتها چرا می گوید؟ : آن هنگام که آن دو در اندیشه ها در آغاز گیتی ظاهر شدند که در همه چیز با هم ضد بودند آن یکی خوبی و آن یکی بد بودند، یعنی انسان نقشی در خلق شدن اندیشه بد و خوب نداشته است.


پاسخ :
درود، دوست گرامی چرا باید تاریکی را پدیده ای بد بدانیم! بیگمان آگاهید که برخی از پروانه ها، خفاش، کرمِ خاکی، جوجه تیغی، جغد و بسیاری دیگر، روز خود را به امیدِ تاریکی شب پشت سرمی گذارند تا درتاریکی به جنبش درآمده و به دنبال خوراک بروند. آشکار است که درختان سبز درتاریکی شب بهتر نفس می کشند، در آن هنگام اکسیژن را از هوا می گیرند. چرا باید سردی را بد بدانیم! وگرما راخوبی یا دگرگون (برعکس) آن؛ کسانی که درسرمای قطب زندگی می کنند آرزوی داشتن گرمای آتش را دارند ولی آنانکه در بیابان داغ عربستان از گرمای شدید آفتاب نیم سوخته شده بودند در باور خود، آتش را به جهنم نسبت دادند. گرمای آتش، سردی قطب، روشنایی وتاریکی همه آفریده شده خردِ اهورایی و همه نیک می باشند. اگراز باور رویایی خود بخواهیم! همه مَرتوگان (بشر) که درکره زمین زندگی می کنند برای چند روزی به سیاره دیگری بروند، آنگاه متوجه می شویم که همه چیز برای موجودات جهان، بدون باشندگی مَرتو (انسان) بر روی زمین و نبودن بدی های فراوان، که از مَرتو روی می داد؛ درآن چند روز مشاهده نخواهد شد، بلکه همه پدیده ها نیک و سازگار خواهدشد. زلزله، سیلاب وآتشفشان همچنان روی خواهد داد ولی کسی نیست که از آسیب های آن ناله کرده، هراسان گردد واین پدیده ها را بد (شر) بداند. هنگامی که دوباره مَرتو (انسان) بر سرزمین ها قدم می گذارد آنچه را که بیش از اندازه باشد برایش ناراحت کننده خواهد بود و به باورش بدی ها آفریده خواهد شد. گرمای سوزاننده، سرمای زیاد، تاریکی یکسره، همه بد خواهند بود... وقتی پیام و فلسفه زرتشت را بررسی می کنیم که شما نیز به آن اشاره کرده اید. به دو گوهر همزاد و ناهمگون (متضاد) اشاره شده که در آغازِ پدیدار شدن هستی بوده و تا پایان نیز پویا خواهند بود. این دو نیرو رامی توان مثبت ومنفی، کشش و رانش، تز وآنتی تز، دردانش امروزی نامید. اگر نیروی کشش خورشید با نیروی فرار سیاره ها از گرمای خورشید نباشد. هستی نخواهد بود به ویژه در کره زمین! این نیروهای همراه ولی ناهمگون را نیز نمی توان بد دانست بلکه همه خوب که هستی به آنها نیاز دارد. ادامه بینش زرتشت این است که هرگاه این دوگوهر (نیروهای مثبت و منفی =  هردو خوب)  چنانچه در اندیشه مَرتو (انسان) به ریخت در آیند (شکل بگیرند). شخص دانا که از دانش و آگاهی بهره برده است آن را به «سپنتامینو» (منش سازنده) دگرگون (تبدیل) خواهد کرد و شخص ناآگاه و بی دانش تراوش اندیشه خود را به «انگره مینو» یا منش ویران کننده (اهریمنی) بروز خواهد داد. اثر اندیشه اهریمنی در هازمان مرتوگانی (جامعه انسانی) و هستیدار (موجودات)  دیگر آسیب هایی را فراهم خواهد کرد که با هنجار هستی سازگار نیست و در آنجا می شود باور داشت که اندیشه اهریمنی انسان های نادان، بدی را به وجود آورده است!! آلوده کردن آب دریاها و رودخانه ها، ویران کردن خاک و جنگل و سرسبزی، آلوده کردن هوا در زیستگاه، جنگ و خونریزی بین تیره های مرتوگانی (اقوام بشری)، دروغ، دزدی، غارت، نژادپرستی و همانند آن، هیچیک به خواسته واراده خداوند انجام نمی گیرد، مَرتو (انسان) بداندیش آنها را پدید می آورد؛ پس خداوند سراسر نیکی و داد است. انسان نیز می تواند سراسر خوبی باشد ولی اگر تمایل به ویرانی داشته باشد نیز توانایی دارد تا با « دوگوهر همزاد» که هردو نیک آفریده شده اند در اختیار اوست تا با جان مایه «نادانی» (بی دانشی) او در آمیزد و آنگاه مرتو پدیدآورنده بدی هاباشد.
123

درود به شما. ۱- موبدان اوستای پَتِت را برچه اساسی نوشته اند؟ و چرا نوشته اند؟ با توجه به اینکه زرتشت آن ها را نگفته است

۲- شما وندیداد را چون پیام زرتشت نبوده قبول ندارید اما خرده اوستا و سایر بخش ها (به جز گاتها) را که موبدان نوشته اند قبول دارید، چرا؟


پرسش :

درود به شما. ۱- موبدان اوستای پَتِت را برچه اساسی نوشته اند؟ و چرا نوشته اند؟ با توجه به اینکه زرتشت آن ها را نگفته است

۲- شما وندیداد را چون پیام زرتشت نبوده قبول ندارید اما خرده اوستا و سایر بخش ها (به جز گاتها) را که موبدان نوشته اند قبول دارید، چرا؟


پاسخ :
درود، ۱- اوستای «پَتِت» یا پشیمانی در دوران ساسانی نوشته شده است، زمانی که پیروان دین های دیگر مانند مسیحی و کلیمی نیز برای زندگی کردن به ایران آمده بودند و برای خود نهادهای دینی داشتند.  کلیسای ساخته شده در ارومیه از آن زمان ساخته شده و کنیسای کهن یهودیان و نیایشگاه دانیال نبی در شهر همدان را نیزآنان بنا کرده اند. باتوجه به آیین « توبه کردن واعتراف» برای کشیش که در فرهنگ مسیحی وجود داشت،  برخی از زرتشتیان در زمان ساسانی راه ساده تری برای بخشش گناهان خود را دریافتند و نگرانی پیش آمد که شاید برخی به دین مسیحی روی آورند، به همین انگیزه موبدان برآن شدند که با نگرش به پیام زرتشت که «هرکس خود می تواند کارهای نیک بسیاری انجام دهد تا رفتار ناشایست گذشته خود را جبران کرده باشد». نوشته ای را به نگارش آورند که کارهای ناشایستِ آن زمان بوده است.  این نوشته را به بخش پایانی خرده اوستا افزودند تا هر زرتشتی به هنگام نیایش برای خود یادآوری کند که چه کارهایی برای او شایسته نیست  و پرداختن به آنها، گناهان او را افزون خواهد ساخت. ۲- همه نوشته هایی که به زبان اوستایی به یادگار مانده از گنجینه ارزشمندی است که تاریخ هازمانی (اجتماعی)، وینارتاری (سیاسی ) و فرهنگی نیاکان ما را گزارش می دهد و همگی ارزشمند بوده و می باشند با این گونهگونی ( تفاوت) که گات ها، سرودهای ورجاوند و اندیشه برانگیزی است که از زبان اشوزرتشت،  آموزگار ایرانی سروده شده و تمام آن راهکارهایی برای بهزیستن، شادبودن و رستگارشدن درجایگاه ارزشمندِ مَرتوگانی (انسانی) است،  ولی مانند «وندیداد» اشاره ای به دستور آیینی (احکام مذهبی) مورد نیاز مَرتو، نکته های بهداشتی و چگونگی زندگی روزانه او نکرده است و همانند یشت هابه داستان ها و حماسه هایی که ممکن است در تاریخ گذشته ایران روی داده باشد یاد نکرده است. این موراد در نوشته های دیگری فراهم است که ادبیات و دانش آن زمان است و بیگمان دانشمندان و اندیشمندان (فیلسوف) در هر دوره و زمان آن را به نگارش درآورده اند.
124

تفاوت الهام خداوندی با وحی چه مي باشد!. 


پرسش :

تفاوت الهام خداوندی با وحی چه مي باشد!. 


پاسخ :
از آنچه که درمورد « وَحی» شنیده شده، فرشته ای آسمانی از جانبِ خداوند پیام رسان بوده است  و در نوبت های گوناگون پیغامی را به هر مناسبتی در گوش پیامبر خدا خوانده است و پیامبر نیز بدون اینکه نقشی در چگونگی آن دیدگاه داشته باشد، تمامی آن پیغام را به ریخت (شکل) « آیه» (دستورالهی) برای مردم بازگوکرده است، پس از آن ثبت شده تا به ریختِ (نسک) کتاب آسمانی در آمده است. «الهام» به چِمار(معنی) دل آگاهی، دریافت درونی با یاری منش نیک خدایی است. به گونه ای دیگر، رسیدن پیغام سروش پس از آشنا شدن به راز و رمز هستی به برگزیده ای توانا و داناست. حافظدر این باره اشاره می کند: « تانگردی آشنا، زین پرده رمزی نشنوی/ گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش»، درشیوه  دل آگاهی و الهام، نیازی به پیغام رسانی از جانب فرشته و موجودی دیگر نیست بلکه انسانِ دل آگاه، خودش به تنهایی، نیروها و فروزه های اهورایی را درخود پرورش خواهد داد تا به جایگاه ارزشمندِ آموزگاری، اندیشمندی (فیلسوف) و پیام آوری از سوی  دانایی وخرد پاک «اهورامزدا» برگزیده شود.
125

با درود فراوان آیا زرتشت از جانب آفریدگار بزرگ، اهورا مزدا به بیامبری برگزیده شده و یا این که زرتشت فیلسوف و دانشمندی بزرگ بود که با پی بردن به راز خلقت سخنان و اندیشه ی خود را در کتابی به نام اوستا گرد آوری کرده؟ با سپاس فراوان


پرسش :

با درود فراوان آیا زرتشت از جانب آفریدگار بزرگ، اهورا مزدا به بیامبری برگزیده شده و یا این که زرتشت فیلسوف و دانشمندی بزرگ بود که با پی بردن به راز خلقت سخنان و اندیشه ی خود را در کتابی به نام اوستا گرد آوری کرده؟ با سپاس فراوان


