موبد كيست و چه نقشی درجامعه زرتشتی دارد؟ موبدیار چه فرقی با موبد دارد.

پرسش: 

 موبد كيست و چه نقشی درجامعه زرتشتی دارد؟ موبدیار چه فرقی با موبد دارد.

پاسخ: 

واژه «موبَد» از واژه «مَگوپَت» در اوستا برگرفته شده که به چِمار( معنی) دانا است. آنزمان کسانی که بیشتر از دیگران دانش های گوناگون زندگی راباتجربه و نزد دانایان فراگرفته بودند و به راهنمایی مردم می پرداختند«مگوپتان» (دانایان) نامیده می شدند. چون این افراد آگاهی دینی نیز داشتند به پیشوایان دینی نیز نام آور(معروف) شدند. آنها بایستی ویژگی های یک فرد آگاه، دانا، فرهیخته، پارسا، نیک اندیش، خوش گفتار ودرست کردار را داشته باشند. باساده زیستی خود، الگوی زندگی برای دیگران باشند. از زمانی که موبدان در زمان ساسانی برآن شدند تا دولت وپادشاهی را نیز دردست بگیرند، به نیروی سیاسی پیش بینی نشده ای در تاریخ دین زرتشتی دست یافتند. در این دوران به شوه (دلیل) آشنایی از جایگاه پیشوایان (روحانیان) دین های واپسین که در ایران نیز نیایشگاه (معبد) هایی را برای پیروان خود برپا کرده بودند، برخی از موبدان آن زمان خود را بالاتر از دیگران پنداشتند و همانند پیشوایان دین های دیگر، باوری نادرست را دراندیشه مردم جایگزین کردند که آنان چاپار (واسطه و رابطه) بین مَرتو (انسان) و خداوند خواهند بود. آشکار است که بینش زرتشت، چنین باوری را نمی پذیرد، اشوزرتشت که در جایگاه آموزگار وپیام آورراستی برای مردم جهان، از آن زمان تاکنون بوده نیز هیچگاه خود را بالاتر از دیگران ندانسته و چاپار (رابطه و واسطه) بین انسان و اهورامزدا ندانسته است. اکنون نیز کسی که خود را بهجایگاه مگوپت (آگاه ودانا) رسانده است. تنها شایسته راهنمایی دیگران است. شاید موبدانی نیز باشند که خویش را همچنان برترو گونه گون تر از دیگران بدانند که باور تنومی (شخصی) آنان خواهد بود... «موبدیار»، یک واژه ساختگی پس از انقلاب اسلامی در ایران است که نادرست بوده و در فرهنگ دینی زرتشتیان جایگاهی ندارد. زیرا تا پیش ازانقلاب ایران، هیچگاه چنین واژه ای به کار نرفته است و برای زرتشتیان کشورهای دیگر نیز واژه «موبدیار» تازگی دارد.  نام وجایگاه پیشوایادینی به یادگار مانده، موبد یا مَگوپت (دانای دین)، هیربَد (آموزگاردینی)، دَهموبَد(همکار موبد) سه جایگاه کسانی بوده است که در بخش دینی خدمتگزار همبودگاه (جامعه) بوده اند. در زمان ساسانی برای اینکه همانند فرهنگ دیگران، وَچَر (فتواها) و دستورهای تازه ای نیز از سوی موبدان به مردم رسانده شود. برخی از موبدان برگزیده شدند و به نام وجایگاه (دستور) می رسیدند که بازهم در بینش زرتشت، «امر، جبر و دستور» دادن مشاهده نمی شود. آموزگار راستی انسان را در گزینش خودآزاد می داند بنابراین شایسته اینکه بهترین گفته ها با گوش شنیده شود، سپس هرکس برپایه دانایی راه خویش را برگزیند. در ادبیات پهلوی زمان ساسانی و سالها و سده ها پس از آن راهکارها ودستوراتی به یادگار مانده که تراوش یافته ذهن پیشوایانی است که خود را بالاتر از دیگران به حساب آورده و خویشکاری ( وظیفه، تکلیف) برای آنان برگزیدهاند که بینش زرتشت آنها را نمی پذیرد.