پاسخ :
از آنچه در سروده های گات ها برداشت می شود، زرتشت پیامبری نبوده که به یکباره و از دنیای بیسوادی، چوپانی و تیره (: قوم) ابتدایی، به پیامبری برگزیده شود او به بسیاری از دانش های زمان خویش آگاهی داشته است، او پیش از اینکه پیامبرو پیام آورنام گرفته باشد، اندیشمند (: فیلسوفی) بوده که ویژگی های سنتی همبودگاهش (جامعه) را خرده گیری (: نقد) و بررسی کرده و بسیاری از پندارهای مردم را نادرست وکارهای رهبران دینی آن هنگام (: زمان) را نادرست دانسته است. او در آن هنگام ده سال به زاستار (: طبیعت) روی آورده تا پرسش های خود را از رازهای باشنده (: موجود) در زندگی درک و دریافت کند. او چنانکه در هات ۲۹از یسنا ( سرود دوم گاتها) آمده است،  در رایزنی بین اهورامزدا ( دانایی وآگاهی بیکران هستی مند))، وهومَن (منش پاک)، اشا (هنجارراستی در هستی) و گِئوش اوروان (روان گیتی) برگزیده شده تا پیام راستی را به مرتوگان (: مردم) برساند و راهنمای آنان برای رسیدن به شادی، آرامش و رستگاری باشد. به سخنی دیگرهردو بخش پرسش شما را در برمی گیرد. بدین روی که زرتشت، رازور(عارف) و اندیشمندی بوده که به راز های هستی پی برده  است و از سوی خداوند به پیام آوری وآموزگاری برگزیده شده است. گفته ها و بینش دانش بنیان او در سروده هایش به نام گات ها به یادگار مانده است.
126

با سلام، آیا قبول دارید که کتاب زرتشت درگذشته بیش از این بوده که اکنون موجود است ؟ اگر قبول دارید ، اگر زرتشت حامل آخرین وحی بوده ، چرا مقداری از آن از بین رفته ؟ در اینجا دو اشکال پیش می آید : ۱- درمقام خداوندی نیست که نتوانسته باشد دین خود را حفظ کند. ۲-  اگر خدا می توانسته و آن را حفظ نکرده است پس تکلیف پیروان دینش چیست ؟ 


پرسش :

با سلام، آیا قبول دارید که کتاب زرتشت درگذشته بیش از این بوده که اکنون موجود است ؟ اگر قبول دارید ، اگر زرتشت حامل آخرین وحی بوده ، چرا مقداری از آن از بین رفته ؟ در اینجا دو اشکال پیش می آید : ۱- درمقام خداوندی نیست که نتوانسته باشد دین خود را حفظ کند. ۲-  اگر خدا می توانسته و آن را حفظ نکرده است پس تکلیف پیروان دینش چیست ؟ 


پاسخ :
درود برشما، خیر نمی پذیریم (قبول نداریم) . نسک (کتاب) زرتشت (گات ها) در گذشته واکنون همین اندازه بوده و ازبین نرفته است. آنچه در یورش ها و تاخت و تازهای بیگانگان بر این سرزمین از بین رفته است نوشته هایی بوده است که همه به زبان اوستایی نگارش شده است. زیرا « دین دبیره) (الفبای) اوستایی، دبیره تمام نوشته و نسک های آن زمان بوده است که بسیاری از این یادگارهای گذشتگان نسبتی با بینش زرتشت و پیام او نداشته است -- زرتشت حامل آخرین « وحی» نبوده که شما اشاره فرمودید، زرتشت خود را یک آموزگار راستی می داند که رازهای هستی را از دریچه دل دریافته و آنچه بیان کرده است بایاری پیغام سروش از اهورامزدا به او «الهام» شده است. بنابراین فرشته ای نیز در کارنبوده است تا درگوش او نجوا کرده ودستود داده باشد. در مورد پرسش شما در بند ۱- خداوند قرار نشده تا در جایی استوار گردد و از دین زرتشت نگهداری (حفاظت) کند. «اهورامزدا» در باور زرتشت خدای دانایی است که هستی را آفریده و انسان را موجودی هوشمند بیان کرده تا در سازندگی، پیشرفت و تازه گردانیدن جهان یاری گر و همراه خداوند باشند. تاکنون نیز چنین بوده است به گونه ای که مَرتو (انسان) امروزی از مَرتوی نخستین بسیار گوناگون تر است. و همه را وامدار(مدیون) خردمندی، دانایی و هوشِ خداده خویش است. ۲- خداوند، دین و بینش زرتشت رانگهداری کرده و همچنان خواهد کرد، شاید در باور و آگاهی ما این نگهداری به سختی جای می گیرد، برای یادآوری: زرتشت به همه مرتوگان سفارش می کند تا از خردِ خویش بهره بگیرند- به پیشرفت در زندگی نگرش داشته باشند- شادی و خوشبختی را برای خود و دیگران فراهم سازند - از خرافات و پندارهای نادرست دوری گزینند - مهربانی، فروتنی و پارسایی را پیشه خود سازند- از خشم، کینه، جنگ و خونریزی دوری گزینند و به اندیشه، گفتار و کردارنیک روی آورند؛. ممکن است یکی بخواهد به جای کردار نیک واژه بیگانه (عمل صالح) را به کار گیرد، ناشایست نیست،  چنانچه خودنمایی (تظاهر) به کردار نیک نداشته باشد بازهم سفارش زرتشت ایرانی را به کار گرفته است و به گونه ای پیرو سفارش زرتشت بوده زیرا عمل صالح را در زندگی انجام داده است. باید بررسی کنیم که در جهان با این ویژگی هایی که زرتشت هزاران سال پیش به آنها اشاره کرده است. چند ملیون نفر پای بند بوده، ارزش های نیک انسانی را که زرتشت اشاره کرده وبه برخی از آنها اشاره کردیم، پیشه خود ساخته و درجهان امروز به پیشرفت وسازندگی دست یافته اند. آنها همه پیروان آیین راستی و خرد به شمار می آیند که برای نخستین بار در سرزمین ایران پایه ریزی شده است و اندک اندک به زبان های دیگر برگردان (ترجمه) شده و به مرتوگانِ (ملت های) دیگر رسیده به ریختی (شکلی) که اکنون دیگران نیز با آن بر خود می بالند (افتخار می کنند). چه میزان مرتو (انسان) نا آگاه در جهان سراغ داریم که به هرمناسبت و در پی باور بی فَرنودی (غیر منطقی)، به جان هم افتاده، جنگ هفتاد و دو ملت را راه انداخته؛ با خون ریزی، جنگ، ترور و کشتار دیگران در اندیشه رسیدن به جایگاه سروری بردیگر مرتوگان برآمده اند. آنها از «عمل صالح و معقول» استفاده می کنند!؟ 
127

 درود به استاد پارسا و موبد گرانقدرآقای نيکنام، مدتی است سرودهای اوستا می خوانم، ولی به واژگانی برخوردم که معنا و تلفظ درست آن ها را نمی دانم از شما خواهش می کنم درباره سروزن آنها مراراهنمايی فرمایید. اشه(اشونان)- گوشورون- آرميتی- فرشوشتر- سپندارمذ- ترمنشی- سروش- ورجاوند- منثره- گرزمان- آذر پسر اهورا مزدا- راسپی- وهومن- هوروتات-اشه وهيشت- خشثره و يریه- سپنته ارميتی. با سپاس بی پايان


پرسش :

 درود به استاد پارسا و موبد گرانقدرآقای نيکنام، مدتی است سرودهای اوستا می خوانم، ولی به واژگانی برخوردم که معنا و تلفظ درست آن ها را نمی دانم از شما خواهش می کنم درباره سروزن آنها مراراهنمايی فرمایید. اشه(اشونان)- گوشورون- آرميتی- فرشوشتر- سپندارمذ- ترمنشی- سروش- ورجاوند- منثره- گرزمان- آذر پسر اهورا مزدا- راسپی- وهومن- هوروتات-اشه وهيشت- خشثره و يریه- سپنته ارميتی. با سپاس بی پايان


پاسخ :
درود برشما. واژه ها اینگونه بیان شده و چِمار (معنی) دارند؛ اَشه یا اشا = هنجار راستی و نظم هدفمند گیتی، کسی که با این هنجار رفتار کند او را «اشو» می نامند که واچینی (جمع) آن «اشوان» خواهد بود --//- گِئوش اوروان: گئوش = گیتی و اوروان = روان که باهم  در گات ها به چمارِ روان هستی می باشد --//-- آرمَئی تی = آرمان و آرزو که بیشتر با واژه سپنتَه = سپند (مقدس) می آید که چمار هردو با هم آرمان و عشق پاک است --//-- فرَشوشتَر: نام یکی از نزدیکان زرتشت بوده است --//-- سپندارمَذ = سپنتَه آرمئی تی= آرمان وعشق پاک که در گویش پارسی به اسپند و اسفند تبدبل شده است --//-- تَرمَنشنی= داشتن منش بد --//-- سروش= ندای درونی و دل آگاهی که در اوستا «سَرئوشَه» نام دارد --//-- وَرجاوَند= مقدس --//-- مانترَه = سخن اندیشه برانگیز که به سروده های زرتشت گفته شده است --//-- گروثمان = سرای نور وسرود که جایگاهی خوش آیند برای روان درگذشتگان بیان شده است --//-- آذر = آتش در اوستا داریم: آترش پُوثره اهورهِ مَزدائو؛ آترش = آتش، پوثره = پرتو، فروغ بنابراین آتش« پرتوی از اهورامزدا» درست است نه پسر او --//-- راسپی نام جایگاه یکی از موبدان است که در سرودن یسنا با موبد دیگر به نام «زوت» همکاری دارد --//-- وُهومَن = نیک اندیشی، منش نیک --//-- هَه اور وَتات = رسایی که در گویش پارسی خورداد شده است --//-- اَشَه وَهیشتَه = بهترین اشویی، اشا = هنجار راستی و وَهیشتَه = بهترین --//-- خشَترَه وَئیریَه = شهریاری، پادشاهی و تسلط بر خویشتن --//-- سپنتَه آرمئی تی، همان سپندارمذ به چمار عشق پاک و مقدس است.
128

با درود فراوان در تاريخ بلعمی آمده که زرتشت درزمان پادشاهی گشتاسپ ادعای پيامبری کرد و به گشتاسپ شاه گفت که به او از آسمان وحی می شود و اين وحی ها را برروی دوازده هزار پوست گاو نوشتندو درکتابخانه جای دادند؟ آيا اين نوشته درست است؟ چون من از پاسخ هاي قبلی شما به شکلی ديگر برداشت کردم که زرتشت يک اصلاح کننده جامعه بود که به راز افرينش پی برده است!  با سپاس


پرسش :

با درود فراوان در تاريخ بلعمی آمده که زرتشت درزمان پادشاهی گشتاسپ ادعای پيامبری کرد و به گشتاسپ شاه گفت که به او از آسمان وحی می شود و اين وحی ها را برروی دوازده هزار پوست گاو نوشتندو درکتابخانه جای دادند؟ آيا اين نوشته درست است؟ چون من از پاسخ هاي قبلی شما به شکلی ديگر برداشت کردم که زرتشت يک اصلاح کننده جامعه بود که به راز افرينش پی برده است!  با سپاس


پاسخ :
درود برشما، غیر از تاریخ بلعمی در بسیاری از نوشته های دیگر نیز به زایش، چگونگی زندگی و به پیامبری رسیدن زرتشت و معجزه های او اشاره شده است که بیشتر آنها گزارش تاریخ نگاران اسلامی یا روایت هایی است که پس از اسلام درایران نگارش شده است. شاهنامه فردوسی نیز به این موضوع اشاره دارد ولی سخنی از «وَحی» نکرده است. آنچه بیشتر باید بپذیریم این است که هر پیامبری در گفتار خود چه خواسته و بیان کرده است، برگزیده شدن خود از سوی خداوند را چگونه می داند، آیا به شگرف کاری (معجزه ای) در پیشرفت کارخود اشاره کرده و چه ماموریتی برای دیگران دارد. بیگمان تمام پژوهشگران براین باورند که گات ها، سرودهایی است که زرتشت، پیام آور ایرانی سروده است. بنابراین از گقته های پیامبر چنین برمی آید که هیچگونه « وحی» در کار نبوده است، بلکه  زرتشت پساز نگرش به هستی و ژرف بینی به او «الهام»، دل آگاهی و پیغام سروش رسیده است. فرجود (معجزه) آنچنانی روی نداده است. گفتنی است در سرودهای گات ها، زرتشت خود را دانا، رهاننده، مانترَن، سوشیانت و راهنمای دیگران نام برده است که درهنجارهستی ازسوی اهورامزدا برای این راهنمایی و رایزنی برگزیده شده است.
129

آيا شما زرتشتيان عزيز دين اسلام را به عنوان يک دين الهي و قران را به عنوان يک کتاب آسماني قبول داريد ؟؟ و اگر داريد چرا به گفته ي قران پيرو دين اسلام نمي شويد ؟؟؟ لطفا واضح و بدون پنهان کاري پاسخ دهيد.


پرسش :

آيا شما زرتشتيان عزيز دين اسلام را به عنوان يک دين الهي و قران را به عنوان يک کتاب آسماني قبول داريد ؟؟ و اگر داريد چرا به گفته ي قران پيرو دين اسلام نمي شويد ؟؟؟ لطفا واضح و بدون پنهان کاري پاسخ دهيد.


پاسخ :
دوست گرامی، نخست خرده گیری (اشکالی) در مورد بخش دوم پرسش شما دارم؛ تاکنون نشنیده و نخوانده بودم که در قرآن به مازرتشتیان سفارش شده تا باید پیرو دین اسلام شویم؟ اگر شماره آیه و سوره مبارکه آن را بیان فرمایید، بهتر پاسخ خواهیم داد. تا آنجا که ما از یکی از آیه ها برداشت کرده ایم می فرماید: «لا اِِکراهَه فی اِلدین» (اکراهی در پذیرش دین نیست) بدین ترتیب هرکسی پروانه دارد (مجاز است) هر دینی را که می پسندد؛ گزینش کند. یا می فرماید: « و ما اَرسَلنا مِنً رَسولَا اِلابه لِسانهً قًومَاً» (نفرستادیم پیامبری را مگر به زبان قوم خویش).  آشکار است که پیروان بینش زرتشت که زادگاه پیام آورشان نیز سرزمین پهناورایران بوده است، با توجه به گزینه هایی ساده و شدنی(عملی) که از ویژگی های پیامبرشان شنیده و به کار گرفته اند؛ پیوسته برآنند تا با فروزه «راستی» - اندیشه، گفتار و کردارخود را آراسته گردانند...« شادی و خوشبختی» را برای خود و دیگران فراهم سازند... «تازه شدن»  زندگی را در همبودگاه (جامعه) پویا و پایدار سازند... نسبت به توان خود در پی « آباد کردن» جهان هستی باشند... « برابری»  مَرتو (انسان) به ویژه زن و مرد را فراموش نکنند... از ظلم و ستم و بیداد به هرانسانی با هر باور و نژاد، خود داری کنند... باحیوانات نیز خشونت نداشته باشند به همین انگیزه «قربانی کردن» را نیز نمی پسندند...خوشبختی خود را در«خرسندی دیگران» احساس کنندو... با این شیوه رفتاری، بینش وانگیزه، تاکنون کمبودی در زندگی فردی و هازمانی (اجتماعی) درباره این جهان و دنیایی که درباور مینوی خویش دارند احساس نکرده اند تا برآن شوند دین و آییندیگری را برگزینند.؛  در مورد بخش نخست پرسش شما اگر به تاریخ نوشته شده سری بزنیم، کورش را در آزاد سازی بردگان  شهربابل خواهیم شناخت که «معبد» آنان را خراب نکرد و در همانجا به نیایش پرداخت...پیروان زرتشت هیچگاه و در هیچ زمانی خود را بالاتر و برتر از دیگران ندانسته اند بنابراین با شمشیر یا به زور(اجبار) دین و اندیشه خود را به دیگران تحمیل نکرده اند. به تمام اندیشه ها، پیامبران، فلسفه ها و دیدگاه ها احترام گذاشته اند. از اشاره های نیک وسازنده که در گذر روزگار و پس از اندیشه زرتشت، از هراندیشمند (فیلسوف)، رازور (عارف)،  رهرو راستی (سالک)،  درویش (صوفی)، دانشمند و پیام آوری (رسول) پدید آمده است؛ در زندگی به خوبی بهره گرفته اند.
130

با درود فراوان شما چه کتابی را در مورد توضیح کامل دین یگانه زرتشت معرفی می کنید.


پرسش :

با درود فراوان شما چه کتابی را در مورد توضیح کامل دین یگانه زرتشت معرفی می کنید.


پاسخ :
پیام و بینش زرتشت در دفتری به نام گات ها گردآوری شده است که برگردان های گوناگونی از آن وجود دارد. نشانی تهیه گات ها، سروده های زرتشت به گزینه کتاب از همین وب سایت استفاده کنید. برای شناخت آداب و رسوم سنتی زرتشتیان نیز می توانید از کتاب "از نوروز تا نوروز" بهره بگیرید.
131

آیا در دین زردشتی برزخ وجود دارد؟


پرسش :

آیا در دین زردشتی برزخ وجود دارد؟


پاسخ :
در پیام وآموزش های زرتشت به مرحله ای که پس از مرگ برای روان درگذشته باشداشاره ای نشده است؛ درفزهنگ سنتی زرتشتیان که بسیاری از آنها، باورها و سفارش های موبدان دوره ساسانی است به مرحله ای پس از مرگ برای روان درگذشتگان اشاره شده که « همیستگان» نام دارد و آن زمانی است که میزان نیکی و بدی که شخص در گذر زندگی مادی خود انجام داده است با یکدیگر برابر باشد، این همان دوره «برزخ»، است که شاید جایی بین بهشت و دورخ باشد. 
132

سلام؛ چګونه است در دینی که در زمان ساسانیان دفن مردګان نداشتند و دخمه ګذاری بوده است افرادی مثل پارس بانو و .... از اهورا مزدا درخواست کنند که کوه باز شود و در آن شوند؟ آیا این زیارتګاه ها ساخته افکار زرتشتیان نیست؟ اګر ممکن است در مورد بوجود آمدن این زیارتگاه ها توضیح دهید. سپاس.


پرسش :

سلام؛ چګونه است در دینی که در زمان ساسانیان دفن مردګان نداشتند و دخمه ګذاری بوده است افرادی مثل پارس بانو و .... از اهورا مزدا درخواست کنند که کوه باز شود و در آن شوند؟ آیا این زیارتګاه ها ساخته افکار زرتشتیان نیست؟ اګر ممکن است در مورد بوجود آمدن این زیارتگاه ها توضیح دهید. سپاس.


پاسخ :
درود،  تن (جسد) درگذشتگان در باور نیاکان ما در ایران باستان، ارزش چندانی نداشته است. چنانکه مزارهایی بزرگ وباشکوه، از سیاوش، سودابه، زرتشت، آرش کمانگیر، جاماسب، آریو برزن، رستم فرخزاد، موبدان دانشمند و دیگران بنانشده و به یادگار نمانده است، هرچند آنان در روزگارخود بهگونه یی « نام آور» وگاهی سپند (مقدس) نیزبوده اند تا سبب شود گروهی از ایرانیان برای مرده پرستی به سراغ آنان رفته و با پیشکش گل وگلاب،  نیاز (حاجت) خواستار شوند. «پاسارگاد» و «نقش رستم» نیز برای یادبود سرداران نامی تاریخ ایران بنا شده است؛ ایرانیان برای زندگی مَرتو(انسان) در جهانمادی ارزش ویژه ای قایل بوده و تنِ درگذشتگان (جسد مردگان) رابرای آلوده نکردن زیستگاه (محیط زیست) به بیرون از جایزندگی خود می بردند و با یکی از پاک کننده های شناخته شده «آب»، «خاک»، «هوا» و«آتش» آنرااز بین می بردند یکیازاین شیوه ها که درمناطق پوشیده از برف مانند سیبری به کار می رفته، «دخمه گذاری» بوده است، شیوه های دیگر به ویژه «خاکسپاری» نیز برای مردگان انجام می شده است.؛ درباره دختران وخانواده «یزدگردسوم»، آخرین پادشاه ساسانی که اکنون نیایشگاه (زیارتگاه) در یزد بنا شده و« پیرانگاه» نام گرفته اند، چنانچه به برخی از نیایشگاه هاکه در ایران به یادگارمانده وآنها نیز در دامنه کوه ها ساخته شده و چشمه آبی در کنار آن وجود دارد نگرشی داشته باشیم درمی یابیم که به هنگام تابش نور خورشید از خاور، نخستین فروزش روشنایی برآن فراز ودامنه آن کوه می تابد. و اگر پیشینه (قدمت) سنگ و سنگواره (فسیل) آن سامان دردانش زمین شناسی را بپذیریم، باور خواهیم کرد که اینگونه پیرانگاه ها در روزگاران گذشته،  نیایشگاه کوچکی برای ستایش«مهروناهید» بوده اند. که  پس از یکتاپرستی همچنان برای زرتشتیان به یادگار مانده است. به هنگام شکست ساسانیان از عرب ها همچنان  به نام «پیر» برجای مانده اند. « پیر، نام آخرین گام در رازوری (عرفان) آیین مهری نیز بوده است!» برخی از اینگونه نیایشگاه هاکه پساز ساسانیان درشهرها و روستاهای مسلمان نشین جای گرفتهاند، اکنون به نام «امامزاده»  و گاهی به نام «پیر» درآمده اند مانند  « پیرِ بی بی شهربانو» در شهرری و «پیر شالیار» در بخش اورامانات کرمانشاه و امامزاده های دیگرکه دربلندی کوه های ایران پابرجا مانده اند. بنابراین آنچه از نیایشگاه های باستانی مهر و اَناهیتا برای زرتشتیان در استان یزد به یادگار مانده است، پیرانگاه های کنونی به نام های «پیرسبز»، «پیرهریشت»، «پیرنارکی»، «پیرنارستانه»، «پیر پارس بانو» و« ستی پیر» می باشدکه در این شهر و دیار وجود دارد و برای اینکه از دستبرد بیگانگان درامان بماند نسبت آنان رابه خواهران و ندیمگان «بی بی شهر بانو» که در روایتی همسرایرانی «امام حسین» بوده،  یاد کردهاند که گرینی (اهمییت) بیشتری به آن داده باشند. این مکان ها اکنون برای گردهم آیی، شادی و نیایش زرتشتیان کاربرد دارد.
133

درود بسيار بر شما آيا فروهر نماد دين زرتشت است يا ايران باستان ؟


پرسش :

درود بسيار بر شما آيا فروهر نماد دين زرتشت است يا ايران باستان ؟


پاسخ :
در فرهنگ و باورهای سنتی زرتشتیان، « فرَوَهَر» یکی از فروزه های تشکیل دهنده هویتِ مَرتو (انسان) است، برپایه این باور مرتو دارای دو هویت مادی به نام «تن و جان» است ودو فروزه مینوی او نیز «روان و فروهر» می باشد. روان همان روح درکالبد مرتو است که گاهی شاد و زمانی ناآرام و ناخشنود خواهد شد. فروهر، نیرویی اهورایی (روح القدس) است که مَرتو بایستی آن را به کارگیرد تادر نهاداو پویاتر و پرفروغ گردد. این فروهر نهادی مرتوگان (بشر) دراوستا «فروشی» نامیده شده و دارای ریخت (شکل)، تندیس و نگاره ای نیست.؛ فرتوری (تصویری) که بربالای سنگ نوشته های باستانی به ویژه دوران هخامنشی نقش بسته است که به صورت انسانی است حلقه به دست دارد و دوبال سه قسمتی در دوسوی او آمده و در دو سوی دامن او نیز دو شاخک نقش بسته است که مشخص نیست از چه زمانی «فروهر» نام گرفته است. این فرتور نماد ملی ایران باستان است، چنانکه هرملتی بر پرچم خود نقشی برگزیده است این نماد بر سنگ نگاره های باستانیایران نقش بسته است که گاهی تاریخنگاران غربی به نادرست آنرا فرتوری از «اهورامزدا» نامیدهاند. شکاراست که فروزه (صفت) اهورامزدای بینش زرتشت نه نام دارد و نه فرتورو جایگاه زیرا آن، دانایی و خردمندی است .  نگاره فروهر هم اکنون از آنِ هیچ دینی نیست،  برخی از پژوهشگران باوردارند که باورهای دین های آن زمان در ریخت گیری این نماد کار ساز بوده است، برای نمونه چَنبره (حلقه) در دست آن، نماد « آیین مهر» است و چنبره بزرگ در کمر آن، باور به بیکرانه بودن زمان در باور «آیین زروانی» است و سه بخش در بال آن باورهای «زرتشتی» به پندار، گفتار وکردارنیک است و شاخک های زیرین، نماد نبرد دو نیروی مادی در زندگی مرتوگان «سپنتامینو» و « انگره مینو» (نیک اندیشی و بداندیشی) است.
134

در گاتها « وهیشتم منو» با « گروسمان» چه تفاوتی دارد؟


پرسش :

در گاتها « وهیشتم منو» با « گروسمان» چه تفاوتی دارد؟


پاسخ :
بهشت در فرهنگ ایرانی و پیام زرتشت، به نام « وَهیشتِم مَنُو» آمده که جایگاهی مینوی است، « وَه» همان « به» به چِمار(معنی) خوب می باشد که به شکل بهتر و بهشت درآمده است، وهیشتم به چمار بهترین  بوده و مَنو از منش می آید بنابراین «وَهیشتِم مَنو» به چمار زیباترین منش و نیک ترین آرامش و سرمستی است که به روان مَرتو (انسان) خواهد رسید. گروثمان نیز واژه ای برگرفته از بینش زرتشت است که به سرای روشنایی و سرود گفته شده است، جایگاهی مینوی که بهترین گونه شادمانی برای روان خواهد بود. بنابراین چنانچه بهشتی برای انسان و پس از درگذشتن وجود داشته باشد از این دو واژه برگرفته شده که بهترین خواسته روانی و سرایی خوش آیند برای روان انسان خواهد بود.
135

 من یک مسلمان هستم که پس از مطالعه و تحقیق تصمیم گرفته ام زرتشتی شوم . ولی در آیین اسلام کسانی را که از دین اسلام به سایر دین ها بگروند، مرتد می خوانند و آنان را مرتکب گناه کبیره و مستحق دوزخ می دانند . لطفا مرا راهنمایی کنید .


پرسش :

 من یک مسلمان هستم که پس از مطالعه و تحقیق تصمیم گرفته ام زرتشتی شوم . ولی در آیین اسلام کسانی را که از دین اسلام به سایر دین ها بگروند، مرتد می خوانند و آنان را مرتکب گناه کبیره و مستحق دوزخ می دانند . لطفا مرا راهنمایی کنید .


پاسخ :
باور ندارم که احکام دین اسلام چنین باشد ولی چنانچه شما درست نوشته باشید بهتر است مرتد نشوید، گناه کبیره نکنید و به دورخ تشریف نبرید.
136

درودبرشما، اگریک فرد زردشتی بخواهد تغییر کیش و آیین بدهد آزاد است یا آیین زردشت او را سرزنش میکند یعنی اگر بخواهد مسیحی یا مسلمان شود آزاد است یا به گفته مسلمانان مرتد شناخته می شود با سپاس فراوان


پرسش :

درودبرشما، اگریک فرد زردشتی بخواهد تغییر کیش و آیین بدهد آزاد است یا آیین زردشت او را سرزنش میکند یعنی اگر بخواهد مسیحی یا مسلمان شود آزاد است یا به گفته مسلمانان مرتد شناخته می شود با سپاس فراوان


پاسخ :
خیر، دین پذیری نیز مانند دیگر گزینش ها در زندگی هر فرد رتشتی با آزادی و از روی دانایی و خردمندی است. کسی و یا ارگانی  پروانه (اجازه) ندارد این اختیار را از او بگیرد.
137

دروردبر موبد نیکنام من پس از کندوکاو های فراوان دریافتم که دین نیاکانم برترین و کاملترین و زیباترین دین است حال آیا جایی برای آموزش این دین به من وجود دارد؟


پرسش :

دروردبر موبد نیکنام من پس از کندوکاو های فراوان دریافتم که دین نیاکانم برترین و کاملترین و زیباترین دین است حال آیا جایی برای آموزش این دین به من وجود دارد؟


پاسخ :
دین زرتشت گونه ای از درس نیست که در کلاسی آموزش داده شود، در پرسش های دیگر نیز پاسخ داده شده که فراپذیری رفتارهایی نسبت به درخور (شان) و جایگاه مَرتو (انسان) است و رفتار بر پایه هنجار اشا و راستی، بودن در هویتی است که پیام آور این سرزمین بدان اشاره و سفارش کرده است. دین یک خواسته و نیاز درونی مرتوگان (بشر)است که هرکس می تواند با رفتار و کردارخود آن را به دیگران نیز سفارش کند.
138

آیا ممکن است فردی به سن بالندگی برسد و سدره پوشی نکند؟ جایګاه و اهمیت سدره پوشی در دین زرتشت چقدر می باشد؟ 


پرسش :

آیا ممکن است فردی به سن بالندگی برسد و سدره پوشی نکند؟ جایګاه و اهمیت سدره پوشی در دین زرتشت چقدر می باشد؟ 


پاسخ :
آیین «سدره پوشی» یکی از سنت ها و آیین های کهن ایرانی و جشن دین پذیری زرتشتیان است.  بسیاری از خانواده ها باور دارند که پس از یادآوری بینش زرتشت به فرزندان خویش، شایسته است برای آنان جشن سدره پوشی نیز برپا دارند ولی از آنجا که هیچ  خواسته و گزینشی در بینش زرتشت به زور و ناگریزی (اجباری) نیست، سده پوشی نیز با آزادی مرکس شدنی است.  این آیین شیوه ای برای پذیرفتن دین نیاکان درگردهم آیی خویشان و باشندگان به حساب می آید ولی کسی که به هر شوه (دلیل)  سده پوشی نکرده است نیز همچنان می تواند در نهاد خویش و از درون پایبند به آموزش های پیامبرش باشد و برابر آموزش های زرتشت رفتار کند.
139

درودبرشما، هوشیدر یا اوشیدر در آیین زرتشت به چه کسی گفته می شود؟


پرسش :

درودبرشما، هوشیدر یا اوشیدر در آیین زرتشت به چه کسی گفته می شود؟


پاسخ :
درود، «هوشیدر» یا «اوشیدر» در اوستا به ریخت (شکل) «اَوَخشیت اِرث» و در بهمن یشت آمده است.(فصل ۳ بند۱۳) که در ادبیات سروده شده در آن زمان، نخستین «سوشیانت» بوده که در دریاچه ای واقع در سیستان به نام «فَرَزدان» زاده خواهد شد. آن زمان باور داشتند که عمر جهان ۱۲ هزار سال است و در پایان هر۳ هزار سال سوشیانتی خواهد آمد تا زندگی مردم را دگرگون سازد. اوشیدرها، سوشیانت هایی بوده اند که پس از سه هزار سال برای زاهنمایی مردم جهان زاده می شدند.  گفتنی است که سوشیانت در بینش زرتشت چنین نیست، سوشیانت به چِمار (معنی) سود رسان مقدس است و پدیده هایی  شگفت انگیز (معجزه آسا) نیستند که در هزاره هایی یکسان (معین) شده آشکار شوند (ظهور کنند) بلکه کسانی همانند دیگران بوده ولی آگاه، بینشور و تاثیرگذار که در بین دیگر مردمان زندگی می کنند و جلوه هایی تازه به زندگی آنان می بخشند.
140

سلام، جایگاه سرود اوستایی فروردین یشت در دین زرتشت کجاست؟ آیا متن حقیقی است یا افسانه ای؟ 


پرسش :

سلام، جایگاه سرود اوستایی فروردین یشت در دین زرتشت کجاست؟ آیا متن حقیقی است یا افسانه ای؟ 


پاسخ :
«یشت ها»، سروده هایی به زبان اوستایی بوده که از نیاکان ما به یادگار مانده است و بیشتر این سرودها ازگروه حماسه های باستانی ایران می باشند. که باورهای کهن اقوام آریایی را گزارش داده است. «ورهرام یشت، سروش یشت، مهر یشت، اردیبهشت یشت، هوم یشت، آبان یشت و هرمزد یشت» از جمله آنان است که برخی کهن تربوده و یشت هایی نیزمانند «هرمزد یشت» در دورانی تازه تر سروده شده اند. «فروردین یشت» نیز درباره فروهر درگذشتگان و ستایش و نیایش آنان سروده شده است که از آسمان به زمین خواهند آمد و یاری رسان بازماندگان خواهند بود که همانند دیگر یشت ها از باورهای کهن ایرانی است  هریک از نسک (کتاب) ها و نوشته هایی مانند یشت ها، وندیداد و ادبیات پهلوی برای پژوهش فرهنگ و باورهای ایرانیان در روزگاران گذشته از ارزش ویژه ای برخوردارند ولی هیچکدام به بینش و جهان بینی اشوزرتشت نسبتی ندارند.
141

درود فراوان،  آيا دين زرتشت دينی ناسيوناليست است؟ يعنی  تنها برای ايرانيان برانگيخته شده ؟ با سپاس


پرسش :

درود فراوان،  آيا دين زرتشت دينی ناسيوناليست است؟ يعنی  تنها برای ايرانيان برانگيخته شده ؟ با سپاس


پاسخ :
خیر، بینش زرتشت با مردم جهان سروکار دارد وآماج (هدف) آن برقراری ساختار درست و هنجار نیک بین مَرتوگان (بشر) و همه مَرتو (انسان) ها می باشد. او وارونه (برخلاف) برخی از دین ها که پیامبرشان تنها برای همان تیره (قوم) برگزیده شده است، سفارش دهنده به تیره یا مردم ناحیه و کشور ویژهای نیست. خداوند یکتایی که زرتشت در پیامش به مردم معرفی کرده است، «اهورامزدا» پروردگاردانایی است که آفرینش رایکسان آفریده و بین مردم جهان از نظر نژاد و رنگ و قومیت برتری قایل نشده است. دراوستا نیز به هفت کشور زمین اشاره شده است که درآن زمان وجود داشته است و در پایان به ناحیه ای که اوستا در آن سروده شده و نیایش می شده نیز به نام هُنیرس یاد شده است . نام هفت کشوراشاره شده در اوستا که در نیایشی به نام همازور دهمان نیز آمده چنین است: « اَرزَه _ سَوَه _ فره دَدَفش _ وی دَدَفش _ وُاورو بَرشن _ وُ اورو جَرشن» وسرزمین ایران « هُنیرس» نام دارد که به همگی اشاره شده و به فر وشکوه مردم ایران درود فرستاده شده است.
142

درود، شما در سرتاسر این تارنما از خرد و خردورزی دم می زنید. ولی در یکی از پرسش ها پاسخ دادید که ۵ نوبت نماز به پیشنهاد موبدان ساسانی بوده است، آیا این خردمندانه ست که هر کس به هر گونه ای که خواست دین رو دگرگون کنه و پیشنهادهای خودش را به پیروان یک دین تحمیل؟ این بی خردی نیست؟ پاسخ شما چیست؟


پرسش :

درود، شما در سرتاسر این تارنما از خرد و خردورزی دم می زنید. ولی در یکی از پرسش ها پاسخ دادید که ۵ نوبت نماز به پیشنهاد موبدان ساسانی بوده است، آیا این خردمندانه ست که هر کس به هر گونه ای که خواست دین رو دگرگون کنه و پیشنهادهای خودش را به پیروان یک دین تحمیل؟ این بی خردی نیست؟ پاسخ شما چیست؟


پاسخ :
اگر به تاریخ همهً ادیان بدون خشک اندیشی (تعصب) بنگریم، درمی یابیم که به جز آنچه هر پیام آوری در آغاز برای راهنمایی مردم زمان خود آورده  وسفارش کرده است، پس از گذر زمان، با تلاش دکانداران دینی، کاهنان و پیشوایان سودجو، پیرایه هایی بر بنیاد (اصل) دین هاافزوده شده است. چنانچه به  پاسخ های بیشتری که در این تارنما درباره جایگاه نیایش آمده است به ژرفی بنگرید، ویا پژوهش خود رادرباره دین زرتشت به ویژه دردوره ساسانی بیشترکنید. دلیل فزونی واندک شدن بخش های اوستا و نیایشهارا در خواهید یافت. آشکار است اگربیشتر بررسی کنیم داوری بهتری خواهیم داشت زیرا در گفته پیامبران دیگر نیز، درکتاب و سرودهای آسمانی آنان، به چگونگی نیایش و شماره های نماز در شبانه روز اشاره نشده است بلکه در روایت های پیشوایان پساز پیامبر و پیروانش، اندک اندک نیایش و دستورهایی (احکام) فراهم آمده است.
143

 دلیل نخوردن گوشت در ۴ روز ماه چیست، منظورم در تعداد روز هست  یعنی چرا ۵ روز نیست و چرا ۴روز است آیا برای این هست که ۴ روز در ماه به نام ایزدان نگهبان حیوانات می باشد یا علت دیگری دارد؟ پرسش دیگر: گاتها، جمشید را نکوهش می کند که گوشت خوردن را به مردم یاد داده است، استاد پورداود فرموده اند که منظور این نیست که اشو زرتشت با گوشت خوردن مخالف بود. اگر زرتشت منظورش به گوشت خوردن نیست پس دلیل نکوهش کردن جمشید بخاطر آموزش مردم به گوشت خوردن چیست؟


پرسش :

 دلیل نخوردن گوشت در ۴ روز ماه چیست، منظورم در تعداد روز هست  یعنی چرا ۵ روز نیست و چرا ۴روز است آیا برای این هست که ۴ روز در ماه به نام ایزدان نگهبان حیوانات می باشد یا علت دیگری دارد؟ پرسش دیگر: گاتها، جمشید را نکوهش می کند که گوشت خوردن را به مردم یاد داده است، استاد پورداود فرموده اند که منظور این نیست که اشو زرتشت با گوشت خوردن مخالف بود. اگر زرتشت منظورش به گوشت خوردن نیست پس دلیل نکوهش کردن جمشید بخاطر آموزش مردم به گوشت خوردن چیست؟


پاسخ :
دوست گرامی، اگر به جای ۴روز ۵روز انتخاب می شد لابد شما می پرسیدید چرا ۵ روز گزینش شده است. باید برگردیم به زمانی که ایرانیان برای۱- پاسداری از حیوانات، ۲- از بین رفتن نسل جانوران  ۳- برای اینکه دریافتند خوردن گوشت به مقدار زیاد برای تندرستی مَرتو(انسان) زیان آوراست،  برآن شدند و رسم کردند که ۴روز درهر ماه گوشت نخورند. گفتنی است این سنتِ هازمانی (اجتماعی) ایرانیان از دیرباز تاکنون  است،  دستور وسفارش دین زرتشت نیست که از دیدگاه گات هابه آن پاسخ داده شود. ۲- پژوهشگران درمورد اینکه آیا «جمشید ویونگهان» که درگات هابه آن اشاره شده ، همان جمشیدِ پیشدادی است که شاهنامه فردوسی از او یاد کرده است، شک دارند. زیرادر شاهنامه، فره ایزدی ازجمشید کاسته شده چون  گوشت خوردن رابه مردم آموخته است. آیا هردو جمشید یکی بوده اند به نتیجهً یکسانی دست نیافته اند بهر روی زرتشت خوردن گوشت یا هر چیز دیگری را ناشایست ندانسته است، آموزش های زرتشت برای پاسخ  گویی به پرسش های  روزانه زندگی مردم نیست ودر این باره دانش زمان را یادآوری و سفارش کرده است تا راهگشای کارها باشد. تنهادر برابرآیین های قربانی همگانی آن زمان، که بافریادِ شادی و در جهتِ خشنودی خدایان پنداریِ زیان آور برگزار می شده نگران بوده و آن را ناشایست دانسته است.
144

درود فراوان بر شما؛ آیا یک زن نیز می تواند موبد شود و اگر نه چرا؟


پرسش :

درود فراوان بر شما؛ آیا یک زن نیز می تواند موبد شود و اگر نه چرا؟


پاسخ :
زن ومرد در فرهنگ زرتشتی و ایران باستان، با یکدیگر تفاوتی ندارند و نسبت به توانمندی جسمی خود می توانند همه کارهای زندگی را انجام دهند. آنان از دیرباز تاکنون درکارهای فردی، امور خانه داری، کارهای کشاورزی و دامپروری، اداری و علمی همه یکسان کار کرده اند. برای نیایش کردن نیز زن و مرد در سرودن اوستا هردو در کنار یکدیگر بوده اند، زنان پس از گذر از سن ویژهای به آتشبانی و پرستاری از آتش درآتشکده ها نیز همکاری داشته اند. «موبد» کسی بوده که ویژگی های اخلاقی و رفتاری درست و نمادین داشته و دربرپایی آیین های دینی برای همبودگاه (اجتماع) فداکاری می کرده است. او لباس سپید را به نشان پاکی می پوشیده و آیین های سدره پوشی، گواه گیری (عقد) مراسم درگذشتگان، گاهنبارها و جشن های ملی و دینی را اجرامی کرده است، موبد با خواندن بخش هایی از اوستا و گات ها با آهنگی خوش، جایگاه ویژه پیشوای دینی زرتشتی را تا کنون دنبال کرده است. افزون برآن برخی ازموبدان فلسفه زرتشت، آموزش های دینی، فرهنگی و سنتی رانیز آموخته اند  وبا نوشتن نسک (کتاب) ها و سخن گفتن در گردهم آیی ها به راهنمایی دیگران نیز پرداخته اند. چنانچه در زمانی و جایگاهی برای برگزاری آیین های دینی در هازمان (جامعه) زرتشتی به بانوان نیز نیازی باشد، گزینش آنان برای «موبدی»،  شیوه پسندیده و نیک خواهد بود بانگرش به اینکه زن و مردی که به جایگاه دینی و «موبدی» فراخوانده می شوند هریک ویژگی و شایستگی مورد نیاز برای این کار را داشته باشند. اندیشه رسا، گفتاردلنشین و اثربخش، آهنگ خوش اوستا سرایی، برخورد مهربانی باهمه، کردار نیک و شایسته، جایگاه ویژه خردمندی، نیکی درچهره و بروبالا (قامت)، بی نیازی به خواسته ودارایی، فروتنی و پارسایی، کمینه (حداقل) شایستگی برای پوشیدن لباس سپید موبدی است.
145

 چرا كتاب ونديداد را به صورت پرسش و پاسخ بين زرتشت و اهورا مزدا بيان كرده ند؟ 


پرسش :

 چرا كتاب ونديداد را به صورت پرسش و پاسخ بين زرتشت و اهورا مزدا بيان كرده ند؟ 


پاسخ :
نسک (کتاب) وندیداد، که در اوستا به گونه «وی دَاِوَه داتَه) آمده است، گنجینه ای از باورها ودستورهای (قوانین = احکام) گردآوری شده وباورهای کهن ایرانیان پیشاز زرتشت است که سده ها سپری شده تا اندک اندک فراهم گشته است. این دستورو سفارش ها برای پیشگیری و درمان نیازهای بهداشتِ تنی و هازمانی (اجتماعی)، چاره بیماری ها، زدودنِ پلیدی ها، بیرون بردن (دفع) مًردار (هرگونه جسدی)، و آداب زندگی و غیره استفاده داشته است.  با آغاز یکتاپرستی ایرانیان و پیروی از آیین راستی و خرد که به سفارش زرتشت روی داد و به آرامی گسترش یافت، پس از آن باورهای وندیدادی همراه با اینگونه سفارش ها ودستورها کاربرد آنچنانی نداشته وشاید اندک اندک فراموش می گشته است.  پس از زرتشت، دکانداران دینی که «کرپانها» نام داشتند، باردیگر باورهای وندیدادی را گسترش دادند و برای بازار گرمی باورهای پنداری خود این بار با ترفندی تازه دستورها (احکام) وندیدادی را به نام زرتشت تمام کردند. درآغاز هربندی از دستورهای وندیداد اضافه کردند: « پِرِسَت زَرًه توشترَه اَهورِم مَزدام» (زرتشت از اهورامزدا پرسید) و دربند پس از آن « اهورامزدا» پاسخ  خویش را به ریخت (شکل) دستور (احکام)،  برای زرتشت پاسخ داده است (همانند وحی).  آشکار است که در سرودهای زرتشت (گات ها)، هیچگاه پرسش و پاسخی  به این شیوه بین زرتشت و اهورامزدا پیش نیامده است که «اهورامزدا» دستور و پاسخی داده باشد و آنهم پاسخ به نکته های خرافی و پندارهایی کهنه چنان که در «وندیداد» آمده است. برای درک جایگاه وندیداد و دیگر بخش های اوستا به بخش «نوشتارها» از همین تارنما سری بزنید.
146

 با توجه به پاسخ های شما، چگونه می توان خداوند را خالق مطلق دانست؟ اگر به گفته شما خالق بداندیشی در انسان خداوند نیست بلکه «انگره مینو» بخش منفی و غیر سازنده اندیشه انسان است و خالق آن انسان بد اندیش است. در این صورت خالق مطلق بودن خداوند نقض نمی شود؟ شاید مفهوم  مطلق بودن خداوند در فلسفه دین زرتشتی با مفهوم آن در ادیان ابراهیمی تفاوت دارد، لطفا توضیح دهید.


پرسش :

 با توجه به پاسخ های شما، چگونه می توان خداوند را خالق مطلق دانست؟ اگر به گفته شما خالق بداندیشی در انسان خداوند نیست بلکه «انگره مینو» بخش منفی و غیر سازنده اندیشه انسان است و خالق آن انسان بد اندیش است. در این صورت خالق مطلق بودن خداوند نقض نمی شود؟ شاید مفهوم  مطلق بودن خداوند در فلسفه دین زرتشتی با مفهوم آن در ادیان ابراهیمی تفاوت دارد، لطفا توضیح دهید.


پاسخ :
دوست گرامی، مَرتو(انسان) در گذر زمان با اندیشه و خردِ خویش که به گفته فردوسی:  «نخستین فطرت پسین شمار / تویی خویشتن را به بازی مدار». آماج (هدف) آفرینش راپی گیری و دنبال کرده است، مرتوگان (بشر) یار و همراه خداوند بوده از دَد منشی (وحشی گری) و شکارکردن حیوان ها آغاز کرده و چنان ادامه داده است کهامروز به دانش و هنری دست یافته است که من و شما در اندک زمان کوتاهی بتوانیم در هرسوی جهان که باشیم با یکدیگر گفتگو کرده دیدار داشته باشیم، انگار که در کنارهم زندگی می کنیم.  چنانچه همه اینها رااگر خداوند آفزیده باشد، پس چرا از ملیون ها سال پیش مردم به اینترنت خدا آفریده دسترسی پیدا نکردند.؟ زیرا مَرتو نوآور (مخترع) ، پیدا کننده (کاشف)، نوآفرین (مبتکر)، پدید آورنده و آفریننده بسیاری از پدیده ها، هنر ها، زیبایی ها و رویدادهای مورد نیاز خود بوده که با بهره گیری از خرد و دانش همگانی در زمان خود روی داده است . آفریننده یکتا (خالق مطلق) بودن در اندیشه ایرانی به چِمار(معنی) پدیدار شدن هستی تنهابا اراده یک سرچشمه با فروزگی (صفت) دانایی و خرد است که در بینش زرتشت «اهورامزدا» نام گرفته است. آشکار است در کنار چنین خدایی ( فروغ دانایی و خرد) که پروردگاریکتا نام دارد، خدایانی دیگر، بت ها، فرشتگان،  حواریون و جن و پری  جایگاهی نداشته اند. آری مرترگان با خرد خود می تواند کارهای خوب و بدی را انجام دهد که از اندیشه نیک یا بد او سرچشمه داشته و خداوند در آن نگارش(نقش) ندارد ؛ برخی از این اندیشه هاو کارهای نیک  مرتوگان، اهورایی است و پاره ای نیز از اندیشه اهریمنی مرتو سرچشمه گرفته که ویران کننده است. مرتو درهرگام و هرگاهی دارای آزادی است که نیک اندیشی را برگزیند و آفریینده کارهای نیک باشد و یا به نیروهای اهریمنی نهاد و سرشت خود بها داده  و آن را برتر شمارد، آنگاه است که با گفتار وکردار بد خود، به زندگی دیگران و جهان هستی آسیب خواهد رسانید.
147

درود. خالق انگره مینو - اهریمن - کیست؟ و انگره مینو درمقابل چه کسی قراردارد؟


پرسش :

درود. خالق انگره مینو - اهریمن - کیست؟ و انگره مینو درمقابل چه کسی قراردارد؟


پاسخ :
درود برشما، «اَنگره مینو» که در گویش پارسی به آن «اهریمن» گفته شده است به چِمار (معنی)  منش ویران ساز- بداندیشی است که براثربرخورد دو نیروی «همزاد و ناهمگون» در نهاد مَرتو (انسان) پدیدار می شود. بنابراین پدیدآورنده (خالق) اهریمن، خداوند نیست بلکه این ویژگی ویرانساز تراوش یافته ذهن موتوگانی است که از دانایی بهره ندارد و از احساس ناپاک و پندارهای نادرست بهره می گیرد. کسی که دانا باشد به جای انگره مینو منش پاک و سازنده «سپنتا مینو» را درنهاد و باور خود پدیدارمی سازد. به همین روی آفریدگار(خالق) نیک اندیشی و بد اندیشی مرتو(انسان) نیک اندیش و بد اندیش است. اهریمن در برابر سپنتامینو قرار گرفته است، اهریمن نه در برابراهورامزدا جای دارد و نه روبروی  کسی دیگرایستاده است. «اهورامزدا» (دانای بزرگ هستی بخش) آفریدگار همه نیکی هادر هستی است، از این سرچشمه « دوگوهر همزاد و ناهمگون» که هردو نیروی مورد نیاز فرآیند هستی می باشند پدیدار شده است، «مثبت و منفی»، »کشش و رانش»، »تز و آنتی تز»، «کنش و واکنش»، «گرمی و سردی»، «سیاهی و سپیدی»، نمونه هایی از این دو فروزه می باشند که هیچکدام بد آفریده نشده اند.
148

درود آیا درست است که آیین زرتشت آیین دو خدایی است؟  دوگانه پرستی!


پرسش :

درود آیا درست است که آیین زرتشت آیین دو خدایی است؟  دوگانه پرستی!


پاسخ :
خیر، این نیز یکی از تهمت های ناآگاهان و نابخردان است که به پیروان زرتشت نسبت داده اند. وشاید بدخواه (مغرض) که با فرهنگ و اندیشه ایرانی دشمنی داشته اند. زرتشت باور دارد که «دو گوهر همزاد ولی ناهمگون» جهان هستی را پدید آورده اند و پس از آن نیز  همچنان در روند زندگی  وفرآیند هستی جریان دارند. مانند «مثبت و منفی»، «کنش و واکنش»، «کشش و رانش» و مانند اینها، او هیچکدام را بد نمی داند بلکه آن دو گوهر و دو فروزه را نیاز زندگی می داند تا شب و روز شکل بگیرد، سیاهی و سپیدی باشد، گرما و سرما پدید آید وروشنایی از پس تاریکی گسترده شود. در پی این بینش ارزشمند که « دوگانگی درجهان مادی» است،  زرتشت اشاره می کند که این دو گوهر همزاد، هرگاه در نهاد واندیشه مَرتو (انسان) پدیدار شود، کسی که از دانش و خرد بهره می گیرد از همازوری و پیوستگی این دو گوهر، «سپنتامینو» به چِمار(معنی) منش نیک و سازنده تراوش خواهد شد و آنکه که از خرد و دانایی بهره نگیرد و تنها از احساس ناپاک بهره مند باشد، پیوستگی این دو گوهر را به «انگره مینو» تغییر خواهد داد. اشکار ست که اندیشه ویرانگر است که در گویش پارسی به اهریمن تبدیل شده است . کسانی که از این فلسفه در بینش زرتشت آگاهی نداشتند، «اهریمن» را دربرابر خدای یکتا (اهورامزدا) قرار دادند و چنین پنداشتند که ایرانیان به دو خدا باور دارند خدای بدی و خدای نیکی . هیچگاه چنین نبوده است. اهریمن چیزی و پدیده ای نیست که از آغاز آفریده  شده خداوند باشد بلکه سرشتِ مرتوگان (بشر) کژاندیش آن را ساخته است بنابراین اهریمن در برابر سپنتا مینو است و نه در برابر اهورامزدا .!! ایرانیان تنها یک خداراستایش کرده و خواهند کرد که «اهورامزدا» نامیده می شود، فروزه (صفتی) برای خدای یکتاست. (خداوند جان و آفریننده خرد)
149

استاد، کسی که مسیحی زاده باشد یا دین دیگری به طور ارثی داشته باشد چگونه می تواند زرتشتی شود آیا آیین ویژه ای دارد؟


پرسش :

استاد، کسی که مسیحی زاده باشد یا دین دیگری به طور ارثی داشته باشد چگونه می تواند زرتشتی شود آیا آیین ویژه ای دارد؟


پاسخ :
همه مردم برای خویش پدری و مادری دارند ویا داشته اند که هردوی آنهانیز باورها و دین نیاکان خود را پیروی کرده اند. شدنی (ممکن) است هردو دین  یکسانی داشته باشند و یا هریک باورمند به دین دیگری باشند، پذیرش دین فرزندان آنها بستگی به سفارش و دستورهای (احکام) پدر و مادرشان دارد، چنانچه پروانه (اجازه) داشته باشند تا دین دیگری را برای خود برگزینند، زرتشتی  شدن آنان نیز اشکالی نخواهد داشت. در بینش دینی زرتشتیان، فرزندان آزادند تا هنگامی که به سن خردمندی برسند با بررسی در بینش های گوناگون و پژوهش در دین نیاکان خود آمادگی پیوست خویش را به اندیشه زرتشت بیان کنند. آنگاه در جشنی که «سدره پوشی» نام دارد با اراده خویش و از روی آزادی، دین ارثی و نیاکان ایرانی خویش « بینش زرتشت» را خواهند داشت. کسانی که دین دیگری را از پدر ومادرخود به ارث برده باشند، چنانچه اختیار و آزادی گزینش در دین ارثی خود داشته باشند نیز به همان شیوه می توانند هر اندیشه و دینی را که مایل باشند، برای زندگی خویش برگزینند.
150

  درود به شما آیادر نماز زرتشتی سجده و رکوع هم وجوددارد . و چگونه می خوانند ایستاده یا نشسته؟


پرسش :

  درود به شما آیادر نماز زرتشتی سجده و رکوع هم وجوددارد . و چگونه می خوانند ایستاده یا نشسته؟


پاسخ :
درود بر شما، خیر در نیایش زرتشتیان «رکوع و سجده» نداریم هر ایرانی که به شیوه نیاکان خود نمازگزاراست با تن و روانی پاک، با دست های برافراشته می ایستد. او رو به سوی فروغ و روشنایی می کند  «روشنایی خورشید، ماه، آتش، شمع، چراغ، آب آرام و...»  و بخشی از سرود های اوستا را زمزمه می کند این بخش از اوستا را می توانید در گزینه نیایش ها از روی همین تارنما جستجو کرده و آن را بشنوید .
151

درود بر شما اقای نیکنام نوروزتان پیروز- اگر ممکنه بفر مایید نیایش نوروزی که در تارنما دارید از کدام قسمت اوستا است.


پرسش :

درود بر شما اقای نیکنام نوروزتان پیروز- اگر ممکنه بفر مایید نیایش نوروزی که در تارنما دارید از کدام قسمت اوستا است.


پاسخ :
نوروز شما نیز خجسته و فرخنده باد ...این نیایش گزیده ای از بخش های اوستا وگات ها است . گزیده کوتاهی از « هفتن یشت »، « سنگ نوشته هخامنشی » «هات ۲۸ گات ها»، «آفرینگان دهمان »، « همازور دهمان » برگرفته شده است . خشنود می شوم که دیدگاه شما گرامیان را نیزداشته باشیم تا چنانچه لازم است آن را زیباتر کنیم؛ نیایش نوروزی چنین است: پروردگارا، تو راسپاس می گوییم که هنجار اشا را بنیان نهادی... زمین وآسمان، آب و گیاهان را آفریدی... با مهر خود، روشنایی و شادی را برای زندگی مردم پایدار ساختی... به ما آموختی تا با منش نیک به تو نزدیک شویم... با گفتار نیک، آیین را ستی را گسترش دهیم و با کردارنیک، سازنده و سود رسان باشیم... اکنون که با گردش زمان، روزگاری تازه فراهم گشته است... با دست های برافراشته تو را نیایش می کنیم برآنیم تا با کارهای درست خود که از دانایی و خرد سرچشمه می گیرد، روان هستی را خشنود سازیم... ای اهورامزدا آرامش و آسایش را برای نیکوکاران جهان افزون گردان... دیر زیویم، درست زیویم، شادزیویم،  تازیویم به کامه زیویم، گیتی مان به کامه باد به کامه تن، مینومان به کامه باد به کامه روان، اغنی اشوبیم، همازوربیم، همازور هما اشوبیم، و سپس سرود «اشم وهو» سه بار خوانده می شود.
152

همازور یعنی چه؟


پرسش :

همازور یعنی چه؟


پاسخ :
«همازور» نام بخشی از سرود اوستای کشتی در خرده اوستا و از نیایش های زرتشتی است . در این سرود در می یابیم که سراینده سرود، از شنوندگان و باشندگان خواستار است و آرزو می کند تا نیکوکاری گسترش یابد و بداندیشی و کژروی نابود گردد، بنابراین سرود همازوری را می توان سفارشِ همبستگی، هم باوری، هم پیمانی، همراهی، همدلی و هم اندیشی نامید . به هنگام نیایش این سرود برای پیمانداری، نیایش کننده هردودست خود را بر هم می گذارد و همازوری را می خواند. این سرود چنین است: همازوربیم، همازور هما اشو بیم، همازور ویش کرفه بیم، هم کرفه کرفه کاران بیم، دیر اژ وناه و وناه کاران بیم، هم کرفه بسته کشتیان و نیکان هفت کشور زمین بیم ... در ترجمه روان این سرود اینگونه برداشت می شود که بیایید تا همه همبستگی داشته باشیم ، همراهی با اشوان ونیکان بکنیم ، ازکسانی باشیم که ثوابشان بیشتر است، همراه با ثوابکاران گردیم، از گناه وگناهکاران دور بمانیم، از نیکوکاران و بسته کشتیان هفت کشور زمین باشیم ...( در زمان سرودن اوستا سرزمین ها به هفت بخش (قاره) تقسیم شده بود که نام این هفت کشور زمین در اوستای همازور دهمان چنین آمده است : ارزه - سوه - فره ددفش - وی ددفش - واروبرشن - واروجرشن - هنیرس (ایران)
153

آیا زرتشت ادعا می کند دین کاملی است؟ اگر این ادعا را دارد دلیلش چیست؟


پرسش :

آیا زرتشت ادعا می کند دین کاملی است؟ اگر این ادعا را دارد دلیلش چیست؟


پاسخ :
زرتشت در سروده هایش، هیچگونه  هماوردخواهی (: ادعایی)، ودر هیچ موردی نکرده است . او بامردم سخن می گوید و باور دارد که همه با آزادی واختیار، در هرزمان و مکانی پروانه (: اجازه) دارند به ارزش های مرتوگانی (: انسانی) برسند و شایستگی داشتن رفتار نیک وسخنی شیوا هستند که برگرفته از اندیشه نیک وخرد رسا است.  رسا (:‌ کامل) بودن یک دین به چَِمار(: معنی) چیست؟ . بزرگمهرمی گوید: «همه چیز را همگان دانند و همگان تاکنون از مادر نزاده اند». اگر بپذیریم که جهان در زوزگاری به فلسفه ای رسا برای زندگی مردم رسیده است، آنگاه دیگر نیازی به هیچ نسک (کتاب)، آموزشگاه، دانشگاه، پژوهش و دانشمندی نیست تا بخواهند راهکاری تازه وگویا برای زندگی مرتوگان (بشر) پدید آورد تا او را به سوی رسایی (تکامل) وپیشرفت رهنمون باشند. زرتشت به خرد مَرتو (انسان) باور دارد که در هر مکان با یاری از دانش زمان، کامل بودن زندگی مرتوگان را به آرامی آزمایش (:‌‌‌ تجربه) خواهد کرد.
154

سلام آیا شما در کتابتان فقط حسنات زرتشت را گفته اید یا نقاط ضعفی هم دارد و شما بیان نکردید؟ آیا در کتاب اوستا تحریف راه یافته؟


پرسش :

سلام آیا شما در کتابتان فقط حسنات زرتشت را گفته اید یا نقاط ضعفی هم دارد و شما بیان نکردید؟ آیا در کتاب اوستا تحریف راه یافته؟


پاسخ :
درود بر شما ، کتابی که درباره فرهنگ و فلسفه زرتشت نگاشته ام،  ویژگی های دین زرتشت است و آشکار است که به بینش و آموزه های زرتشت اشاره کرده ام. فراخوان و گزافه گویی((تبلیغی) برای جنین بینشی در کار نبوده است، چون اگر به گفته خود زرتشت بنگریم. به آزادی گزینش در بخش های گوناگون زندگی، به ویژه گزینش دین اشاره شده است . گفتنی است که این سبب نمی شود که در رفتارهازمانی (اجتماعی) پیروان دین زرتشت نارسایی وجود ندارد. پیروان هر دین وآیینی در برابر چگونگی ساختار همبودگاه (اجتماع) از دیدگاه سیاسی، جغرافیایی و گاهی جبر زمان  گاهی خودشان را یا رویدادها سازگار کرده اند .اگر اوستا را بیشتر بررسی کنیم، گنجینه ای از ادبیات ودانش گوناگون تاریخ ایران باستان است که بخش کوچکی از آن در یسنا، سخنان زرتشت (گات ها) است، به باور پژوهشگران، این نسک (کتاب) تحریف نشده و به نام گات ها در اختیار همه است .
155

آیا شما به کسی اعتقاد دارید که در روز رستاخیز ظهور کرده و زمین به مانند بهشت از بدیها پاک می کند ودر روز رستاخیز به حساب اعمال بندگان رسیدگی می شود.


پرسش :

آیا شما به کسی اعتقاد دارید که در روز رستاخیز ظهور کرده و زمین به مانند بهشت از بدیها پاک می کند ودر روز رستاخیز به حساب اعمال بندگان رسیدگی می شود.


پاسخ :
ویژگی هایی در فلسفه زرتشت وجود دارد که با برخی از گفته های شما هماهنگی ندارد . بنابراین پاسخ شما منفی است و ما به چنین کسی باور نداریم . نخست اینکه شخص ویژه و برگزیده ای در باور ما آشکار نخواهد شد، زرتشتیان به رهانندگانی با نام «سوشیانت» باور دارند که سود رسانان ورجاوند (مقدس) نامیده می شوند، این مردم که در هر زمان و در هر جای دنیا و درهر مسلک و آئینی ممکن است زاده شوند تا درزندگی مَرتوگان (بشر) اثر گذار باشند و دیدگاهشان، فرآیندی باشکوه و شگفت انگیز در رفتار همگان پدیدار خواهد کرد. دوم اینکه بهشت در فرهنگ دینی ما جایگاه مادی ویژه ای نیست که  باورکنیم از بدی ها پاک است، بلکه بهشت جایگاه مینوی برای روان افراد نیکوکار است که خودشان با اراده خویش آن را فراهم می سازند و در این حالت خوش آیند و دلنشین به سر می برند، چه در این جهان وچه در سرایی دیگر. سوم اینکه درفلسفه زرتشت در روزی به نام «رستاخیز»  بنا نشده است تابه حساب بندگان رسیدگی شود. در این دین کسی «بنده» خدا نیست، بلکه همه همکار و دوست پروردگار هستند، حساب آنان چه نیک و چه بد باشد، در هر زمان خودشان می توانند رسیدگی و از روی آزادی و کارهای نیکی که از آن پس انجام خواهند داد، چنانچه گذشته خود را با گناهی آمیخته کرده باشند، با نیکی ها سرشار کنند.  «رستاخیز» نیز روزی بیان شده که گناهکارانی که پس از درگذشتن ، میزان کارهای نیکشان کمتر بوده است از آن پس در رنج نخواهند بود و همگان در هنگام رستاخیز به فروغ اهورایی خواهند پیوست .
156

با سلام، اگر هدف زندگی همه ما مصداق این مصراع است: « مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه است »...پس چه نیازی به داشتن یک دین مشخص داریم ، همین که بر اساس فطرت پاک عمل کنیم کافی نیست و خداوند از ما قبول نمی کند؟ 


پرسش :

با سلام، اگر هدف زندگی همه ما مصداق این مصراع است: « مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه است »...پس چه نیازی به داشتن یک دین مشخص داریم ، همین که بر اساس فطرت پاک عمل کنیم کافی نیست و خداوند از ما قبول نمی کند؟ 


پاسخ :
بیگمان همین است که شما اشاره کرده اید ولی بسیاری از مردم هنوز این برداشت نیک را ندارند. آنها در کعبه و بت خانه مقصودشان« تو» نیست. (نزدیک شدن به پرورگار یکتا) را باور ندارند، آنان از برخی باورها، اندیشه و نگرشِ روزگارانِ گذشته یاد می کنند که  دینی پایه ریزی شده است و پیروان خود را به کارهایی شگفت انگیز وگاه خرافی فرا می خوانند. دستور مبارزه و برخورد با پیروان دیگر دین ها واندیشه ها به آنان داده اند و سبب پس ماندگی ملت ها شده اند، پندارگرایی، برداشت نادرست از دین، و جنگ و ستیز بین پیروان ادیان می شوند. آنچنان که حافظ نیز در زمان خود چنین شیوه ی را باور داشته و می گوید: «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه... چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند».
157

گاه هاون، آغاز نیایش روزانه زرتشتیان است یا اشهن - چه دلیلی دارید؟


پرسش :

گاه هاون، آغاز نیایش روزانه زرتشتیان است یا اشهن - چه دلیلی دارید؟


پاسخ :
درنوشته های کهن نخستین گاه را «اشهن» نامیده اند، برای نمونه در نسک (کتاب)  «گلدسته چمن»  که یکی از دانشمندان زرتشتی به نام «هیربد شهریار جی»  در دوران قاجار در هندوستان آن را به نگارش درآورده است و زنده یاد «مستر خدابخش رییس پارسی» آن را به پارسی  برگردان کرده است، در رویه ۲۶۷ آن چنین آمده است: نام پنج گاه روز، ۱- «اشهن»- از سپیده دم بامداد تا بر آمدن آفتاب ، ۲- «هاون» - از برآمدن آفتاب تا نیمروز ، ۳- «رپیتون» - ازنیمروز تا پسین، ۴- «ازیرن» - از پسین تا نمودار شدن ستارگان، ۵- «ایوی سروترم» - از نمودار شدن ستارگان تا سپیده دم است.   اگر به هنگامی بازگردیم که نیایش کردن برای مَرتو (انسان) به شیوه یک سنت در آمده است، در می یابیم که به هنگام  آیین «مهر پرستی» در ایران، نیاکان ما باروشن شدن هوا و آمدن مهر (روشنایی سپیده دم ) به نیایش می پرداختند و مردمِ آن زمان هنوزدستگاهی به نام «ساعت» را نمی شناختند که بتوان هنگام ۱۲ نیمه شب را آگاهی یافت. و آن را آغاز گاه اشهن دانست! در آیین یکتاپرستی ایرانیان نیز نیایش ها به همین شیوه و هنگام ادامه داشته است. نکته دیگر، در باور سنتی ما هر گاه پیش از سپیده دم و روشنایی خورشید، کسی از جهان در گذرد،  همچنان گاه اشهن را آغاز روز می دانیم، زیرا گاه شماری درگذشتن او را روز پیش از سپیده دم می دانیم، بنابراین سپیده دم را مبنای روز جدید میدانیم. گفتنی است برای نگه داشتن روزهای چهارگانه «نَبر»، که از خوردن گوشت پرهیز خواهیم کرد، هیچگاه نخوردن گوشت را از۱۲ شب اغاز نمی کنیم بلکه از سپیده دم شروع می کنیم که تا سپیده دم روز پس از آن ادامه خواهد داشت.  شوه (دلیل) دیگر اینکه در نیایش روزانه ما بخش کوتاهی در اوستای «سروش واژ» خوانده می شود که پی در پی (به ترتیب) از گاه اشهن شروع می شود،  نخست به سَرَور و رییس خانه (نمانیائی چه) دوم به سرور شهر و روستا (ویس یائی چه) سوم،  تیره و قبیله (زنتومائی چه) چهارم، کشور ( دخیو مائی چه) و در گاه شب به رهبر دین (زره توشترومائی چه) درود فرستاده شده است. آشکار است که از کوچک به بزرگتر درود و آفرین باد آمده است. و جز این نادرست است: «خانه، روستا، تیره، کشور، پیشوای دین» زنده یاد موبد رستم شهزادی که از دانشمندان دین در سده کنونی بود نیز آغاز گاه نیایش را «اشهن» می داند، درست زمانی که سپیده بامدادی شروع می شود و پیش درآمد باودادِ روزی دیگر، ترنم و شادابی تازه به همه از گیاه و جاندار و مرتو(انسان) می بخشد.  
158

آیا دردین زرتشت، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا گسترش این دین شده است؟  آیا گرویدن به این دین برای همه امکان پذیر است؟  از کسی که بخواهد به تازگی به این دین در آید چه برخوردی خواهد شد؟


پرسش :

آیا دردین زرتشت، سخن و یا سفارشی برای پذیرفتن و یا گسترش این دین شده است؟  آیا گرویدن به این دین برای همه امکان پذیر است؟  از کسی که بخواهد به تازگی به این دین در آید چه برخوردی خواهد شد؟


پاسخ :
سراسِراندیشه و بینش زرتشت برای گسترش آیین راستی و خرد بوده که آموزه های رستگاری بخشِ نخستین دینِ یکتاپرستی در جهان است،  زرتشت باور دارد که هرمَرتو(انسان) که به دین راستی باورمند شده است، خویشکاری (وظیفه) دارد تا در برانداختن کژ اندیشی و فراخواندن (دعوت) دیگران به آیین خردمندی کوشش کند. اشوزرتشت در یکی از بندهای گات ها می فرماید: «بهترین نیکی به دانشمندی برسد، که پیام راستین مرا، پیامی که از روی آیین راستی به رسایی و جاودانی، به کمال بی زوال می رساند، به مردم برساند وبفهماند، برای چنین کسی شهریاری خدای دانا در پرتوِ منشِ نیک گسترش پیدا خواهد کرد» پذیرش این دین برای همه شدنی است، آشکار است که نه از روی زور (اجبار) بلکه با گزینش از روی آزادی و با خواسته هرکس، زیرا درهاتِ دیگری از «گات ها»زرتشت می فرماید: «بهترین گفته ها رابه گوش بشنوید، با اندیشهای ژرف به آن پیام بنگرید، سپس هرمرد و زن از شما، راه و دین خویش را با اختیاربرگزیند» به بخش پایانی پرسش شما که چگونه می توان باور به پیام زرتشت را درخود پرورش داد وچه برخوردی خواهد شد،  در پرسش های پیشین پاسخ داده شده بر آنها تکیه کنید.
159

 ایا دین زرتشت درست است یا آیین زرتشت و چرا؟ با سپاس


پرسش :

 ایا دین زرتشت درست است یا آیین زرتشت و چرا؟ با سپاس


پاسخ :
دین زرتشت درست تراست،  زیرا «زرتشت» نخستین پیام آورو آموزگاری بوده است که از سوی خداوند برگزیده شد و آیین یکتاباوری را به جهانیان بیان کرده است.  واژه دین که در گویش اوستایی به ریخت (شکل) «ددَاِنَه - daena» آمده به چِمار (معنای) وجدان آگاه و بینش درونی است، این واژه نخستین بار در نوشته های دینی ایران باستان آمده است.  آشکار است که آیین به چمارِ پیروی کردن از باور ها و سنت های  به ریخت آمده (شکل گرفته) در بین مردم است که هر ملتی به شیوه های گوناگون در برگزاری آن کوشش کرده است.
160

آیا زرتشتیان آتش پرست بوده اند؟ لطفا دلایل خود را به طور کامل بیان کنید.


پرسش :

آیا زرتشتیان آتش پرست بوده اند؟ لطفا دلایل خود را به طور کامل بیان کنید.


پاسخ :
ایکاش به خود زحمت می دادید و پاسخ به پرسش های پیشین را به ژرفی نگاه می کردید. زرتشتیان آتش پرست نیستند آنان نور وروشنایی راپرستش سو (قبله) خود می دانند و به سوی هر گونه روشنایی نماز و نیایش می کنند و خدای یکتا را که نخستین بار با درون نگری پیام آور و آموزگارآریایی، «زرتشت» شناخته شد، درود می فرستند. «آتش» درنزد ایرانیان بسیار گرامی بوده همچنان که «آب و خاک و هوا» نیز ارزشمند بوده است، ایرانیان از زمانی که آتش رادراختیاردرآوردند وشیوه روشن کردن آتش راآموختند، این پدیده نیک رانیز گرامی داشتند. هرگاه سری به شاهنامه فردوسی بزنیم، درداستانِ هوشنگ  به چگونگی کشف ومهار کردن آتش پی خواهیم برد.  چنانچه به نگاه هوشمندانه فردوسی، این ایرانی والاتبارو آزاده در باره نگرش ایرانیان به آتش بنگرید، به نیاکان خویش خرده نخواهید گرفت ... « مپندار کآتش پرستان بدند/ پرستنده پاک یزدان بدند».. آنگاه جایگاه آتش را درمی یابید، ایرانیان( نیاکان من و شما) هنوز دین زرتشتی را نیاموخته بودند که با کشف آتش گامی ارزشمند در راه تمدن برداشتند و پس از آن چون کبریت یا وسیله ساده ای برای آتش افروزی در اختیار نداشتند،  آتشکده ها را بنا کردند و با فراهم کردن چوب، پیوسته به آتش خوراک دادند تا مبادا آتش خاموش گردد، زیرا درآن هنگام گرمای اجاق خانه های روستا و شهر ها نیز به سردی گرایش می یافت. ایرانیان آتشکده ها را درکنار رودخانه ها وجویبارها می ساختند تا هر چهار عنصر زندگی ساز، « آب و آتش و خاک وهوا» همه با هم گرامی داشته شود. سده ها پس از آن ایرانیان به بینش زرتشت در آمدند وهمچنان از نورِآتش همانندِ نورِخورشید ودیگر روشنایی ها برای نیایش خدای یکتا بهره گرفتند. آنان تا امروز نیز  یادگار باستانی (میراث) ارزشمند نیاکان را گرامی داشته اند و برخود می بالند که مانند برخی تیره ها (اقوام) توزنده (مهاجم) به ویرانی آثار فرهنگی گذشتگان نمی پردازند.

صفحه‌ها

دوست عزيز اگر پاسخ پرسش خود را نيافتيد آن را برای ما ارسال كنيد

CAPTCHA
کد امنیت را وارد کنید
9 + 0 =
Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.